گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٨ - روياى بى تعبير شوروى در افغانستان
همديگر را بدزدند؛ تمام اينها يك نوع وحشىگرى است كه بدتر از عادت حيوانات جنگل است.
شوروىها نيز عادت كرده بودند كه طبق طبع و ميل خود هر ده سال يكبار بهيك كشور ضعيف تجاوز كنند و آن را ضميمه خاك اتحاد جماهر شوروى سازند. وقتى شوروى در افغانستان تجاوز كرد، مطمئن بود كه غربىها نمىتوانند عليه اين تجاوز مخالفت كنند؛ يعنى آنها نمىتوانند اقدام نظامى نمايند و عملًا جلوى تجاوز شوروى را بگيرند؛ ممكن است مخالفت سياسى داشته باشند و در الفاظ آن را محكوم كنند؛ اما اين مخالفتها براى ما تأثيرى ندارد و ما سرانجام در تصميم خود موفق خواهيم شد. شوروىها نيز طبق معمول، از اين طبيعت بشرى استثناء نبودند و مانند تمام ستمگران و خونخواران تاريخ فكر مىكردند. آنها دين را ترياك ملتها مىدانستند و از اخلاق انسانى بهرهى اندكى هم نداشتند، لذا هر ده سال يك بار دست به كشور كشائى مىزدند.
واقعيت اين است كه تا بشر به دين برنگردد اين جنگ و اين خونريزى پايان نمىيابد. اكنون كه ما در قرن بيست و يكم، زندگانى مىكنيم، علوم قدمهاى بالاترى را برداشته است؛ اما اين بشر تا هنوز اصلاح نشده است.