گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٥ - اعتماد به نفس
مىرفت. بههمين علت اطمينان پيدا مىكردم كه اين جنگ نا برابر روزى به پيروزى مجاهدين پايان خواهد يافت. درآن شرايط واقعاً كسى بهفكر جان خود نبود و تمام فكر مردم اين بود چگونه افغانستان را از چنگ شوروى آزاد كنند، تا اسلام در اين كشور محفوظ بماند.
دين چيزى عجيبى است! آنهايى كه تا ديروز در افغانستان داراى منافع بزرگ و داراى چوكى و مقام بودند و پولهاى كلانى هم بدست آورده بودند، اگر وضعيت خراب نمىشد منافع زيادى هم داشتند؛ ولى همينكه كمونيستها كودتا كردند، همه فرارى شدند، رفتند در آمريكا و در اروپا، به كنج عافيت خزيدند. تا روزىكه افغانستان آزاد نگرديد در همان جاها باقى ماندند؛ ولى مجاهدين كه از همين تودههاى عامه مردم بودند، يا به اصطلاح واقعى، از همين اكثريت خاموش بودند، همه در كشور خود باقى ماندند. در حالىكه اينها در طول تاريخ كشور، هيچ استفادهى هم نداشتند و با زحمت شبانه روزى، شكم خود و شكم عيالشان را سير مىكردند. اينها بدون اينكه منافع خود را در نظر بگيرند، بهخاطر حفظ اسلام در كشور ماندند و عليه كمونيستها قيام كردند و جانهاى شيرين خود را فداى دين نمودند.