معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٦ - گفتوگو
گفتوگو
کارآفرين، شکارچي فرصت است
خلاصهي خبر: بانوي ايراني، کارآفرين برتر جهان اسلام: خانم سيدهفاطمه مقيمي، برندهي جايزهي بانک توسعه اسلامي با موضوع کارآفريني شد: ٢٥٠٠٠ دلار نقد، گواهينامه و نشان (تنديس).
جايزهي بانک توسعهي اسلامي
بانک توسعهي اسلامي، هر سال يک موضوع را فراخوان ميدهد. در سال ٩٠ موضوع «کارآفريني» اعلام شد و خانم سيدهفاطمه مقيمي، اسناد و مدارک دال بر ادعاي خود را ارسال ميکند: حدود چهارصد صفحه مدرک و فيلم تمام سخنرانيها، کارگاههاي آموزش، گواهينامهها، پاياننامهها و تشويقنامهها که مربوط به ٣٢ سال کارآفريني اوست. از ميان ٨٥٠ پروندهي ارسالي، او و يک بانوي بنگلادشي (فعّال اتاق بازرگاني)، موفق ميشوند جايزه را از بانک توسعهي اسلامي دريافت کنند.
مراسم اهداي جايزه، در سيوهفتمين اجلاس سالانهي هيأت عامل بانک توسعهي اسلامي در خارطوم (پايتخت سودان) در فروردين ٩١ برگزار شد و خانم مقيمي، جايزهاش را از دست رييسجمهور سودان گرفت.
بانک توسعهي اسلامي، خانم مقيمي را به دليل پيشگام بودن در بخش فعاليتهاي بانوان کارآفرين در حوزهي حمل و نقل و حمايت از توسعهي اقتصادي منطقهاي و ملّي، شايستهي انتخاب و دريافت جايزه اعلام کرده است.
البته مثل هميشه، پس از برنده شدن و کسب جايزهي جهاني، همه از برنده تقدير ميکنند و مراسم برگزار ميکنند؛ اما حرفهاي خانم مقيمي در اينباره و موضوع کارآفريني خواندني است.
خانم مقيمي ٥٢ ساله، رييس يک شرکت حمل و نقل بينالمللي، رييس شوراي بانوان بازرگان اتاق بازرگاني تهران، رييس کميتهي بانوان کارآفرين سازمان اکو، عضو فعال انجمن زنان مدير کارآفرين و... است.
در ادامه، بخشي از گفتوگو روزنامه جام جم(دوشنبه ٢ مرداد٩١) با وي را که به وسيلهي خانم ميرخباز انجام شده را ميخوانيد:
* شما تنها زن ايراني هستيد که عنوان«بزرگبانوي کارآفرين جهان اسلام» را از آن خود کرديد. بگوييد اين عنوان به چه نحو به شما اعطا شد؟
... من فکر کردم شرکت در اين فراخوان، فرصتي براي خانمهاي ايراني است؛ چون دنيا بايد نگاه درستي به اين موضوع داشته باشد. آن هم در شرايطي که در کشورمان وضعيتي حاکم است که زنان موفق آنطور که بايد شناسايي نميشوند و مورد حمايت قرار نميگيرند. حقيقت اين است که موفقيتهاي ما از بيرون از مرزها بهتر شناسايي و رصد ميشود.
براي همين وقتي اين فراخوان اعلام شد من هم مثل بقيهي شرکتکنندگان مدارک و اسناد مربوط به کارآفرينبودنم را ارسال کردم... .
... اسفند سال ٩٠ با تلفن همراه من تماس گرفتند و اعلام کردند که از جدهي عربستان، بانک توسعهي اسلامي هستند در حالي که مرتب فرياد شادي سر ميدادند و کلمهي «تبريک» را تکرار ميکردند...
... به هر حال، من در مراسمي که در کشور سودان برگزار شده بود شرکت کردم و جايزه، لوح و تنديس را از دست رييسجمهور اين کشور دريافت کردم و حالا اين افتخار را به همهي زنان ايراني تقديم ميکنم. چون با اين که نگاه غيرمتعارف دنيا اين است که زنان ايراني هيچ کار اقتصادي ارزندهاي انجام نميدهند، من باور دارم که زنهاي ما ارزش رسيدن به بهترين و بالاترين جايگاه را دارند.
