صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٨ - ترور شخصيت آيت اللَّه كاشانى
نتوانست مشروطه يك مشروطهاى باشد كه علماى نجف مىخواستند. حتى قضيه مرحوم آقا شيخ فضل اللَّه را در نجف هم يك جور بدى منعكس كردند، كه آنجا هم صدايى از آن درنيامد. اين جوى كه ساختند در ايران و در ساير جاها، اين جو اسباب اين شد كه آقا شيخ فضل اللَّه را با دست بعضى از روحانيون [١] خود ايران محكوم كردند و بعد او را آوردند در وسط ميدان و به دار كشيدند و پاى آن هم ايستادند كف زدند و شكست دادند اسلام را در آن وقت. و مردم غفلت داشتند از اين عمل، حتى علما هم غفلت داشتند. اين كه آنجا بود.
ترور شخصيت آيت اللَّه كاشانى
ما در زمان خودمان هم آقاى كاشانى را ديديم. آقاى كاشانى [٢] از جوانى در نجف بودند و يك روحانى مبارز بودند. مبارزه با استعمار، آن وقت البته انگلستان بود مبارزه با او. در ايران هم كه آمدند تمام زندگىشان صرف همين معنا شد و من از نزديك ايشان را مىشناختم. در يك وقت وضع ايشان طورى شد كه وقتى كه از منزل مىخواست حركت كند فرض كنيد بيايند به مسجد شاه، مسجد شاه مطلع مىشد، در نظر داشتند، اعلام مىشد، اين طور بود وضع ايشان. بعدش ديدند كه اگر يك روحانى در ميدان باشد لا بد اسلام را در كار مىآورد، اين حتمى است و همين طور هم بود. از اين جهت شروع كردند به جوسازى. آن طور جوسازى كردند كه يك سگى را عينك به آن زدند- و آن طور كه من شنيدم- عينك زدند و از طرف مجلس آوردند اين طرف و به اسم آيت اللَّه. و من خودم در يك مجلسى بودم كه مرحوم آقاى كاشانى وارد شد در آن مجلس، مجلس روضه بود، هيچ كس پانشد. من پاشدم و يكى از علماى تهران كه الآن هم هستند و من جا دادم به ايشان- جا هم ندادند-. اين جو را درست كرده بودند براى آقاى كاشانى كه ديگر از منزلش نمىتوانست بيرون بيايد، در يك اتاقى محبوس بود در منزلش طورى كه
[١] اشاره است به شيخ ابراهيم زنجانى، قاضى محكمه شيخ فضل اللَّه نورى
[٢] آقاى سيد ابو القاسم كاشانى. وى از رجال برجسته دينى- سياسى ايران در دو دهه ٢٠ و ٣٠ بود و همچنين در انقلاب مردمى ١٩٢٠ ميلادى عراق نقش مهمّى داشت.