جهاد اكبر - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤ - قدم اوّل در تهذيب
خود را براى خدا خالص گردانيد، شما را از تواصى به حق و تواصى به صبر باز دارد، سدّ راه هدايت شما گردد، در خسران قرار گرفتهايد؛ خسر الدنيا و الآخره هستيد. زيرا جوانى را دادهايد، از نعمتهاى جنت و مزاياى اخروى نيز محروم ماندهايد، و دنيايى هم نداريد. ديگران اگر به بهشت الهى راه ندارند، درهاى رحمت خداوندى به روى آنان بسته شده و در آتش جهنم مخلد خواهند بود، اقلا دنيايى دارند؛ از مزاياى دنيوى برخوردارند؛ ولى شما ...
بپرهيزيد از اينكه خداى نخواسته حبّ دنيا و حبّ نفس بتدريج در شما رو به فزونى نهد، و كار به آنجا رسد كه شيطان بتواند ايمان شما را بگيرد.
گفته مىشود تمام كوشش شيطان براى ربودن ايمان است. [٥٣]. تمام وسايل و جدّيتهاى شبانهروزى او براى اين است كه ايمان انسان را بربايد.
كسى سند نداده كه ايمان شما ثابت بماند. شايد ايمان «مستودع» باشد، [٥٤] و آخر كار شيطان از شما بگيرد، و با عداوت خداوند تبارك و
[٥٣] «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِى لَأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ». (شيطان گفت چون تو مرا گمراه كردى من نيز بندگانت را از راه راست تو مانع مىشوم.) (اعراف- ١٦). در تفسير على بن إبراهيم در ذيل آيه ١٧ از سوره اعراف آمده است: «اگر افراد بر راه هدايت روند، شيطان مىكوشد تا آنها را از راه دين خارج سازد.» «تفسير على بن إبراهيم»، ج ١، ص ٢٢٤. تفسير برهان، ج ٢، ص ٥.
[٥٤] در روايات منقول از اهل بيت (ع) در ذيل آيه ٩٨ سوره «انعام»: فَمُسْتَقَرٌ وَ مُسْتَوْدَعٌ ايمان افراد به دو نوع ثابت و عاريتى تقسيم شده است. مانند روايت محمد بن الفضيل از موسى بن جعفر (ع) كه فرمود: ما كان من الإيمان المستقرّ، فمستقّرّ إلى يوم القيامة [أو أبدا]؛ و ما كان مستودعا سلبه اللّه قبل الممات. (آنچه از «ايمان مستقرّ» باشد، تا روز قيامت ثابت مىماند. و آنچه از «ايمان مستودع» باشد، خداوند آن را پيش از مرگ مىگيرد.) تفسير عياشى، ج ١، ص ٤٠١.
در نهج البلاغة نيز آمده است: فمن الإيمان ما يكون ثابتا مستقرّا في القلوب؛ و ما يكون عوارى بين القلوب و الصّدور إلى أجل معلوم. (قسمى از ايمان در دلها ثابت است؛ و قسمى ديگر در ميان قلبها و سينهها عاريت است تا هنگامى كه مرگ در رسد.) نهج البلاغه «خطبه» ٢٣١.