گفتگوي افسران جوان با فرمانده پيرامون جنگ نرم - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٣
نشان دهد که امریکا نه تنها به لحاظ قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه در بعد سومی به نام «قدرت نرم» نیز قویترین کشور محسوب شده و بیهمتاست. وی این مفهوم را نخستین بار این گونه تعریف نمود: «قدرت نرم» توانایی کسب چیزی است که از طریق جذب به جای اجبار میخواهیم. وی در ادامه مینویسد این نوع قدرت «می تواند از طریق روابط با متحدان، کمکهای اقتصادی و تبادلات فرهنگی حاصل شود». او در این کتاب استدلال میکند این نوع قدرت میتواند موجب به وجود آمدن افکار عمومی مطلوب تر و کسب اعتماد بیشتر در کشورهای دیگر شود.
نای مجدداً در سال ٢٠٠١ با انتشار کتاب دیگری به نام «تناقض قدرت امریکایی: چرا تنها ابرقدرت جهان نمیتواند به تنهایی عمل کند؟» به مفهوم قدرت نرم بازگشت. این کتاب در حقیقت هشداری علیه فاتح گرایی امریکا در قرن بیست و یکم میلادی است. نای در این کتاب به توضیح اصولی میپردازد که به اعتقاد وی باید طی دهههای آینده بر سیاست خارجی امریکا حکم فرما باشد. وی استدلال میکند در قرن جدید، ایالات متحده نباید تنها بر حفظ قدرت اقتصادی و نظامی خود که او «قدرت سخت» مینامد، تکیه کند بلکه باید در جهت جذابیت فرهنگ، ارزشها و نهادهایی که «قدرت نرم» نامیده است، تلاش نماید. او مجدداً در این کتاب اعلام میدارد امریکا نیازمند تقویت بعد سوم قدرت خویش، یعنی قدرت نرم میباشد.
مقالهای نیز در «هرالد تریبون» در ١٠ ژانویه ٢٠٠٣ توسط نای نوشته شده که در آن ضمن اعتراض به عملیاتهای مخفی پنتاگون در کشورهای متحد امریکا، آنها را برای قدرت نرم این کشور بسیار مضر میخواند. وی با اشاره به تفاوت میان تبلیغات یا پروپاگاندا و قدرت نرم، مثالهایی را از قدرت نرم امریکا در برابر کشورهای دیگر میآورد. نای در نهایت از حجم بسیار اندک بودجه دیپلماسی