صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٣ - معناى تمسك به ولايت امير المؤمنين
افروختند و مجال اينكه يك حكومتى كه دلخواه او هست برقرار كند نشد، و اين را ما بايد تا آخر ابد از آن متأسف باشيم. اگر يك همچو مجالى براى ايشان پيدا مىشد، الگويى بود آن حكومت براى همه كسانى كه مىخواهند به عدالت و به امور الهى قيام كنند، الگو مىشد. ولى تأسف اين است كه نشد، و آن قدرى كه شد هم باز نورش متجلى است، و الآن هم همان اثر كمى كه از ايشان مانده است در باب حكومت، همان اثر كم هم معلوم است كه وضع بايد چه باشد. و تأسف ديگر اينكه مجال پيدا نكرد ايشان كه آن علومى كه در سينه ايشان بود «و هاهُنا عِلْماً جَمّاً» «إنَّ هاهنا عِلْماً جَمّاً» پيدا نكرد اشخاصى كه حَمَله آن علم باشند. و بلااشكال آن علمى كه ايشان حَمَلِهاش را پيدا نكردهاند، آن علم اسرار ولايت، اسرار توحيد است. و بايد همه عرفا تأسف بخورند بر اينكه اين مجال براى ايشان پيدا نشد كه آن اسرار را كه بايد افشا كند، افشا بفرمايد.
مجال نشده و اين هم جزء تأسفهايى است كه بايد خصوصاً عرفا و فلاسفه و علما و دانشمندان در اين تأسف روزگار بگذرانند.
معناى تمسك به ولايت امير المؤمنين
و ما در اين روز، اين روز مبارك كه از اعياد بزرگ اسلام است و به حسب نفوس ما بالاترين عيد است و نكتهاش هم اين است كه اين ادامه نبوت است، ادامه آن معنويت رسول اللَّه است، ادامه آن حكومت الهى است، از اين جهت از همه اعياد بالاتر است. و ما در اين روز سعيد يكى از چيزهايى كه وارد شده است اين است كه بگوييم، بخوانيم:
الْحَمْدُ للَّه الّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكينَ بِوَلايَة امير الْمُؤمِنينَ وَ اهْلِ بَيْتِهِ [١].
تمسك به ولايت امير المؤمنين چى هست؟ يعنى ما همين اين را بخوانيم و رد بشويم؟ آن هم تمسك به ولايت امير المؤمنين در روزى كه ولايت به همان معناى واقعى خودش بوده است، نه تمسك به محبت امير المؤمنين، تمسك به محبت اصلًا معنا هم ندارد، تمسك به مقام ولايت آن بزرگوار به اينكه گرچه ما و بشر نمىتواند به تمام معنا
[١] «سپاس خدايى را كه ما را از متمسكين به ولايت حضرت على و اهل بيت او (ع) قرار داد.»