اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٣٠ - وضعیت امنیتی در تهران
نخست وزیر معرفی شود، دکتر یزدی همچنان در پست معاونت نخست وزیر در امور انقلاب خدمت خواهد کرد.
وضعیت امنیتی در تهران
سند شماره ١٥٩
سرّی ٢٥ آوریل ١٩٧٩ ٥ اردیبهشت ١٣٥٨
از: کاردار سفارت آمریکا، تهرانبه: معاون وزیر، نیوسن و دستیار وزیر، ساندرز
موضوع: وضعیت امنیتی در تهران
١- (سری تمام متن)
٢- از ابراز نگرانی شما در تلگراف ها و تماس های تلفنی در مورد وضعیت اینجا بسیار سپاسگزارم. وضعیت خوبی در اینجا نداریم و ملاحظات امنیتی وقت و انرژی زیادی از ما می گیرد. با وجود این، مسئله اصلی این است که باید چه اقدامی، چه وقت و چگونه انجام شود بدون اینکه در واقع عدم امنیت خود را افزایش داده باشیم.
٣- همه ما در اینجا کاملاً اتفاق نظر داریم که راه حل مطلوب استقرار یک نیروی بزرگتر و با انضباط تحت یک فرماندهی واحد است و در صدد هستیم به مرور زمان به این هدف برسیم. مشکلات امنیتی سفارت بازتاب کوچکی از وضعیت کلی تر در ایران است. هیچیک از گروههای سیاسی و یا شبه نظامی هنوز آنقدر بر دیگران تفوق نیافته است که بتواند اراده خود را بر آنها تحمیل کند. اگر فرض بگیریم که نیروی محافظ صرفاً یک نیروی بازدارنده کاذب نیست و در واقع می توان از آنها خواست تا تیراندازی کنند، حفاظت سفارت از سوی هر یک از آلترناتیوهای احتمالی دارای نقاط منفی و مثبت خاص خود است.
٤- نیروهای ارتشی که روز گذشته به سفارت آمدند ظاهراً نیروی خوبی بودند، و می شد از آنها توقع نظم و استفاده خوب از اسلحه را داشت. ولی از سوی دیگر، انقلاب و متعاقب آن اعدام افسران و درجه داران مختلف به خاطر سرکوب تظاهرات روحیه ارتش را تقریباً نابود کرده است. مواردی را می شناسیم که در آن افسران ارتش از ترس آنکه مبادا وضعیتی پیش بیاید که مجبور به تیراندازی شوند و بعداً به محاکمه کشیده شوند، از اعزام نیروهایشان خودداری کرده اند. یک بار در اتفاقی که در سفارت افتاد، ارتشی ها تهدید کردند که نیروهای غیرمنظم محافظ ما را خلع سلاح کنند ولی وقتی فرمانده نیروهای غیر منظم آنجا را ترک نکرد، آنها دست از پا درازتر برگشتند. خلاصه اینکه به هیچ وجه مطمئن نیستم که در حال حاضر- تکرار می کنم در حال حاضر- اگر لازم باشد ارتش ریسک مقاومت مسلحانه را [برای حفاظت از ما] به جان بخرد. دوم اینکه، هنوز به ارتشی ها شدیداً بی اعتماد هستند؛ اعلام روز ارتش از سوی خمینی اولین قدم مثبت برای توانبخشی به ارتش بود، ولی همین بود و بس. از آن می ترسم که حضور نیروهای یونیفورم پوش در سفارت توجه تیراندازان و تظاهرکنندگان را به این سو جلب کند.