نقد نظريه بسط تجربه نبوي

نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٤

آساني حل كرده اند . مي گويند : دين اسلام يك دين جاودانه است و با هر عصر و زماني قابل انطباق است . همين كه مي پرسيم : كيفيت اين انطباق چگونه است و فرمول آن چيست ؟ مي گويند : اگر ديديم او ضاع زمان عوض شد ، فوراً آن قوانين را نسخ مي كنيم و قانون ديگري به جاي آن وضع مي كنيم ! !

استاد آن گاه در نقد اين ديدگاه چنين گفته است :

از اين گونه اشخاص بايد پرسيد : اگر معني قابليّت انطباق با زمان‌ ، قابليّت آن براي منسوخ شدن است ، كدام قانون است كه اين نرمش و انعطاف را ندارد ؟ كدام قانون است كه به اين معنا قابل انطباق با زمان نيست ؟ اين توجيه براي نرمش و قابليّت انطباق اسلام با زمان‌ ، مثل اين است كه كسي بگويد : كتاب و كتاب خانه بهترين وسيله ي لذّت بردن از عمر است ، اما همين كه از او توضيح بخواهيد ، بگويد : براي اين كه انسان هر وقت هوس كيف و لذّت كند ، فوراً كتاب ها را حراج مي كند و پول آنها را صرف بساط عيش و نوش مي كند . [١]

نتيجه اي كه بر نظريّه اي مزبور مترتّب مي گردد ، اثبات سكولاريسم ، آن هم سكولاريسم حداكثري است ؛ يعني بر اساس اين نظريّه دين در حوزه ي حيات اجتماعي و سياسي بشر در عصر حاضر قوانين راه گشا و قابل اجرايي ندارد ، آنچه ثابت و براي عصر جديد قابل استفاده است پيام اصلي دين ، يعني عبادت و پرستش خداوند و ، حداكثر ، اصول اخلاقي كلّي است ، اما در برنامه ريزي و مديريّت اجتماعي صرفاً بايد از قوانين بشري استفاده كرد ؛ چرا كه مطابق اين نظريّه‌ ، آنچه در اين حوزه اصل و مبناست ، عرف و هنجارهاي آن در هر دوره است‌ ، و آموزه ها و احكام ديني ، متناسب با اين گونه هنجارها تشكيل گرديده است .

آقاي سروش در پايان گفت وگويي درباره ي « بسط تجربه ي نبوي » چنين گفته است :


[١] نظام حقوق زن در اسلام ، ص ١١١ ـ ١١٢ .