نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ٧
پيش گفتار
تئوري بسط تجربه ي نبوي در نگاه كلي
« بسط تجربه ي نبوي » نام تئوري يا نظريه اي است كه آقاي عبدالكريم سروش در عرصه ي دين شناسي مطرح كرده است . اصل اين نظريه نخست به صورت مجمل و فشرده براي برخي از دانشجويان ايراني در انگلستان مطرح و پس از مدتي در ايران به صورت مبسوط بيان گرديد و سپس به انضمام مقالاتي ديگر از ايشان ، كه به گونه اي با اين بحث مناسبت داشته اند ، به نام بسط تجربه نبوي انتشار يافت . انتشار اين نظريه با عكس العمل هاي متفاوتي مواجه گرديد و در اين ميان نقدها و اعتراض هايي نيز در مجلاّت و مطبوعات و احياناً در نشست ها و گفت و گوهاي علمي بر آن وارد گرديد . [١]
آقاي سروش ، تئوري بسط تجربه ي نبوي را گامي فراتر از تئوري « قبض و بسط تئوريك شريعت » يا « تكامل معرفت ديني » دانسته و گفته است :
در قبض و بسط تئوريك شريعت سخن از بشري بودن و تاريخي بودن و زميني بودن معرفت ديني مي رفت و اينك در « بسط تجربه نبوي » سخن از بشريّت و تاريخيّت خود دين و تجربه ي ديني مي رود ؛ به عبارت ديگر ، اين
[١] ر . ك : مجله ي آفتاب ، ارديبهشت ٨١ ، ش ١٥ ، گفت و گو با عبدالكريم سروش درباره ي بسط تجربه ي نبوي .