نقد نظريه بسط تجربه نبوي

نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٢

پا به پاي تحوّلات ديگر عرصه هاي معرفت بشري و زندگي عملي او تحول مي يابد و‌ ، در نتيجه ، دين ثابت مي تواند با پديده ي تحوّل و تكامل هماهنگ گردد .

اما در تئوري بسط تجربه ي نبوي‌ ، مسأله يك گام به عقب بازگردانده شده و طرحي ارائه شده است كه بر اساس آن متن دين و شريعت نيز متحوّل و متكامل خواهد بود و در اين صورت ، جز چند قاعده يا حكم ديني ، ساير احكام و آموزه هاي ديني هويتي متحول و متكامل خواهند داشت .

روشن است كه با قبول چنين ديدگاهي معضل ربط حادث به متغيّر در حوزه ي دين شناسي به آساني حل مي شود . در بخش پاياني مقاله ي « بسط تجربه ي نبوي » چنين آمده است :

امروز هم بايد دين را چون تجربه اي در حال تحوّل و تفاعل و توالد ( نه چون ايدئولوژي بسته و پيشاپيش تعيّن و تماميت يافته ) عرضه كرد . . . همان تفاعل و تلائمي كه تجربه ي ديني پيامبر صلّي الله عليه و آله با بازيگري بازيگران عصر او و نيازها و پرسش ها و ذهنياتشان داشت ، امروزه هم بايد ميان تجربه ي ديني و بازيگري بازيگران عصر برقرار شود ، و گرنه انسان جديد اگر خود را مخاطب دين و شركت كننده در تجربه ي ديني معاصر نيابد از در تسليم و تفاهم در نخواهد آمد . [١]

بي ترديد چنين غرض و مقصودي مبارك و پسنديده است . از دير زمان مشغله ي فكري بسياري از متفكران اسلامي چون سيد جمال الدين اسدآبادي ، شيخ محمد عبده ، علامه طباطبايي ، امام خميني ، استاد مطهري و بسياري از بزرگان ديگر اين بوده است كه دين را به گونه اي ارائه دهند كه بتواند پاسخ گوي مسائل و نيازهاي جديد بشر باشد ؛ اما آنان اين مقصود را با نسبي كردن معرفت ديني ( چنان كه در تئوري قبض و بسط آمده


[١] بسط تجربه نبوي ، ص ٢٨ .