معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - گفتوگو - قصیری بهمند سودابه
گفتوگو
قصیری بهمند سودابه
آسيبشناسي کارآفريني در ايران
آقاي محمد فرمد؛ کارشناسيارشد رشتهي کارآفريني از دانشگاه تهران و فردي با تجربهي کاري و علمي در اين حوزه هستند. نظريات ايشان را بهعنوان يک فرد متخصص در زمينهي کارآفريني جويا شديم.
* لطفاً خودتان را معرفي کنيد و دربارهي سابقه و تجربهي کاريتان در حوزهي کارآفريني توضيح دهيد.
محمد فرمد، متولد سال ١٣٦٢ هستم؛ کارشناسي مهندسي شيمي را در دانشکدهي فني دانشگاه تهران به پايان بردهام و چند سالي در بخش خصوصي در صنعت نفت، گاز و پتروشيمي بهعنوان مشاور و طراح، کار کردهام. از آنجا که علاقهي فراواني به ايجاد يک کسب و کار مستقل داشتم، تصميم گرفتم تحصيلات تکميلي را در مقطع ارشد در مسيري ادامه دهم که با اين هدف همسويي بيشتري داشته باشد؛ لذا، کارشناسيارشد را در رشتهي تازهتأسيس کارآفريني در دانشگاه تهران به پايان بردم. جاذبه براي داشتن کار مستقل از کودکي در من وجود داشت. پدر من يک پزشک متخصص و مادرم فارغالتحصيل رشتهي برق هستند؛ لذا، به لطف خدا در حد متوسطي زندگيمان تأمين بود؛ اما به خاطر دارم چهطور در يک تابستان در سالهاي اوليهي دبستان، مصرانه و با علاقهي فراوان فروختن تنقلات را به بچههاي همسن و سال خودم تجربه کردم. خوشبختانه، خانواده با نظارت اين روحيه را در من سرکوب نميکردند و بيشتر تشويق ميکردند. اولين تجربهي جديتر من در ٢٠ سالگي رخ داد. زماني که در سالهاي نوجواني به رايانه و دنياي آن، تجربه و دانش قابل توجهي نسبت به سن و سال خود و سواد عمومي افراد جامعه در حوزهي فنآوري اطلاعات داشتم، به همراه عدهاي از دوستان دبيرستاني يک شرکت کوچک راهاندازي کرديم که خدمات مختلفي در اين حوزه ارائه ميداد. بعدها به دليل تحصيل در دورهي کارشناسي و جدا شدن تعدادي از دوستان، ناچار به توقف کار شديم؛ اما تجربهي ارزشمندي براي تکتک ما شد. تجربهي بعدي که با چند سال فاصله رخ داد، راهاندازي يک شرکت دانشبنيان در حوزهي خدمات فني- مهندسي در صنعت نفت بود که همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد. اهتمام به ساخت و توليد يک اسباببازي علمي نيز از ديگر مواردي است که ميتوانم بهعنوان فعاليتهاي مرتبط با کارآفريني خويش در سال گذشته اشاره کنم. هماکنون نيز در کنار فعاليت مهندسي، در حال بررسي و گزينش چندين ايدهي جذاب براي راهاندازي يک کسب و کار اينترنتي هستم.
* شما بهعنوان کسي که بهطور تخصصي در اين رشته فعاليت ميکنيد، مهمترين مشکلات سر راه کارآفرينان را چه مواردي ميبينيد؟
پاسخ دقيق به اين پرسش کمي دشوار است. وقتي از آسيبشناسي صحبت ميکنيم، بايد دقيقتر باشيم. مثلاً مشکلات کارآفرينان زن و مرد يکسان نيست؛ کارآفرينان ايراني و خارجي، کارآفرينان نوپا و کارآفرينان سريالي و يا کارآفريناني که داراي دغدغههاي متفاوتي هستند؛ حتي مشکلات در اين حوزه، شهر به شهر يا صنعت به صنعت متفاوت است. يکي از مشکلاتي که برخي از کارآفرينان با آن روبهرو هستند، در اختيار نداشتن آمار شفاف و قابل تکيه در بسياري از حوزههاي کاري است. مبناي بسياري از تکنيکها و روشهاي ارزيابي ايدهها و فرصتهاي کسب و کار در دنياي امروز، اطلاعات و آمار درست است. شما با مراجعه به مراکزي مانند وزارت صنايع و مرکز آمار ايران ميتوانيد اطلاعاتي به دست آوريد، اما در بيشتر موارد اينها کافي نيستند يا خطاي بالايي دارند؛ بهطوري که نميتوان آنها را مبناي قضاوتي مطمئن در تصميمگيري نهايي قرار داد. هر بخشي از اطلاعات کليدي و واقعي در سينهي يکي از افراد فعال در حوزهي مورد نظر شماست و شما بهعنوان کسي که ميخواهيد با يک ايدهي جديد وارد بازار شويد، مجبور هستيد وارد کار شويد، تجربه کنيد و هزينه بدهيد تا با گذشت زمان به اطلاعات دسترسي پيدا کنيد. مشخص است که اين روش راهاندازي کسب و کار بسيار پرريسک است و هر کسي به آن تن نميدهد. ممکن است زماني که به اطلاعات واقعي دست پيدا ميکنيد، بسيار دير شده باشد و ضمن شکست در کار، هزينههاي جبرانناپذيري را متحمل شويد. سرمايهگذاري بيشتر دولتي و حتي خصوصي در اين حوزه، منافع سرشاري براي کشور خواهد داشت و يکي از بخشهايي که به شدت منتفع ميگردد، بخش کسب و کار است.
