صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٨ - نامه به خانم فاطمه طباطبايى (اندرزهاى اخلاقى- عرفانى)
عرفانى مطلبى را بتوان ثابت كرد ولى از تصور آن عاجز بود. تصور ربط حادث به قديم كه در قرآن كريم در تعبيرات گوناگونى از آن ياد فرموده است، و كيفيت معيّت حق با خلق كه بعضى گويند «معيّت قيّومى» [١] است كه تصور آن حتى براى آن گويندگان از معضلاتست، و ظهور حق در خلق و حضور خلقت نزد حق و اقربيت او- جلّ و علا- از حبل الوريد به مخلوق و مُفاد اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [٢] و هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ [٣] و ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ [٤] و إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ [٥] و امثال اينها كه گمان نكنم جز بر مخاطب و به تعليم او به نزديكانش كه اهل اين گونه مسائل بودهاند، تصورش تحقق يافته باشد. و راه يافتن به روزنهاى از آن، مجاهدتِ مشفوع با تهذيب لازم دارد.
افسوس كه عمر اين شكسته قلم گذشت و
| از قيل و قال مدرسهام حاصلى نشد |
| جز حرف دلخراش پس از آن همه خروش |