شرح حكمة الإشراق سهروردي

شرح حكمة الإشراق سهروردي - قطب الدين الشيرازي - الصفحة ١٨

خود از اهل فضل و علم‌شناس بوده از اين روى مى‌گويد كه من آنچه را كه از او فرا گرفتم به او تقديم داشتم و خود را به باغبانى مانند مى‌سازد كه به رسم خدمت از ميوه‌هاى باغ به مالك باغ تقديم مى‌دارد.

فقيّم الباغ قد يهدى لمالكه برسم خدمته من باغه التّحفا

او در پايان مقدمه به تعريف و توصيف شرح خود مى‌پردازد و آن را از نسيم سحرگاه گواراتر و از راز و نياز عاشق و معشوق شيرين‌تر مى‌داند و در ضمن به قلّت بضاعت و كوتاه دستى خود در اين صناعت اعتراف مى‌نمايد.

قطب الدّين متن حكمة الاشراق را نقل و با شرح خود ممزوج مى‌سازد و در اين شرح نه تنها به توضيح لغات و اصطلاحات و بيان تعبيرات تشبيهى و استعارى و كنائى مى‌پردازد، بلكه آگاهى‌هاى مفيدى را از بيان مفاهيم فلسفى و عرفانى و انديشه‌هاى متقدّمان و متأخّران را بر خواننده عرضه مى‌دارد كه در اين مختصر به برخى از آنها اشاره مى‌گردد:

او در تعريف حكمت اشراق مى‌گويد: يعنى حكمتى كه بر اشراق كه كشف باشد نهاده شده يا مقصود حكمت مشرقيان است كه اهل فارس هستند و اين هم به معنى اوّل بر مى‌گردد، زيرا حكمت آنان كشفى و ذوقى بوده و به اشراق نسبت داده شده كه همان ظهور انوار عقلى است و اعتماد فارسيان در حكمت بر ذوق و كشف بوده است. او اشاره به اهمّيّت علوم ايرانيان مى‌كند و مى‌گويد حوادث روزگار حكمت‌هاى آنان را نابود كرده و ملك را از آنان ربوده و اسكندر نيز بيشتر كتابها و حكمت‌هاى آنان را سوزانده است.

قطب الدّين آنجا كه سهروردى گفته است مطالب كتاب در خلوت‌ها و منازلات با ذوق براى او حاصل آمده است، مى‌گويد: مقصود از حال خلوت حال اعراض از امور بدنى و اتّصال به مجرّدات نورى است و حقيقت خلوت ترك محسوسات و مألوفات جسمانى و قطع خاطرات وهمى و خيالى است و گر نه ممكن است كه آدمى در خانه‌اى خلوت كند و در همان حال نيروهاى وهم و خيال بر او چيره باشد بنابراين او در «فرقت» است نه در «خلوت» .

در مورد منازلات قطب الدّين مى‌گويد: در منازلات يعنى در احوالى كه بر من