گوشهاى از تاريخ جهاد مردم افغانستان از نگاه حضرت آيت الله محسنى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٦ - اعتماد به نفس
شايد در جبهات جهاد، يك نفر بىدين هم كشته نشده باشد، تمام قربانىها، از همين مردم دين دار بودند.
ممكن است يك عدهاى از بىدينان مانند: خلقىها و پرچمىهاى طرف دار شوروى كه با دولت كمونيستى بودند نيز كشته شده باشند؛ ولى آنان در مقابل مردم قرار داشتند؛ اما از شعله جاويد و امثالهم، كه مخالف شوروى بودند، من فكر نمىكنم كه يك نفر در جبهات جنگ كشته شده باشد. همهاى آنها فرار كردند. اكثر مائوايستىها را من در آن زمان در آلمان مىديدم، اين در حالى بود كه تا چند روز جلوتر، آنها غربىها را امپرياليست مىگفتند و دشمن خود مىدانستند، عليه آنها گلوى خود را پاره مىكردند. اما بعد از كودتاى كمونيستى، متواضعانه در سر سفره چرب و رنگين غربىها نشسته بودند و براى آنها زنده باد مىگفتند. همه از معركه در رفته بودند و رنگ غربى بهخود گرفته بودند.
در قندهار نيز عدهاى از مائوايستىها حضور داشتند، روزهاى اول جهاد نزد من آمدند و گفتند: ما نيز مىخواهيم در كنار شما باشيم و جهاد كنيم؛ منتهى شما مرامنامه خود را كمى نرمتر بنويسيد؛ گفتم نه؛ ما نمىخواهيم كه شما در كنار ما باشيد؛ زيرا شما از خود اهدافى داريد و ما از خود اهدافى