نقد نظريه بسط تجربه نبوي

نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٠

تدريجي الحصول و پيامبرانه است . شخصيت پيامبر در اين جا محور است و آن ، همه ي آن چيزي است كه خداوند به امّت مسلمان داده است و دين حول اين شخصيت مي تند و مي چرخد و همانا دين تجربه ي دروني و بيروني اي است كه پيامبر از سر مي گذارند و هر چه آن خسرو كند شيرين كند .

بدين قرار ، دين تجربه ي روحي و اجتماعي پيامبر است و لذا تابع اوست ؛ و از آنجايي كه اين تجارب گزاف نيست و پشتوانه ي شخصيت الهي و مؤيد پيامبر را با خود دارد ، براي همه ي پيروان و شخص پيامبر نيز الزام آور است . اگر پيامبر عمر بيش تري مي كرد و حوادث بيش تري بر سر او مي باريد ، لاجرم مواجهه ها و مقابله هاي ايشان هم بيش تر مي شد . اين است معناي آن كه قرآن مي توانست بسي بيش تر از اين باشد كه هست . اسلام در متن اين داد و ستد و زد و خوردها متولد شد و تولّد و تكوّنش تاريخي - تدريجي بود . چنان نبود كه پيغمبر يك كتابِ از پيش تأليف شده را در اختيار مردم بگذارد و بگويد هر چه از آن فهميديد همان را عمل كنيد . قرآن تدريجي و در تناسب با بازيگري مردم نازل مي شد و در عين حفظ روح پيام ، در پاسخ به حوادث شكل مي گرفت ؛ يعني حوادث روزگار در تكوين دين اسلام سهم داشتند و اگر حوادث ديگري رخ مي داد ، چه بسا اسلام ( در عين حفظ پيام اصلي ) با تكوّن تدريجي ديگري روبه رو مي شد و ما با الگوي ديگر و جامعه ي ديگري كه به دست پيامبر ساخته مي شد ، مواجه بوديم .

هر چه بود ، اين زد و خوردها و داد و ستدها بود كه به اسلام ساختار و درون مايه ي معيّني بخشيد ؛ به اندازه اي كه اگر پيامبر درگير اقتصاد و سياست و . . . مي شد ، اسلام هم اقتصادي و سياسي مي شد . اين دين عين تجربه ي تكامل يابنده ي دروني و بيروني پيامبر است ، پيامبري كه شخصيتي مؤيد دارد و لذا تجاربش واجد صبغه ي الهي و مورد تأييد خداوند است ، خلاصه ي كلام آن كه ، پيامبر اسلام صلّي الله عليه و آله در دو سطح تجربه داشت و