عدم اطمينان و يا ناپايداري بيش از حد محيط کسب و کار، عامل ديگري است که راهاندازي کسب و کار جديد را در کشور با چالش مواجه ميکند. در طرحهاي کسب و کار که اغلب کارآفرينان پيش از راهاندازي کسب و کار به تهيهي آنها تشويق ميشوند و گاه از ملزومات بانکها براي اعطاي تسهيلات به آنهاست، بخشي با تحليل مالي وجود دارد. اين بخش، از آن جهت که سودده بودن يک طرح را با محاسبات نشان ميدهد، مورد توجه سرمايهگذاران است. سرعت تغييرات پارامترهاي اثرگذار در اين محاسبات (نرخ ارز، نرخ سود بانکي، هزينهي مواد اوليه و...) گاهي به قدري زياد است که در مواردي از لحظهي تدوين برنامه تا زمان ارايه به بانک و يا در نهايت آغاز کسب و کار، پيشبينيها نياز به بازبيني اساسي دارد. در حقيقت، با وضعيت جديد ممکن است آن ايده، ديگر قابليت اجرا نداشته باشد؛ حتي اگر اجرايي باشد، شما با ريسک بالايي مواجه خواهيد بود؛ چون مشخص نيست تا چه مدت متغيرهاي محيطي در همين وضعيت باقي خواهند ماند و تغييرات خارج از حد تحمل کسب و کار شما در آنها رخ نميدهد. اين مسئله، يکي از دلايل جدي در عدم اقبال افراد نسبت به کارآفريني، بهويژه در کسب و کارهاي توليدي است.
تسهيلکنندههاي راهاندازي کسب و کار (مانند معافيت مالياتي، گمرکي، تسهيلات در تأمين مالي و...) در يکي- دو سال اوليه از مواردي است که در کشور بهعنوان بستهي حمايتي مؤثر دنبال نشده است. پارکهاي علم و فنآوري که در ابتدا با اين هدف تأسيس شدند در عمل به بنگاههاي تجاري شبيه شدهاند و يا رانتي براي شرکتهاي بزرگ و باسابقه. تجربهي کارآفرين جواني را به ياد دارم که کسب و کار سودده کوچکي را راه انداخته بود؛ اما ترس از ماليات، وي را از تأسيس شرکت و ساختار رسمي دور ميکرد. يا در موردي وي براي دريافت وام ١٠ ميليون توماني، به علت نداشتن ضامن کارمند به دردسر افتاده بود. اين در حالي است که به وضوح، آن کسب و کار حداقل ظرفيت جذب ٥٠ ميليون تومان سرمايه را با برگشت سود مناسب داشت.
موانع ناشي از مشکلات فرهنگي در مسير زنان کارآفرين و حضور بيحساب محصولات چيني در بازار از موارد ديگري است که ميتوان نام برد.
مايلم در انتها اشاره کنم مشکلات، کمابيش هميشه وجود دارند و در همين شرايط نيز ما شاهد ظهور کارآفرينان حتي جوان در کشور هستيم. يکي از پارامترهاي مؤثر و مثبت در شکلگيري کسب و کار، بکر بودن بسياري از فضاهاي کسب و کار در کشورمان است که ميتواند انگيزهاي براي کارآفرينان، با وجود تمام مشکلات مذکور باشد.
