بخیل نامه - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٣١ - انتخاب

توانگری بخیل را پسری رنجور (بیمار) بود. نیکخواهان گفتندش: مصلحت آن‌ است که ختم قرآن کنی از بهر وی، یا بذل قربانی. توانگر به اندیشه فرو رفت و گفت: قرآن مهجور (غریب) اولی‌تر است که گَلِه دور. صاحبدلی بشنید و گفت: ختمش به این دلیل انتخاب کرد که قرآن، بر سر زبان است و زَر در میان جان.[١]

گفـــــــت پیغمبــــر که در بازارهــــا دو فرشتــــــه می‌کنـــــد ایدر[٢] دعــــــا

کای خدا تو مُنفقان را ده خَلف[٣] و ای خدا تو ممسکان را ده تَلف[٤]


[١]. گلستان سعدی، باب ٦، حکایت ٧.