پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٩ - رد خواستگار توسط والدين
جواب: دوستى دوره جوانى، فقط احساسات خام است با پدر و مادر مشوره كنيد و درباره دختر و فاميل او نيز تحقيق كنيد.
سوال (١٦٤٧): پسرى نوزده سالهى هستم كه دخترى را دوست دارم و او هم مرا دوست دارد، اما فاميلهاى ما راضى نيستند، لطفاً راهنمايى كنيد!
جواب: عجله نكنيد، رضايت فاميل براى آينده شما بسيار مهم است.
سوال (١٦٤٨): هفت سال مىشود كه پسرى را دوست دارم، او هم مرا دوست دارد. چندين بار به خواستگارى ام هم آمده، ولى پدرم قبول نمىكند. ما تصميم گرفتيم كه از هم جدا شويم، اما دورى او را تحمل نتوانستم. دست به خودكشى زدم، اما نجات يافتم، حالا كه پدرم مرا به او نمىدهد، هر قدر كه دعا مىكنم و نماز مىخوانم، كه او را فراموش كنم نمىتوانم، هنوز علاقه ام به آن پسر بيشتر مىشود، لطفاً راهنمايى كنيد كه چه كنم؟ آيا من به نظر شما گنهكارم؟
جواب: خودكشى خيلى بد است، خوب شد كه نجات يافتيد، اراده قوى شما بالآخره مؤثر مىشود. اگر پسر، متدين و با اخلاق است توسط فاميل او را راضى كنيد.
سوال (١٦٤٩): دخترى بيست و يك سالهى هستم، عاشق پسرى جوانى شدهام كه يك انسان خوب و متدين است. مدت يك سال به خواستگارى آمد، ولى پدرم راضى نشد. مدّتها است كه دعا مىكنم تا خداوند مِهر او را از قلبم بيرون كند، ولى روز به روز به او بيشتر فكر مىكنم، لطفاً راهنمايى كنيد كه چه كنم؟
جواب: خيلى اصرار نكنيد، به خداوند توكل كنيد و دعا كنيد كه اگر خيرى در آن است با هم ازدواج نماييد.