گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٢ - چگونگى اكمال جبهات مجاهدين
رئيس جمهور وقت عراق، برآنها تحميل شده بود گرفتار بودند و ممكن است زورشان نمىكشيد كه براى ما كمك كنند. ازطرف ديگر، مقامات حكومت پاكستان ما را به رسميت نمىشناختند و ازينكه مركزيت ما (حركت اسلامى) در آن زمان در ايران بود، چيزى از جانب پاكستان بهما نمىرسيد. سرانجام از يك طرف فرماندهان جهادى ما مجبور شدند، تا با احزاب جهادى مقيم پشاور، در ارتباط شوند؛ يعنى از طريق كه خود آنها بلد بودند، مقدار سلاح و مهمات را از احزاب پشاور براى جبهات خود مىگرفتند. در ضمن يك مقدارى را ما نيز مىخريديم.
البته آنچه را كه ما مىخريديم چيزى نبود كه جهاد توسط آن ادامه يابد؛ منتهى در كنار دو جهت فوق الذكر خوب بود. عمده امكانات ما همين دو جهت بود، يكى اسلحه و مهماتى را كه مردم از حكومت بهغنيمت مىگرفتند و ديگرى آنكه از طريق احزاب پشاور توسط فرماندهان جهادى بهدست مىآمد. تمام امكانات نظامى جبهات ما از اين دو جهت تأمين مىشد. البته با توجه به اينكه دفتر مركزى ما در ايران و چنانچه توقع مىرفت؛ متأسفانه مقامات جمهورى اسلامى ايران هيچ كمكى بهما نكردند؛