سيره استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٤٧ - سير زندگى
برخوردار بود. درس ايشان زبانزد طلّاب بود و مسجد نو روبروى شيخان مملو از طلّاب مىشد و به قول آيت اللَّه شيخ يحيى انصارى شيرازى حفظه اللَّه، درس مرحوم ميرزا رحمه الله به قدرى شيرين و با محتوا بود كه هنوز حلاوت آن درس را احساس مىكنم و مانند آن درس را بعدها هرگز نيافتيم. حجّت الاسلام والمسلمين شيخ ابراهيم رضائيان مىگويد: من هم از ايران به نجف رفتم و مدتى در حوزهى نجف بودم.
بعداً يك سفر به ايران داشتم كه به محضر مبارك شيخ آيت اللَّه ميرزا هاشم رحمه الله رسيدم و ايشان تا مرا ديد، با شوق و ذوق خاصى از من سؤال كرد: از ميرزا جواد رحمه الله چه خبر، ايشان چه كار مىكند؟ ميرزا واقعاً جولان فكرى داشت. مرحوم ميرزا هاشم رحمه الله در مورد هيچ كس سؤال نكرد و فقط جوياى حال ميرزا رحمه الله شد و اين خود نشان مىداد كه مرحوم ميرزا رحمه الله كسى نبود كه فراموش شود.
مرحوم ميرزا رحمه الله مىفرمودند: ما در حوزهى قم بوديم و آوازهى حوزهى نجف را مىشنيديم. خيلى در حسرت نجف مىسوختم، ولكن راهى براى هجرت به آن ديار نمىيافتم، هميشه در اين فكر بودم كه آيا خواهد شد روزى ما هم موفق شويم حوزهى نجف را درك كنيم و در جوار مرقد مطهّر اميرالمؤمنين و أباعبداللَّه الحسين عليهما السلام ادامهى تحصيل دهيم؟ اين آرزو موجب شده بود كه توسّل فراوان داشته باشم تا آنكه خداوند متعال حاجت من را برآورده كرد. در جلسهى علمىاى كه داشتيم، خداوند عنايت كرد و اسباب مهيّا شد و من موفق شدم به نجف هجرت كنم. خصوصيات آن جلسه به نقل از مرحوم ميرزا رحمه الله اين