صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨ - حكومت محرومان و مستضعفان نعمت بزرگ الهى
را ادراك كرديد، مىبينيد كه حكومت، حكومت اشراف بود. اگر در يك مجلسى يك نفر، دو نفر هم از طبقه محرومين پيدا مىشد، دريك اقليت بسيار ضعيف بودند كه در مقابل آن جمعيت كثير نمىتوانستند كارى انجام بدهند. اصل جنس اسكلت حكومت اشرافى اين است كه به مردم نرسند. و لهذا تمام اين روستاهاى ايران تقريباً از همه مواهبى كه بايد به دست حكومتها تحقق پيدا كند براى اين روستاها و اين دهات دور افتاده هيچ تحققى پيدا نكرد؛ كمى بوده است، آن هم روى يك مطالبى كه باز پاى مالكين و اشراف تو كار بود. اگر روستايى بود كه يكى از اشراف مالك او نبود يا يكى از- حكومت- افراد حكومت مالك او نبود، او از تمام مواهب محروم بود. برق يك مطلبى بود كه الآن هم در اكثر روستاهاى ما كمى رفته است و مشغولاند كه برود، بهدارى ابداً نبود، راه نبود، به طورى كه اگر يكى مريض مىشد، يك زنى مىخواست وضع حمل بكند، در آنجا اسبابش فراهم نبود، مىخواستند بياورند به يك شهرستانى، از باب اينكه راه نبود، بين راه، مريض يا آن زن بدبخت تلف مىشد يا كمىاش مىرسيد به معالجه. اين وضع حكومت اشرافى در جهان است.
حكومت محرومان و مستضعفان نعمت بزرگ الهى
يكى از نعمتهاى بزرگى كه خداى تبارك و تعالى به اين ملت عنايت فرمود اينكه حكومت، حكومت مستضعفين است، حكومت محرومين است. يعنى، آنهايى كه در رأس حكومت واقع شدند وقتى كه ملاحظه مىكنيد رئيس جمهورش از مدرسه پا شده است آمده است رئيس جمهور شده، طلبه مدرسه بوده. رئيس مجلسش از مدرسه آمده است و رئيس مجلس شده است. رئيس دولتش يك بازارى است كه پدرش الآن هم بازارى است ظاهراً، از بازار آمده است و رئيس دولت شده، و وزراى ديگرش هم همين طور، وكلاى ديگرش هم، وكلا هم همين طور. الآن شما در تمام قشر دستاندركاران، چه در مجلس و چه در حكومت يك نفر از آن اشخاصى كه در آن وقتها، در زمان شاهنشاهى كفيل امر بود يك نفر از اشباه آنها را شما نمىبينيد. و خاصيت يك حكومت