گفتگوي افسران جوان با فرمانده پيرامون جنگ نرم - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٨
مسیر تهاجم فرهنگی دشمنان خود، علاوه بر پذیرش سلطهی فرهنگی بیگانگان ناچار است سلطههای سیاسی و اقتصادی و نظامی آنان را نیز بپذیرد. چون فرهنگ به مثابهی موتور محرک، مایهی شکوفایی ذهنهای خلاق و مستعد میباشد و در سایهی فرهنگ زنده و مبارز است که افراد جامعه به رشد و استقلال سیاسی، اقتصادی میرسند. بنابراین رسیدن به خودکفایی اقتصادی، سیاسی و نظامی، زمانی میسر است که استقلال فرهنگی وجود داشته باشد.
نظامهای منحط سرمایه داری، پس از سالها تجربه و آزمایش به این نتیجه رسیده اند که مهمترین مانع توسعه طلبی آنها در کشورهای جهان سوم قدرت فرهنگی این ملت هاست و تا زمانی که علایق مذهبی جوامع مذکور دست نخورده باقی بماند، چپاول منافع آنان امر مشکلی خواهد بود. لذا به این فکر افتادند که قبل از هر چیز سلطهی فرهنگی را کامل کنند.
پس از سلطهی فرهنگی است که احساس حقارت و پوچی و ناتوانی در روح ملتها بسیار آسان ایجاد خواهد شد و آنها کم کم به این یقین دروغین میرسند که قدرت انجام هیچ کار عظیم و مهمی را ندارند و بایستی تا آخر عمرشان تابع و تحت سلطهی سیاسی، اقتصادی بیگانگان بمانند.
پس از ایجاد چنین باورهایی است که دشمن میتواند سلطهی اقتصادی، نظامی خود را نیز تکامل بخشیده و به آسانی مقدرات امور ملتها را در دست بگیرد. ملتهای جهان به ویژه ملل مسلمان مدتها است که در خطر چنین تهاجمی قرار گرفته اند.
بنابراین برای جلوگیری از سلطهی فرهنگی و به تبع آن سلطهی اقتصادی دشمن، ایجاد حساسیت دو جانبه ضروری میباشد. از یک طرف حساس بودن به فرهنگ خودی که بایستی به مثابهی روح جامعه تلقی و مورد احترام قرار گیرد که البته بستگی زیادی به توجه و عملکرد کلیهی مسئولان مملکتی دارد. از طرف دیگر حساسیت شدید به فرهنگ مهاجم غرب.