جهاد اكبر - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥ - عنايات الهى
نگردد و براى استحقاق و لياقت نعيم مقيم به آخرين دوا نياز باشد، و لازم شود كه، خداى نخواسته، انسان مدتى در جهنم برود و در آتش بسوزد تا از رذايل اخلاقى، آلودگىهاى روحى، و صفات خبيث شيطانى پاك گردد، لياقت و استعداد بهرهمند از جَنّاتٌ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الانْهارُ [٣٠] را بيابد. اين تازه مربوط به آن دسته از بندگانى است كه دامنه گناه و معصيت آنان تا آن درجه گسترده نشده باشد كه رحمت و عنايت حق تعالى از آنان بكلى سلب گردد، و هنوز لياقت ذاتى براى بهشت رفتن داشته باشند. خدا نكند كه انسان بر اثر كثرت معاصى از درگاه حضرت بارى تعالى رانده و مردود گردد و از رحمت الهى محروم شود، كه جز خلود در آتش جهنم راه ديگرى نخواهد داشت. بترسيد از اينكه، خداى نخواسته، از رحمت و عنايت الهى محروم گرديد و مورد خشم و غضب و عذاب او واقع شويد. مبادا اعمال شما، كردار و گفتار شما، طورى باشد كه توفيقات را از شما سلب كند و جز خلود در نار براى شما راهى نباشد. شما الان يك سنگ گرم را نمىتوانيد دقيقهاى ميان كف دست نگهداريد؛ از آتش جهنم بپرهيزيد.
اين آتشها را از حوزهها، از جامعه روحانيت، بيرون بريزيد. اين اختلافها، نفاقها، را از قلب خود دور كنيد. با خلق خدا حسن سلوك داشته نيكو معاشرت كنيد؛ و با نظر عطوفت و مهربانى به آنان بنگريد. البته با گناهكار به خاطر عصيان و طغيانش خوب نباشيد، و كار زشت و نادرست او را به رخش بكشيد و او را از آن نهى كنيد، ولى از هرج و مرج، آشوب و بلوا، خود را بر حذر داريد. با بندگان خوب و صالح خدا نيكى كنيد. آنان را كه عالماند به خاطر علمشان، كسانى را كه در صراط هدايتاند به خاطر اعمال نيكشان، و آنان را كه جاهل و ناداناند چون بندگان خداىاند،
[٣٠] «بهشتهايى كه از زير آنها نهرها جارى است.» (مجادله- ٢٢)