شرح حكمة الإشراق سهروردي

شرح حكمة الإشراق سهروردي - قطب الدين الشيرازي - الصفحة ٦

دانشمندان فارس برخوردار شد و آنگاه براى استفاده از بزرگان هم‌زمان مسافرت‌هاى فراوان به اقطار عالم كرد. شاهان و امرا و حكّام از خراسان تا آذربايجان و از فارس تا آسياى صغير و از عراق عجم تا عراق عرب مقدم او را گرامى مى‌داشتند و در تحرير و تدوين آثار ارزنده او را يارى و مساعدت مى‌نمودند كه مقدّمه‌هاى آثارش اين حقيقت را تأييد مى‌كند.

او در مراغه به حضور خواجۀ طوسى رسيد و از محضر او استفادۀ فراوان برد و خواجه چنان مفتون استعداد و قريحۀ او شد كه او را «قطب فلك وجود» ناميد و موجب معرّفى او به هلاكو شد. در جوين در مدرسه‌اى كه شمس الدّين جوينى بنا كرده بود با نجم الدّين كاتبى قزوينى آشنا شد؛ گذشته از حضور در درس او، درسها را براى شاگردان اعاده و تكرار مى‌نمود. در قزوين نزد شيخ علاء الدّين طاوسى درس فقه خواند. مدّتى در قونيه از بلاد آسياى صغير اقامت كرد. در زمانى كه بزرگانى همچون صدر الدّين قونوى و جلال الدّين رومى در آنجا ساكن بودند و قطب الدّين نزد قونوى كتاب جامع الاصول در علم حديث را خواند. پس از وفات صدر الدّين در سال ٦٧٣ قطب الدّين از طرف شمس الدّين جوينى متقلّد شغل قضاوت در سيواس و ملطيه گرديد و در همين زمان به تدريس فقه اشتغال ورزيد. با خواجه رشيد الدّين فضل اللّه همدانى مناقضات و منافسات داشت و طعنه‌ها و كنايه‌ها در بارۀ يهودى بودن اجداد او مى‌زد از جمله آنكه وقتى رشيد الدّين تفسيرى بر قرآن مى‌نوشت قطب الدّين گفت بنابراين من هم بايد بر تورات شرح بنويسم و در هنگام افتتاح مسجدى در ربع رشيدى قطب الدّين گفت عيب اين مسجد آنكه قبله‌اش انحراف به سوى مغرب دارد و مقصودش اين بود كه به سوى بيت المقدّس است. و در همين سفرها به حضور دو تن از مشايخ صوفيّه رسيد يكى نجيب الدّين على بزغش شيرازى از مريدان شهاب الدّين سهروردى عارف و ديگرى محيى الدّين احمد بن على از مريدان نجم الدّين كبرى كه با دست همين محيى الدّين خرقه در بر كرد و تا آخر عمر آن را به همراه مى‌داشت.