* پس با چنين ديدگاهي حتماً انتظار داشتيد استقبال هموطنان از شما گرمتر و صميميتر از کشور ميزبان و شرکتکنندگان در مراسم باشد.
من در اين مدت از يک بابت متأسف شدم؛ چون وقتي به کشور برگشتم، ديدم که روي اين موضوع آنطور که بايد کار نکردند. منظورم اين نيست که چرا به خانم مقيمي توجه نشد، بلکه حرفم اين است که چرا در جامعه به زنان بها داده نميشود. البته کميسيون اجتماعي شوراي شهر تهران مراسمي برگزار کرد که از نظر من بسيار ارزشمند بود. وقتي کسي کاري را شروع ميکند، بيشک هدفش مورد تقدير قرارگرفتن نيست؛ اما وقتي به آن موفقيت دست پيدا ميکند چشمانتظار حمايت ديگران است. من وقتي در اين راه قدم گذاشتم هدفم انجام خدمتي اثرگذار براي کشور بود. کار من کاري بود که راه را براي خيلي از زنان باز کرد.
انتخابها بايد براساس شايستهسالاري باشد، نه بر مبناي جنسيت. اگر خانمي در شرايطي است که ميتواند يک پست مديريتي را احراز کند بايد به او اجازهي انجام اين کار داده شود، نه اين که برايش مانع ايجاد کرد.
به اعتقاد من، دولتمردان بايد از اين فضاي بهوجودآمده به نفع کشور استفاده ميکردند. در واقع ايران شرايطي دارد که کوچکترين مسئلهي منفي در آن به شدت در سطح جهان پخش ميشود و بازتاب پيدا ميکند و حتي مسايلي را که اصلاً وجود ندارد به ما نسبت ميدهند. پس چرا وقتي کسي ميتواند در سطح جهان موقعيتي به دست بياورد و مجامع بينالمللي به آنها بها ميدهند، ما از اين مسئله به نفع کشور استفاده نميکنيم و آن را بزرگ نميکنيم؟
... اعطاي عنوان برترين زن کارآفرين فقط مسابقهاي بين کشورهاي مسلمان بود؛ اما من ايمان دارم که اگر اين رقابت در سطح تمام کشورهاي دنيا هم باشد، ما باز هم حرفي براي گفتن داريم. بانک جهاني همواره فرصتهاي شروع کسب و کار در کشورهاي مختلف جهان را براساس شاخصهايي ميسنجد و بر آن اساس کشورها را رتبهبندي ميکند. پس مسلماً وقتي زني در ايتاليا يک شرکت حمل و نقل تأسيس کند کارش سادهتر از زني مثل من است که ٣٠ سال پيش با تفکرات خاص جنسيتي که معتقد به تفکيک زن و مرد است، کار حمل و نقل را شروع کرده است.
... همين امروز که من مشغول صحبتکردن هستم اين تفاوتها بين زن و مرد و نگاههاي تبعيضآميز نسبت به زنان وجود دارد؛ هرچند الآن وضعيت خيلي بهتر شده است. ٣٠ سال پيش اصلاً کسي نميپذيرفت کهيک زن به حيطهي مديريت، آن هم در حوزهي حمل و نقل وارد شود که براي همين تغيير باور و اثبات خود، کلي زمان و انرژي صرف شد. در واقع آن زمان به اين مسئله توجه نميکردند که چه حرفي زده ميشود، بلکه روي اين موضوع تمرکز داشتند که چه کسي آن حرف را ميزند.
به همين علت من طول مسير پيش رويم را به صورت صاف مثل منطق يک حرکت طي نکردم، بسياري از اوقات نيز عدهاي از من عبور کردند و مرا جا گذاشتند و قطع کردند؛ حتي مجبور شدم اگر دو قدم جلو ميروم دوباره يک قدم به عقب برگردم؛ به طوري که گاهي مجبور به درجا زدن شدم. با اين حال از پا ننشستم و احساس کردم رسيدن به مقصد، يک رسالت است و من بايد کار را به سرمنزل مقصود برسانم.
