معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جانِ جان
جانِ جان
چکامهي غرّاي زير از معدود اشعاري است که در ابتداي دوران دفاع مقدس و در بزرگداشت جانبازيها و ايثارگريهاي رزمندگان اسلام سروده شده است.
امير لشکر سخنپردازان معاصر، استاد «اميري فيروزکوهي» در حقيقت اين شعر را با فاصلهي کوتاهي از فتح خرمشهر در سال ١٣٦١ سرود. آشنايي عميق استاد با زبان پارسي و پيوند او با علوم شعري باعث شده تا اين سرودهي ارزشمند ايشان، همچون سرودههاي ديگر او از فخامت و استواري خاصي برخوردار باشد. اين ويژگي و نيز خاص بودن موضوع شعر در دوران سروده شدنش، باعث شد تا شعر زيباي استاد در آن دوران، زبانزد اهل ادب و معرفت شود تا جايي که وارد کتابهاي درسي نيز شد و بر لب دانشآموزان آشنا با موقعيت جنگ نشست.
استاد اهل فن، زيباييها و صنايع ادبي را چنان ماهرانه در اين شعر جا داده که به زيباييهاي معنوي شعر افزوده است.
بد نيست که به بهانهي سالروز دفاع مقدس، اين سرودهي دلپذير را در صفحهي جانِ جان که صفحهاي است براي يادآوري هنرنماييهاي استادان اهل ادب، مرور کنيم.
اي وطن
اي وطن، اي مفخر من، لطف حقت يار باد
لطف حقت يار و دشمن خوار و خواري عار باد
اي وطن، اي خاک پاکت توتياي چشم ما
توتياي چشم ما، در پرده از اغيار باد
ضربهي تيغ شما زد صدمهاي صدام را
کز نشانش تا ابد صداميان را عار باد
بهر آبي، خاک ما شد عرصهي بيداد او
مرگ بر بيدادگر، اُف بر جنايتکار باد
اي جوانان غيور، اي پاسداران وطن
مژدهي فتح شما با مژدگاني يار باد
مژدگاني چيست اين فتحالفتوح قرن را؟
آن که فتح قُدستان پايان اين مضمار باد
اينچنين فتح نمايان، لشکر اسلام را
فخر تاريخ است و اين تاريخ را تکرار باد
کرّ و فرّي اينچنين، از حيدر کرار بود
هم شما را کرّ و فرّ از حيدر کرار باد
آنچه آمد از شما از دين و آيين در وجود
عبرت تاريخ را آيينهي اعصار باد
وآنچه دنيا از شما آموخت در بذل نفوس
اهل بذل و مکرمت را درس از ايثار باد
دشمن غدار را آنگونه آتش در زديد
کانچنان آتش به جان دشمن غدار باد
قدرت بازويتان را قوت ايمانتان
داد نيرويي که فوق نيروي اشرار باد
شد جوان از خون گلرنگ شما، اسلام پير
پير اسلام کهن را فخر از اين گلزار باد
سوي دشمن رفت مرگ، از بيم تسليم شما
هول مرگ از نوجوانان مفخر ادوار باد
هيچ تاريخي ندارد اين جلادت را بهياد
اين جلادت، تا ابد سرلوحهي اخبار باد
مرگ را بر ما هم آسان کرد ايمان شما
همچو ايماني، جهان را شهرهي اقطار باد
آن کرامتها که در حق اسيران کردهايد
درسي از دين خدا در خاطر کفار باد
بالله اين رفتارتان در ياد عالم نيز نيست
عالمي را اين کرامت، شيوهي رفتار باد
پير هم در وجد جانبازي است از ذوق شما
يا رب از وجد شما هر طبع برخوردار باد
گر نشد آغشته با خون عزيزان خون ما
خجلت ما زين تغابن، ذکر استغفار باد
عالمي در حيرت از ايمان و ايثار شماست
اسوهي ايمان و ايثار، اينچنين کردار باد
نصرت «کم من فئه» گر لشکر اسلام را
پيش از اينها بود، اکنون از شما آثار باد
مرگتان را تسليت با تهنيت آميخته است
زندگي را خجلت از مرگي چنين هموار باد
هر بهاران کز نسيم گل برآيد بويتان
رنگ هر گل، يادگار از هر گل رخسار باد
گل، نشان بويتان سنبل، نشان مويتان
نقش روي و خويتان همواره در انظار باد
وز قبول هديهتان در پيشگاه قرب حق
اجرتان «جنات تجري تحتها الانهار» باد
اميري فيروزکوهي