اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥٥ - حمله به سفارت
و به طرف دفتر جلویی حرکت دادند. چریک ها خیلی عصبی بودند و به یکدیگر فریاد می زدند که مواظب باشید چون می ترسیدند بعضی از آمریکایی ها مسلح باشند.
(ک) وقتی که همه را دردفتر جلویی جمع کردند، اُسرا چند لحظه پرالتهاب را پشت سر گذاشتند زیرا چریک ها با فریاد به یکدیگر دستوراتی می دادند. برخی از آنها آمریکایی ها را دست می انداختند، و برخی دیگر توضیح می دادند که با مردم آمریکا هیچ دشمنی ندارند و فقط دشمن دولت آمریکا هستند که امپریالیست است. سه نفر هم لوله تفنگ خود را به سوی گردن سفیر گرفته بودند.
(ل) ناگهان افرادی که بیرون ساختمان بودند شروع به تیراندازی به درون ساختمان کردند. همه، هم چریک ها و هم اُسرا، خود را روی زمین انداختند و تیراندازی چند لحظه ادامه داشت. سپس یکی از چریک ها به افراد بیرون ساختمان فریاد زد که تیراندازی نکنند، و یکی از آنها که خیلی خشمگین بود سر پا ایستاد و مسلسلش را به سوی آمریکایی هایی که روی زمین دراز کشیده بودند، گرفت و فریاد زد «چه کسی اسلحه دارد؟» سپس قدری آرام شد و مهاجمان تصمیم گرفتند که اُسرا را از ساختمان بیرون ببرند. آمریکایی هایی که فارسی بلد بودند شروع به صحبت با مردان مسلح کردند، و به آنها توصیه کردند که چشمانشان را به خاطر سوزش با گاز اشک آور با دست نمالند و سپس در طول بقیه ماجرا نقش مترجم را بازی کردند. چریک ها هر آمریکایی را که از اتاق خارج می شد تفتیش می کردند.
(م) سفیر سولیوان و اسکیپ بویس که نقش مترجم او را ایفا می کرد در اتاق ماندند. چریک ها برای آنکه مطمئن شوند او واقعاً سفیر است از سولیوان خواستند که کارت شناسایی اش را نشان بدهد. پس از آنکه از این مسئله اطمینان یافتند، آنها را از ساختمان سفارت خارج کردند و به محوطه پارک موتوری بردند. آمریکایی های دیگر را نیز از ساختمان کنسولی و غذاخوری به آنجا آورده بودند.
٧- بعد از ماجرا
(الف) دکتر یزدی، سرهنگ توکلی و حداقل یک ملا با گروهی از مأموران کمیته به سفارت آمده بودند. وقتی سفیر سولیوان را به پارک موتوری آوردند، یزدی روی یک خودرو ایستاده بود و داشت با بلندگو چیز هایی می گفت. محوطه پارک موتوری مملو از چریک های مسلح بود. چریک های مسلح بر روی دیوارهای اطراف پارک موتوری ایستاده بودند، و می شد سایه روشن چریک هایی را که بالای ساختمان مشرف به خیابان تخت جمشید ایستاده بودند را دید. خیابان های اطراف سفارت مملو از جمعیت بود، و به خاطر ازدحام جمعیت، ترافیک گره خورده بود.
(ب) یزدی از حمله ای که صورت گرفته بود بسیار عذرخواهی کرد و گفت که در هر انقلابی، گروههای تندرو روند انقلاب را مختل می کنند. یکبار یک ملا با بلندگو اعلام کرد مردان مسلحی که کارت کمیته ندارند، می توانند آنجا را ترک کنند. تقریباً ١٢ نفر از چریک ها