اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٢٢ - گزاش وضعیت ایران، ٢٤ ٢٣ آوریل ٧٩
دیدگاههای خمینی و طالقانی در خصوص کمیته، جزییات مربوط به ترور سپهبد قرنی، تهدید [یک] آیت الله مبنی بر ترک ایران به دلیل فقدان نظم و مقررات در کشور، قوانین جدید مربوط به دانشجویان شاغل به تحصیل در خارج کشور، اعدامهای جدید، اعتراض مردم تبریز نسبت به حملات و انتقادات صورت گرفته نسبت به یک حزب مذهبی، اعتراض نظامیان تبریز، تداوم مذاکرات صلح شهر نقده به موازات ورود ارتش به شهر و اطلاعات مختلف.
١٧- از ١٧ تا ٢١ حذف شده است.
٢٢- جزییات: (محرمانه) الف- دیدگاههای خمینی و طالقانی در خصوص کمیته: برخی ناظرین بر این باورند که کمیته نهادی ضروری برای حفظ قدرت آیت الله خمینی است و از همین رو، ایشان در مقابل فشارهای وارده از ناحیه آیت الله محمود طالقانی و دولت در موضوع کمیته، به هیچ وجه از موضع خود کوتاه نیامد. خمینی این نکته را به خوبی درک کرده است که کمیته در روزهای آغازین پیروزی انقلاب نقشی کلیدی ایفا نمود و در صورتی که وی از این نهاد حمایت به عمل آورد به احتمال قوی متقابلاً خود نیز از حمایت و پشتیبانی این گروه منتفع خواهد شد و در صورتی که آنها را رها کند، متقابلاً این گروه نسبت به وی ابراز بی مهری نموده و حمایت خود را معطوف فرد دیگری خواهند نمود. این در حالی است که سازمانهای مجاهدین و فداییان با صدور و انتشار اطلاعیه، از دیدگاه طالقانی در خصوص انتخاب سیستم نیمه مختار فدرالی برای کشور،حمایت به عمل آورده اند. آنچه این بیانیه ها در ذهن افراد متبلور می نماید این است که طالقانی از حمایت این دو سازمان بهره مند است و در همین ارتباط بروز چالشهایی [بین آیت الله خمینی و طالقانی] در آینده، امری قابل پیش بینی است. برخی ناظران بر این باور هستند که از یک سو عقب نشینی طالقانی و از سویی دیگر موضع گیریهای اخیر خمینی می تواند حاکی از استیلا و برتری افراط گرایان به ویژه فداییان باشد. طالقانی اخیراً در سخنانی به شدت از کمیته حمایت کرده و خاطرنشان کرده است که دیدگاه وی هیچ گونه اختلاف بنیادی و اساسی با مواضع و دیدگاههای خمینی ندارد؛ وی در ادامه با رعایت جوانب احتیاط تصریح کرده است که «وجود هرگونه اختلاف نظر احتمالی [بین وی و آیت الله خمینی] نبایست منجر به سوء استفاده عناصر اغتشاش گر و فرصت طلب و یا عوامل بیگانه شود.» از زمان آزادی طالقانی از زندان در حدود یک سال پیش، وی به شدت تلاش کرده است که ضمن حفظ شأن و منزلت مذهبی، خود را به عنوان فردی لیبرالتر و فعالتر و دارای بینش سیاسی بیشتر و حتی جاه طلب تر به همگان معرفی نماید. از زمانی که وی با توسل به گروههای اقلیت اقدام به مشکل آفرینی برای بازرگان نمود و به خارج از تهران سفر کرد، اعتبار و محبوبیت وی رو به فزونی نهاد. به نحوی که در ابتدا صرفاً به عنوان فردی شناخته می شد که سالها در زندانهای شاه تحت شکنجه قرار گرفته است؛ اما با گذر زمان به عنوان فردی فرهیخته و عالم به همه امور شناخته شد که در عین حال، حلال مشکلات مردم است و تمامی فرقه های سیاسی، شامل گروههای چپ و راست، را پذیرفته است. یکی از