گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٢ - استراتژى شكست خورده شوروى در افغانستان
باشد؛ براى اينكه همهى ما از يك محيط هستيم و فرهنگ محيط بر همهى ما تأثير نموده است. يعنى چيزى را كه كمونيستها و مجاهدين در ميان خود مشترك داشتند، فرهنگ اختلاف بود.
بنابراين اختلافات ميان سران دولت كمونيستى افغانستان به حدى بود كه در ميان سران مجاهدين نيز وجود داشت. اختلافات كمونيستها در طول دوران حكومت آنها ادامه داشت؛ گاهى كودتا مىكردند، گاهى همديگر را مىكشتند، گاهى همديگر را زندانى مىكردند. اختلافات شديد ميان آنها وجود داشت و حتى شوروىها نيز نتوانستند كه به اختلاف آنان خاتمه بخشند. اين موضوع بر مشكلات شوروىها تا حدود زيادى افزوده بود؛ زيرا از يك طرف اين اختلافات براى شوروىها هزينهى سنگينى را در پى داشت و از طرف ديگر سبب تقويت روحيه مجاهدين مىگرديد.
بنابراين شوروىها مجبور بودند كه براى بقاى نظام كمونيستى در افغانستان بيشتر هزينه كنند و خسارات زيادترى را متحمل شوند؛ بهعنوان مثال: در ابتدا نورمحمد تركى را تقويت كردند، بعد از مدتى تركى توسط حفيظ الله امين، به قتل رسيد، سپس شوروىها مجبور شدند تا حفيظ الله امين را بكشند و ببرك كارمل را به قدرت برسانند، بعد ديدند كه اختلافات