گفتگوي افسران جوان با فرمانده پيرامون جنگ نرم - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٠٦
درک حقایقی دانسته اند که از طریق دریافت واقعیات به دست آمده و انسان را از ظواهر به اعماق و باطن رهنمون میسازد.
دانش بشر که از راه حواس و عقل حاصل میگردد انسان را به کشف واقعیات (آن چه که هست) رهنمون میسازد، اما راه دستیابی به حقایق (شامل آنچه که باید باشد) بینش انسان هاست. از آنجا که دانش انسان و روشهای رسیدن به آن محدود است و انسان را ناگزیر به پذیرش واقعیتها مینماید، این بینش آدمی است که به او روشها و منزلگاه شرایط مطلوب (حقیقت) را نشان میدهد.
بینش سیاسی بر دانش و روش در سیاست مقدم است، زیرا این بینش است که معیار و ملاک انتخاب موضوعات مورد تفکر پژوهشگر و روش مناسب درست اندیشیدن را به او یاد میدهد.
بینش بر دانش و روش سیاسی مقدم است و بدون داشتن بینش منسجم و هدفمند، کوشش برای شناخت و تبیین پدیدهها و فراگردهای سیاسی بیثمر میباشد.
کسب دانش سیاسی بدون ارتقای بینش سیاسی برای فهم پدیدههای سیاسی و اجتماعی کافی نیست و فایده چندانی در بر ندارد، زیرا دانش مستمراً در حال تحول است در حالی که بینش ظرفیت و قالب انسجام یافتهای دارد که ترجیحات و گرایشها و ارزشهای هر فرد را مشخص میکند.
روشها مسیر درست اندیشیدن را به ما نشان میدهند ولی این بینش است که منظور غایی از برآوردن فکر را ترسیم و تعیین میکند.
پرورش بینش برای شناخت ارزشها و گزینش روش برای درک واقعیتها بر هر امری ارجح است.[١]
[١]١. کاظمی، سید علی اصغر، روش و بینش در سیاست، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ سوم، ١٣٨٦، مقدمه