اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥١ - حمله به سفارت
هینوجوس که در غذاخوری مشغول صرف صبحانه بود، تحویل گرفته بودند. وقتی تیراندازی در مقابل سفارت شروع شد، هینوجوس و گروهبان کراوس که ساعت ٠٩:٠٠ پُست خود را ترک کرده بود تا بخوابد، به آنها پیوستند. آنها به دفتر سفیر رفتند، درها و گاوصندوق ها و همچنین درب اصلی که مقابل پارکینگ پشتی سفارت بود را قفل کردند. در حدود ١٥ دقیقه بعد از شروع حمله، به سوی آنها نیز تیراندازی شد. آنها ابتدا مطمئن شدند که خطری متوجه افراد داخل غذاخوری نیست، سپس هینوجوس و کراوس به سوی درب کوچه آمریکا که کلیدش را پیدا کرده بودند، رفتند تا آن را قفل کنند. از ساختمان اتاق بازرگانی شدیداً به سوی آنها تیراندازی می شد، و آنها مجبور شدند به سوی درب اصلی غذاخوری که لوجکوک و میدی در آنجا منتظرشان بودند، عقب نشینی کنند. هینوجوس، گروهبان ارشد جمع، از لوجکوک که متخصص شناسایی بود، پرسید چه باید بکنند. لوجکوک نیز گفت که بهتر است به غذاخوری بروند و از داخل سنگر بگیرند. افرادی که در داخل غذاخوری بودند، تقریباً ٢٥ آمریکایی و ایرانی، به داخل آشپزخانه رفته بودند.
٥- تسلیم تفنگداران دریایی
(الف) داونی و نوبل سریعاً از درب خیابان روزولت عقب نشینی کردند و پشت گلدان های پاسیوی محل اقامت سفیر سنگر گرفتند. سرجوخه اندرسن که به هنگام شروع تیراندازی در آسایشگاه تفنگداران بود نیز به آنها پیوست. اندرسن پشت اتاقک آجری نگهبانی در کنار دیوار خیابان روزولت سنگر گرفت. تفنگداران دریایی از این موضع به آتش مهاجمان پاسخ می دادند. ولی مهاجمان به تدریج به داونی و نوبل که از ساختمان های مجاور سفارت در معرض تیراندازی قرار داشتند، نزدیک شدند. یک گلوله به بازوی نوبل اصابت کرد. آنها تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند. نوبل از ضلع غربی محل اقامت سفیر دوید، از آشپزخانه گذشت و به سمت اتاق تفنگداران دریایی رفت. داونی نیز به اندرسن ملحق شد.
(ب) سپس داونی و اندرسن در طول دیوار عقب نشینی کردند تا اینکه به پنجره شمالی اتاق مطالعه سفیر رسیدند. آنها با بی سیم اجازه خواستند که پنجره را بشکنند و وارد اتاق مطالعه شوند، سپس وارد محل اقامت سفیر شدند و به آشپزخانه رفتند. چهار نفر از خدمتکاران سفیر در آشپزخانه پناه گرفته بودند.
(ج) در همین اثنا، نوبل با عبور از درب به حیاطی رفت که روبروی درب اتاق تفنگداران قرار داشت، و به سوی ورودی غربی زیرزمین انبار دوید. وقتی به انبار رسید، تفنگدارانی که در کنار درب خیابان بیژن نگهبانی می دادند، و همچنین بسیاری از تفنگدارانی که در آسایشگاه بودند و نگهبانان دیوار خیابان روزولت- اردلان پُست خود را ترک کرده و به زیر زمین پناه آورده بودند.
(د) داونی و اندرسن چهار خدمتکار را به حیاط کوچک کنار آشپزخانه محل اقامت سفیر بردند. ظرف چند لحظه، مهاجمان وارد خانه شدند و تفنگداران دریایی خود را تسلیم کردند و