اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٢٩ - شب عید نوروز در تهران
که گروهی از زندانیان در روز ١٨ مارس قصد فرار از زندانی در مرکز شهر را داشتند. شبها هنوز صدای تیراندازی های پراکنده می آید، و هوا که تاریک می شود ایست های بازرسی ترافیک را مختل می کند.
٦- با وجود این، مهمترین حقیقتی که زندگی بسیاری از ایرانی ها را متأثر ساخته، وجود «کمیته ها» است. هر محله ای، هر مسجدی، هر اداره ای، هر کارخانه ای یک کمیته دارد. هر چند درست معلوم نیست چه کسی و یا چه چیزی وجود این گروهها را مجاز ساخته است، ولی اعتبار کمیته ها بیشتر به سلاحهای کشنده آنهاست؛ معمولاً مسلسل ژ-٣ که دست هر کسی دیده می شود. این گروهها سعی دارند تمامی زوایای زندگی مردمی را که در حوزه فعالیت شان زندگی می کنند، تنظیم کنند.
٧- در وزارتخانه ها، این کمیته ها هستند که تصمیم می گیرند دولت چه کاری می تواند انجام دهد؛ البته اگر اصلاً کاری از دستش بر بیاید. از آنجایی که معمولاً با هم توافق نظر ندارند، معمولاً هم هیچ کاری انجام نمی شود. در نیروهای مسلح نیز آنها تصمیم می گیرند چه کسی باید فرمانده باشد و روال چیست. در محله ها هم تردد مردم را زیر نظر دارند، از بقایای رژیم گذشته بازجویی می کنند، و پلیس اخلاق هستند.
٨- اگر کسی زندگی آرام و مرفهی داشته باشد و به دنبال کارهای روزمره اش برود، به خصوص در حومه شمال تهران، شاید بتواند این حقیقت انقلاب را نادیده بگیرد. چیز زیادی نسبت به آن روزهای بد گذشته تغییر نکرده است. ولی اگر کسی بخواهد خانه اش را جابجا کند، کار بانکی داشته باشد، از کشور خارج شود، و یا به هر ترتیب روال عادی را نقض کند، آنوقت باید با یک عالمه کمیته طرف شود. اگر یک کمیته راضی شود، که معمولاً با نامه یک وزیر یا یک آیت الله ممکن است، یک کمیته دیگر با وظایفی مشترک پیدا می شود که دوباره مانع تراشی کند. در این هزار تو، هر تلاشی بی ثمر است.
٩- ولی از طرف دیگر، اگر یکی از این انقلابیون فکر کند که شخصی یا خانواده ای طاغوتی بوده است، آنوقت انقلاب می شود حکومت ترس و وحشت. کمیته شخصی را که فکر می کند مجرم است دستگیر می کند و به زندان انفرادی می اندازد، جایی که هیچ تماسی با دنیای خارج ندارد. هیچ، تکرار می کنم، هیچ امکاناتی که شایسته یک انسان باشد غیر از آنچه کمیته در اختیار او می گذارد، ندارد، و اگر تا همین هفته پیش به زندان می افتاد ممکن بود از بد حادثه گیر یکی از «دادگاههای اسلامی» بیفتد و بدون تشریفات قانونی به دست جوخه های مرگ سپرده شود. به نظر می رسد که با توافق بازرگان و خمینی این رویه جابرانه دادگاهی متوقف شده باشد، ولی هیچ کس به یقین نمی داند.
١٠- وقتی که این مجرم دارد در زندان می پوسد، کمیته های دیگر به خانه اش هجوم می برند و هر چه به دستشان بیاید غارت می کنند. شاید از خانواده اش بازجویی کنند، کسب و کار و دارایی های دیگرش را مصادره کنند و نهایتاً به خاک سیاهش بنشانند. به همین دلیل، بسیاری از