نقد نظريه بسط تجربه نبوي

نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٨

كتاب رويه ي بشري و تاريخي و زميني وحي و ديانت را‌ ، بدون تعرّض به رويه ي فرا تاريخي ، و فرا طبيعي آن ، بل با قبول و تصديق آن مي كاود و باز مي نمايد ؛ و مي كوشد تا توضيح دهد كه شاهد ماوراي طبيعت وقتي جامه ي طبيعت به تن مي كند ، و شهسوار ماوراي تاريخ وقتي پا به ميدان تاريخ مي نهد ، چه پيچش ها در اندامش مي افتد و چه غبارها بر چهره اش مي نشيند و ذاتياتش در محاصره ي كدام عرضيات مي افتد و اطلاقش تخته بند كدام قيود مي شود . [١]

در جايي ديگر درباره ي اين دو نظريه گفته است :

من در كتاب قبض و بسط تئوريك شريعت بيش تر تأويل و تفسير متن را مورد بحث قرار داده بودم و در بسط تجربه نبوي به تحليل خود پروسه ي وحي و چگونگي پيدايش متني كه به تفسير آن همّت مي گماريم پرداختيم . همان گونه كه در قبض و بسط آورده ام‌ ، ما براي فهم يك متن ، ناگزير ، به پيش فرض هايمان تكيه مي كنيم ، اين پيش فرض ها بسيار متنوع اند ، از انسان شناسي گرفته تا كيهان شناسي و تاريخ و غيره . يكي از اين پيش فرض هايي كه در تفسير متن و كشف معاني آن دخالت قوي و مؤثري دارد‌ ، عبارت است از علم و تئوري ما درباره ي نحوه ي پديد آمدن خود متن ؛ از اين رو ، مي توان گفت كه بسط تجربه نبوي در مقام بيان يك مصداق از پيش فرض هايي است كه مي تواند در فهم متن مؤثر بيفتد . [٢]

بسط تجربه نبوي در حقيقت به تبيين چگونگي پيدايش قرآن كريم به عنوان متن مقدّس و وحياني دين اسلام مي پردازد . اين نظريه ، اين مطلب را كه قرآن و اسلام جنبه ي قدسي و ماوراي طبيعي دارند ، مسلّم دانسته و پذيرفته است ؛ با اين حال در پي آن است كه تكوّن و پيدايش آن را بر اساس عوامل و اسباب طبيعي تبيين نمايد . بديهي است هرگاه متني ديني صبغه ي طبيعي و عادي داشته باشد ، مشمول و محكوم قواعد و


[١] بسط تجربه نبوي ، پيش گفتار‌ ص ٧ .

[٢] مجله آفتاب‌ ، ارديبهشت ٨١ ، ش ١٥ ، ص ٦٨ .