اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥٣ - حمله به سفارت
تعاونی بردند. بعد از آنکه تفنگداران دریایی را خلع سلاح کردند، اُسرا به دو گروه ایرانی و آمریکایی تقسیم شدند. مهاجمان بسیار هیجان زده بودند و مثل اتفاقی که در محل اقامت سفیر افتاد، درباره اینکه باید با اُسرا چکار بکنند، شدیداً حرفشان شد. این بار پیش از آنکه تصمیم بگیرند اُسرا را به محوطه پارک موتوری ببرند یکی از چریک ها برای ساکت و تهدید کردن همرزم خود مجبور شد تیراندازی هوایی کند.
(ط) نزدیک به ٤٠ تا ٤٥ نفر از مردان مسلح در محوطه پارکینگ کارمندان سفارت را به اسارت گرفته بودند. آنها نیز لباس های مختلفی به تن داشتند، از لباس های چریک های سازمان آزادیبخش فلسطین گرفته تا یونیفورم های نیروی هوایی و لباس های شخصی. آنها طوری عمل می کردند که گویی اعضای یک گروه هستند. (توضیح: اُسرا در مورد اینکه در اینجا چه اتفاقی افتاد با یکدیگر اختلاف نظر دارند. هینوجوس و کراوس می گویند که تمام مدت فقط یک گروه در آنجا بود. ولی کارمندان ایرانی سفارت می گویند بعد از آنکه آنها را در مقابل تعاونی به صف کردند یک گروه دیگر نیز به آنجا آمد. نظر دوم با آمدن دکتر یزدی و «آدمهای خوب» به سفارت که در پایین شرح داده ایم، مطابقت دارد.)
(ی) چریک ها از تفنگداران دریایی پرسیدند که آیا سلاح دیگری دارند، هینوجوس می خواست بگوید نه که کراوس گفت بله. کراوس به همراه تعدادی از چریک ها به داخل ساختمان رفت و محل سلاح هایی را که پنهان کرده بودند به آنها نشان داد. یک چریک یکی از تفنگ های ساچمه ای سفارت را برداشت و با آن ور رفت، و ساچمه آن را کف زمین شلیک کرد، ساچمه کمانه کرد و به بالای چشم کراوس خورد و او را بیهوش به زمین انداخت.
(ک) پیش از این، پس از آنکه اُسرا را از ساختمان غذاخوری بیرون آورده بودند، چند نفر برای انتقال جسد پیشخدمت با برانکارد از آمبولانسی که آنجا بود به داخل ساختمان رفتند. حالا چند نفر دیگر برای آوردن کراوس به داخل ساختمان رفتند. پس از آن اُسرای ایرانی را آزاد کردند. اُسرای آمریکایی را نیز سوار بر خودرویی کردند که در محوطه سفارت پارک شده بود. (توضیح: اُسرای ایرانی می گویند که در همین اثنا بود که یک ملا به همراه «گروه دوم» به آنجا آمد، و تعدادی از نفرات گروه اول با دیدن آن ملا پنهان شدند و دیگر سر و کله شان پیدا نشد.)
(ل) پس از آن اُسرای تعاونی را به پارک موتوری بردند و آنها را به اُسرای ساختمان کنسولی ملحق کردند، که شرح آن در زیر آمده است.
٦- اشغال ساختمان کنسولی
(الف) پس از تسلیم نگهبانان در محل اقامت سفیر، اتاق نگهبانی و تعاونی، و نبود مقاومت در نقاط دیگر، مهاجمان توجه خود را کاملاً به ساختمان کنسولی معطوف کردند.
(ب) وقتی اولین گلوله ها شلیک شد، نزدیک به ٦٠ نفر در ساختمان بودند. در ابتدا، اکثر آنها صرفاً خود را روی زمین انداختند و از پنجره ها دور شدند. به موازات شدت گرفتن