گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٧ - مقاومت عجيب مجاهدين حركت اسلامى افغانستان
مقاومت عجيب مجاهدين حركت اسلامى افغانستان
با توجه به چنين شرايطى، من يادم نيست كه در طول جهاد، يك نفر از مجاهدين حركت اسلامى، نزد من آمده باشد و گفته باشد كه ديگر جنگ نكنيم و از جنگ احساس خستگى كرده باشد، چنين حرفى را به من پيشنهاد نكردند. حالا من از مجاهدين حركت اسلامى صحبت مىكنم؛ ولى حتما در ساير احزاب، نيز چنين افراد مقاوم و فداكاربودهاند؛ اما امكانات آنان، بهتر از ما بود. بايد اعتراف كنم كه امكانات در جبهات حركت اسلامى، خيلى كم بود. با وجود نبود امكانات كافى، من از يك نفر مجاهد، نشنيدم كه به من پيشنهاد ترك جنگ را كرده باشد و گفته باشد كه بياييد با دولت مذاكره كنيم و از طريق سياسى با دولت كمونيستى، كنار بيائيم. هرگز! چنين پيشنهاداتى را من از آنها نشنيدم؛ بلكه برعكس تمام آنها، بر تداوم جهاد تأكيد داشتند.
وقتى مجاهدين حركت اسلامى، از جبهات برمىگشتند، روحيه عجيب داشتند، در حالىكه همسنگران و برادران خود را در جلوى چشم خود، مىديدند كه قطعه قطعه مىشوند و جام شهادت مىنوشند؛ ولى خم به ابرو نداشتند و شهادت آنها را براى من تسليت مىگفتند. آنها از نظر روحى، مىخواستند مرا تقويت كنند و به من مىگفتند: پيروزى مجاهدين حتمى