اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٨٤ - ملاقات با یکی از نزدیکان خمینی
روز بعد به تهران ببرد.
شب آخر در تبریز نمونه شبهای هفته های قبل از آن بود: تیراندازی در سراسر شب و بار دیگر آسودگیهای مشکوک در زیرزمین، ولی لااقل وضع اسیرکنندگان و حامیان ما رو به بهبود رفته بود. تا بامداد روز بعد آنها حتی به آن مرحله رسیده بودند که به ٨ زندانی سابق و من اجازه دادند بیشتر مایملک شخصی خود را جمع آوری کنیم و آنها را به سرسرای ساختمان اداری ببریم، هر چند به من دستور داده شده بود چیزی همراه خود نبرم. حدود ساعت ١٠ بامداد اتوبوسی که قرار بود ما را به فرودگاه ببرد وارد شد و اندکی قبل از عزیمت من بود که دکتر رجایی نماینده کمیته به هر یک از ما اجازه داد که یک دست لباس اضافی همراهمان ببریم (٨ زندانی سابق همه مایملک خود را در آتش سوزی زندان از دست داده بودند، و من به هر یک از آنها یک دست لباس از خودم به جای یونیفورم های زندان داده بودم.) بدین ترتیب ما توانستیم دو چمدان و چند ساک دستی با خود ببریم. در آخرین لحظه ممکن، دکتر رجایی همچنین به من گفت که من می توانم عکسهای خانوادگی و چند قلم نقره آلات همراه ببرم، بنابراین من به اتاق زیرشیروانی بازگشتم تا یک کیسه ای را پیدا کنم که چند روز قبل آماده کرده بودم. چون چند لحظه ای در ساختمان تنها بودم به سرعت فرصت آن را یافتم تا رادیوهای کنسولگری را خرد کنم و ساختمان را با کیسه ای در دست ترک کردم. پس از هرج و مرج و خطر در تمامی طول هفته سفر به تهران تقریباً ضد جو قبلی محسوب می شد. یک هواپیمای نیروی هوایی در فرودگاه تبریز در انتظار ما بود و پس از این که برای بار چندم مورد بازرسی قرار گرفت، ما ساعت یک بعد از ظهر رهسپار شدیم و یک ساعت بعد به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. کارمندان نیروی هوایی ترتیب حمل و نقل ما را به سفارت دادند (در یک آمبولانس به طوری که هیچ کس در خیابانها جلوی اتومبیل ما را نگیرد) و ما در اوایل عصر ١٨ فوریه به سفارت رسیدیم. زندانیان اتریشی و استرالیایی و دو زندانی آلمان غربی به زودی به سفارتخانه های خودشان رفتند و چهار زندانی آمریکایی بلافاصله کارشان از طریق خروج دنبال گردید. (روز بعد ایران را ترک کردند) و من از آن پس در تهران باقی ماندم.
ملاقات با یکی از نزدیکان خمینی
سند شماره ٥١
محرمانه١١ فوریه ١٩٧٩ ٢٢ بهمن ١٣٥٧
از: سفارت آمریکا، تهران ٢٠٣٠به: وزارت امور خارجه، در واشنگتن دی.سی.
موضوع: ملاقات با یکی از نزدیکان خمینی
١- (محرمانه - تمام متن)
٢- غلامحسین روغنی، بازرگان برجسته ایرانی (که ٢٧ سال نماینده شرکت فورد موتور در ایران بود) و ظاهراً به خمینی خیلی نزدیک است، امروز ١١ فوریه با مشاور سیاسی سفارت دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار، پسرش مهدی روغنی وظیفه ترجمه را بر عهده داشت.