بخیل نامه - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١٧ - بیماری

گویند شخصی می‌خواست به خانه یكی از دوستان برود. گفتند: دوست تو بیمار است؛ او باید تب كند و عرق كند تا خوب بشود. گفت: بروید مهمان او شوید و از غذایش بخورید تا از وحشت تب كند و حالش خوب بشود.[١]

زین بخیلان در گذر مردانه وار خویشتن بر شمع زن پروانه وار

گر کنی زین قوم قولنجی[٢] حذر کی بود ز امساک ایشانت خبـر[٣]


[١]. گزیدۀ زَهرالربیع، ص٨٩.