پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٧ - رد خواستگار توسط والدين
سوال (١٦٣٩): دخترى نوزده سالهى هستم، شخصى به خواستگارىام آمد، خانوادهام قبول نكردند. اما او منصرف نشده است و باز قصد دارد بيايد، مىترسم كه خانوادهام دوباره جواب منفى بدهند. لطفاً راهنمايى كنيد كه چه كنم؟
جواب: احساساتى نشويد، خانواده، مصلحت شما را مىخواهند. دير آيد درست آيد.
سوال (١٦٤٠): دخترى بيست و دو سالهى هستم، هر خواستگارى كه برايم مىآيد، پدرم آنها را رد مىكند، نمىدانم چرا؟
جواب: به عمو، ماما و مادر بگوييد كه: پدر شما را نصيحت كنند كه سخت گيرى نكند.
سوال (١٦٤١): دخترى بيست و شش سالهى هستم، كه پسر عمه پدرم را براى ازدواج انتخاب كردهام. او هم مرا پذيرفته، چند بار براى خواستگارى هم آمد و خودش هم با من تماس گرفت تا حرف بزنيم، اما من گفتم: هر تصميم كه فاميلم بگيرند قبول دارم. حالا پدرم رد كرده و قبول ندارد. علتش هم خصومتى است كه قبلًا با هم داشتند. من با تصميم پدرم موافقت كردم، حالا هر قدر كوشش مىكنم تا فراموش كنم نمىتوانم. لطفاً راهنمايى كنيد!
جواب: اولًا: به دور از احساس جوانى فكر كنيد، پسر، با اخلاق و متدين است يا نه؟ اگر نيست او را نخواهيد. احساسات جوانى زود گذر است و مىشود پدر را به وسيله مادر، عمو و غيره قانع كنيد كه به خاطر دشمنى، زندگانى شما را خراب نكند.
سوال (١٦٤٢): دخترى بيست سالهى هستم كه پسر كاكايم را دوست دارم و او هم مرا. اما فاميل ما يك خصومت سابقه دارد، خانم كاكايم به ازدواج ما راضى نيست. اين مشكل را چه قسم حل كنم؟