عقايد (وظايف عملى و وظايف متقابل) براى همه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٥ - چند مطلب
كه از علماى خود در احكام دين تقليد و پيروى كنند و اين علما كه نواب امام زمان- عجل الله تعالى فرجه الشريف- مىباشند بايد به درجه اجتهاد و حتى اعلميت رسيده و داراى عدالت باشند و مردم بايد وظايف دين و دنياى خود را از اين مجتهد بزرگ اخذ نمايند به عقيده ما جدايى سياست از ديانت حرف غلطى است، هيچ مرزى بين دين و سياست وجود ندارد، اسلام در تمام ابعاد اجتماعى، سياسى، اقتصادى، اخلاقى و غيره دستورات دارد كه بايد به آن عمل شود، كسانى كه جدايى دين از سياست را مطرح مىسازند در حقيقت بدين اعتقاد درستى ندارند يا منكرند يا جاهل.
ولى بايد شديداً متوجه بود كه معناى جدا نبودن دين از سياست اين نيست كه دين را تابع سياست قرار بدهيم و مرجعيت دينى را به رهبران سياسى تفويض كنيم بلكه بايد سياست تابع دستورات دينى قرار گيرد و رهبرى سياسى به مراجع مذهبى (مجتهدين جامع الشرايط) تفويض شود و با دين و اهل دين نبايد بازى نمود.- امروز در چند كشور اسلامى رهبران فاسد سياسى آنان ادعاى زعامت دينى ملت خود را نيز دارند، و اين وظيفه ملتها است كه بايد آنان را سرجاىشان بنشانند و گرنه از مصاديق اين آيه خواهند بود فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
و چنانچه حاكم يك كشور مجتهد نباشد حكومت آن اسلامى نيست هر چند كه احكام اسلامى را تطبيق كنند، بلى ممكن است نظام (يعنى مجموع قوانين رسمى) يك كشور اسلامى باشد ولى حكومت آن اسلامى نباشد، يعنى مجريان آن واجد شرايط شرعى نباشند.