شما ماجراي کارآفرينشدنتان را در قالب يک کتاب نوشتهايد و به زبان انگليسي ترجمه کردهايد. حالا اگر بخواهيد ٣٠ سال تلاش در اين عرصه را در چند دقيقه خلاصه کنيد آن را چهطور توضيح ميدهيد؟
من بعد از اتمام تحصيلات مهندسي عمران در انگليس، وقتي به ايران برگشتم در يک شرکت حمل و نقل به عنوان مترجم در بخش حمل بار وارد شدم و بهتدريج به اين کار علاقه پيدا کردم و تصميم گرفتم آن را دنبال کنم. در واقع بعد از مدتي که با اين حوزه آشنا شدم همسرم از من خواست تا اين شغل را به صورت مستقل دنبال کنم. يک شرکت حمل و نقل بينالمللي داير کردم و اين شروع دردسرها بود...
* خيليها فکر ميکنند آدمهايي مثل شما لزوماً ثروتمند هستند. آيا اين طرز تفکر را قبول داريد؟
پدر و مادر من هر دو آموزش و پرورشي بودند؛ اما ثروتمند نبودند و ميشد آنها را متوسط خوب دانست؛ به طوري که ما هيچ وقت مشکل مالي نداشتيم. من نميخواهم بگويم آدم فقيري هستم، اما آدم ثروتمند به آن معنا که اين روزها از آن صحبت ميشود هم نيستم.
... ولي من آدم خيلي ثروتمندي هستم به اين دليل که بيشترين ارتباطات را در زندگي دارم و به آدمهاي زيادي کمک کردهام که کارشان راه بيفتد. به اعتقاد من، اگر کسي براي گرفتن کمک به سراغ ما ميآيد لزوماً درخواست کمک مالي ندارد؛ يعني بحث ماهيدادن و ماهيگيري ياد دادن.
ما بايد به افراد ياد بدهيم که از هر چيزي که در اختيار دارند چهطور يک فرصت ايجاد کنند. ما در مدارس و در خانوادهها به بچههايمان ياد ميدهيم که کشور ما از هر جهت کشوري غني و ثروتمند است؛ يعني تمام فرصتهاي موجود را برايش فهرست ميکنيم و او چون احساس ميکند آدم ثروتمندي است و همه چيز در اختيار دارد پس ديگر تلاش نميکند.
اين در حالي است که در ژاپن به بچهها ميآموزند که ما جزيرهاي هستيم که نه نفت داريم و نه گاز و نه هيچ ثروت خدادادي ديگر؛ براي همين فقط بايد تلاش کنيم تا ژاپني بشويم که امروز بزرگترين دانشمندان از درون آن بلند ميشوند. پس ميبينيد که ما چهقدر نياز به تغيير فرهنگ داريم که به اعتقاد من اين موضوع نيازمند يک عزم ملي است که مسئولان کشور باني آن بشوند.
* ميدانيد که اين روزها اوضاع اقتصادي کشور در جهات مختلف دچار چالش و گرفتاري است. در چنين اوضاعي، چرخ کار کارآفريني چون شما باز هم ميچرخد؟
بله، ميزان کار من هم در مقايسه با سالهاي قبل کمتر شده؛ اما يک کارآفرين بايد فرصتها را شکار کند. من اگر الآن مسير کاميونهايم براي اروپا بسته است، بايد از مسير کشتي استفاده کنم و به جاي اروپا، مثلاً چين را انتخاب کنم. در واقع ما بايد اين قابليت را داشته باشيم تا در فرصتهايي که برايمان پيش ميآيد جهت کاريمان را تغيير دهيم و بهروز باشيم.
* پس فرد کارآفرين، انعطاف زيادي دارد!
اصلاً يکي از شرايط کارآفريني، انعطافپذيري است. من هميشه ميگويم کارآفرين يا راهي خواهد يافت يا راهي خواهد ساخت؛ چون قادر است هميشه فرصت بهوجود بياورد. کارآفرين، شکارچي فرصت است.