* در راه خلاقيت و پرورش ايدههاي نو، مهمترين موانع به ساختار جامعه برميگردد يا فرد؟
ميتوان براي فرد و جامعه سهم جدايي در نظر گرفت؛ اما من تصور ميکنم سهم بيشتر را بايد به ساختار جامعه بدهيم. حتماً شما هم اين توصيه را حداقل يکبار از بزرگترها شنيدهايد: «سعي کن يک کار دولتي پيدا کني و يک آب باريکه براي خودت داشته باشي!» هنوز اين تفکر غالب در نسل قديميتر به نسل جديد ما تسري پيدا ميکند؛ اما کدام يک از ما تاکنون به خلاقيت در کار و نوآوري فردي يا گروهي که به کسب و کار مستقلي بينجامد توصيه شدهايم!؟
* چهقدر نظام آموزشي ما، خلاقيت و پرورش ايدههاي جديد را تقويت ميکنند؟
اين پرسش شما، من را به ياد مصراع معروف «مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان» انداخت. در حقيقت مسئله اين نيست که چهقدر تقويت ميکند، بلکه بهتر است دربارهي ميزان اثر تخريبي آن صحبت کنيم. به شخصه اعتقاد دارم، اساساً نظام آموزشي هرطور که باشد همين که نظام شد، با نوآوري و خلاقيت در حد اعلا، قابل جمع نيست. نظام با خودش چارچوب ميآورد و چارچوب نيز محدوديتآور است و اين يعني تقابل با خلاقيت. حتماً تصاوير منتشر شده از دفتر کارهاي پرسنل گوگل را بسياري از خوانندگان ديدهاند. از نظر ما که هميشه در دوران تحصيل و کار در شابلونهاي مشخص رشد کردهايم، اين تصاوير در نگاه اول خندهدار و شوخي به نظر ميرسند. حرکت در راهروهاي محيط کار با اسنوکر و آرايش اتاق کار شبيه اتاق بازي بچه همراه با انواع امکانات استراحت، در مقايسه با نظم و ديسيپلين آلماني و نظاممندي مرسوم، مناسبتي ندارد. البته بايد پذيرفت که وقتي نهادها شکل ميگيرند و ما وظيفهي آموزش و پرورش فرزندان خود را به آنها ميسپاريم، محدوديت اجتنابناپذير ميشود؛ اما در همين نظام آموزشي نيز ميتوان بسيار مؤثرتر در جهت رشد خلاقيت عمل کرد. خوشبختانه، سبک جديدي از مدارس را شاهد هستيم که در حال تکثر هستند و بسيار متفاوت از محيطهاي آموزشي نسل ما؛ لذا، بايد به آينده اميدوار بود.
* با توجه به شناخت ما از فعاليتهاي کارآفرينانه، فعاليتها بيشتر به کدام سمت سوق يافته است؟ فني، خدماتي، فرهنگي و...
آمار رسمي و دقيقي در ذهن ندارم؛ اما به نظر ميرسد حوزهي خدمات در رتبهي نخست جذابيت براي کارآفرينان قرار داشته باشد. برخلاف حوزهي توليد، خدمات از انعطاف بيشتري برخوردار است و چسبندگي کمتري دارد. در نتيجه، ريسک پايينتري براي ورود به همراه دارد. همچنين بهطور متوسط به سرمايهي اوليهي کمتري نياز دارد. در يک تقسيمبندي ديگر، کسب و کارهاي خانگي، خانوادگي و الکترونيکي نيز از رشد قابل توجهي در ساليان اخير برخوردار بودهاند.
* مهمترين اصل در آغاز يک فعاليت کارآفرينانه و خلاق چيست؟
ديدگاهها در اين خصوص متفاوت است؛ اما از نظر من، با فرض اينکه ساير مقدمات (طرح کسب و کار، انواع ارزيابيها و مطالعات و...) طي شده باشد، پشتکار و هدفگرايي مهمترين عامل است. آغاز کسب و کار دقيقاً يک نقطه نيست، بلکه معمولاً بازهاي است که شما اقدامات عملياتي خود را نسبت به پيادهسازي ايده آغاز ميکنيد و تا زماني که به موفقيتها و ثبات اوليه برسيد، امتداد مييابد. اين بازه، بسته به نوع کار ممکن است حتي چندين سال به طول بينجامد. پشتکار و حفظ انگيزه در اين مدت، مهمترين عامل موفقيت کارآفرين خواهد بود.
* در پايان اگر پيشنهاد يا صحبتي براي خوانندگان مهيار داريد، بفرماييد.
اين تذکر را براي خوانندگان محترم مفيد ميدانم: قبل از آغاز يک فعاليت کارآفرينانه، بايد اطمينان حاصل کنيم و يا حداقل احساس نسبتاً قوي داشته باشيم که کارآفريني مسيري است که ما در آن خوشبخت خواهيم بود. يک کارآفرين در اوايل راهاندازي کسب و کار، بهطور متوسط ٣٠٠ ساعت در ماه کار ميکند و بهطور متوسط ٥ سال زمان لازم است تا کسب و کار شکل گرفته و سازمان لازم را بيابد. برخلاف تصور اوليه، نياز به استقلال مهمترين انگيزهي کارآفرينان است و نه ثروت. يک کارآفرين، هرگز اطمينان شغلي کارمند را ندارد و با تنشهاي پيوستهاي روبهروست. اگر اين چالشها و کيفيت زندگي براي شما جذاب نيست، شايد در يک زندگي کارمندي خوشبختي بيشتري در انتظارتان باشد.