فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٩ - و امّا ملل و نحل

متأسفانه اغلب آثار اينان از بين رفته و يا در گوشۀ كتابخانه‌هاى اكناف جهان گرد نسيان گرفته است، ولى از آثار متكلمان ادوار اخير درخشش معتزله (يعنى قرن چهارم هجرى و قرون تاليه) چه در ردّ مذاهب (كه ضمنا عقايد فرقۀ مخالف بازگو شده است) و چه در تثبيت عقايد خود، كتب ممتعى به ما رسيده است كه از آن جمله است:

١-كتاب الانتصار و الردّ على ابن الراوندى، تأليف خيّاط معتزلى (استاد جبائى) .

٢-شرح اصول خمسه محمد بن خلاّد بصرى.

٣-المغنى قاضى عبد الجبّار همدانى، كه ١٢ مجلد آن در مصر به چاپ رسيده است. و كتاب مزبور را مى‌توان دائرة المعارفى در مباحث كلامى: اثبات صانع، صفات بارى، تكليف، نبوت، امامت، فرق غير اسلامى، دانست.

در سدۀ چهارم اشاعره به پيشوايى ابو الحسن اشعرى (٢٦٠-٣٢٤ ه‌) شاگرد جبائى، و ماتريديه به زعامت ابو منصور ماتريدى (م ٣٣٣ ه‌) به مخالفت معتزله قيام كردند و خود و شاگردانشان چون باقلانى (م ٤٠٣ ه‌) و ابن فورك اصفهانى نيشابورى (م ٤٤٦ ه‌) ، و امام الحرمين جوينى (م ٤٧٨ ه‌) استاد غزالى، و امام غزالى (م ٥٠٥ ه‌) ، كتبى در رد معتزله و ساير مخالفان مذهب خود پرداختند.

امام فخر رازى (م ٦٠٦ ه‌) كه بزرگترين عالم اشعرى روزگار خود بود بلكه مى‌توان وى را در جدليات و تشكيكات و دقت نظر، دانشمند وحيد مذهب اشاعره دانست در كتب كلامى خود به رد عقايد معتزله و تثبت معتقدات اشاعره پرداخت و حتى اين كار را در تفسير كبير خود هركجا مناسبتى ديده دنبال كرده است.

و شايد انگيزۀ وى در اين باره، روش زمخشرى (م ٥٣٧ ه‌) در تفسير كشّاف بوده است زيرا زمخشرى، مباحث كلامى و مخصوصا بحث صفات بارى تعالى را كه در قرآن مكرر آمده و شاهكار مباحث مورد نزاع اشاعره و معتزله است، به مناسباتى در كشّاف دنبال كرده و به رد اشاعره و تحكيم مبانى اعتقادى معتزله پرداخته است.

اين كار سابقۀ ديرينه داشته است، چنان كه ابو مسلم اصفهانى معتزلى (م ٤٥٩ ه‌) در تفسير خود [٤٩]به ردّ آراى مخالفان خويش قيام كرده است، و


[٤٩] -اين تفسير كه از امهات تفاسير تحقيقى است جز نام آن به ما نرسيده ولى منقولاتى از آن