پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧٩
عبدالله بن مسعود مىگويد: ما با رسول خدا (ص) جهاد مىكرديم و زن نداشتيم، عرض كرديم: آيا خود را خصيه نكنيم؟! پس آن حضرت (ص) نهى فرمود از اين كار، بعد براى ما اجازه داد زن را به لباس تا مدتى نكاح كنيم. بعد عبدالله آيه فوق را خواند: اى مومنان حرام نكنيد پاكيزههايى را كه خدا براى شما حلال نموده است ...
غرض عبدالله از قرائت آيه، نهى از حرام نمودن متعه است و اينكه حليت متعه ثابت است.
٧) عن عطاء قدم جابر بن عبدالله متعمر افجئناه فى منزله فسئاله القوم عن اشياء ثم ذكروالمتعة، فقال نعم استمتعناعلى عهد رسول الله (ص) و ابى بكر و عمر.[١]
جابر مىگويد: ما متعه نموديم در زمان رسول الله (ص) و ابوبكر و عمر.
٨) عن عمران بن حصين انزلت آية المتعة فى كتاب الله ففعلناها مع رسول (ص) ولم ينزل قرآن يحرمه و لم ينه عنها حتى مات قال رجل برأيه ماشاء.[٢]
آيه متعه در قرآن نازل شده است و ما آن را با رسول الله (ص) بهجا آورديم و نه قرآن آن را حرام نمود و نه رسول الله (ص) از آن نهى فرمود، مردى به نظر خود چيزى را كه مىخواست گفت. (و در حديث عمران بحث است).
به هر حال عبدالله بن مسعود و جابر بن عبدالله و عبدالله بن عباس و عمران (رض) جواز متعه را غير منسوخ مىدانستند، متنهى جابر به خاطر نهى خليفه دوم (رض) آن را ترك كرده است.
[١] . همان، ص ١٨٣
[٢] . صحيح البخارى، حديث شماره ٤٢٤٦، باب المغازى