نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - غيبت امام دوازدهم

غيبت امام دوازدهم


درباره وجود مهدى(ع) و غيبت و ظهور او در آخر الزّمان كتابها و رساله هاى جامع فراوان نوشته اند. نوشتن در اين باره از زمان امام حسن عسكرى(ع) شروع شده و تا عصر حاضر ادامه يافته است. كمتر كسى در ميان عالمان شيعه يافت مى شود كه در اين باره كتابى و يا مقاله اى ننوشته يا سخنى نگفته باشد. منتخب الاثر ٥/ صافى گلپايگانى.

در مقدمه كتاب فوق نام شمارى از كتابها و رساله هايى كه در اين زمينه نوشته شده آمده است. استاد محمّد رضا حكيمى نيز در كتاب خورشيد مغرب بسيارى از آنها را ذكر كرده است. رساله اى نيز به نام: كتابنامه امام مهدى(ع) منتشر شده است. در اين رساله كتابها رساله ها و مقاله هاى بسيارى درباره حضرت مهدى(ع) و مسائل مربوط به اين موضوع شناسنده شده است.

نوشته هاى مفيد در اين زمينه دو گونه است:

١ . در برخى از آنها با استناد بر احاديث مبارك نبوى(ص) كه مورد پذيرش فريقين است و احاديث مأثوره از ائمه (ع) درباره مهدى(ع) و مسائل گوناگون مربوط به آن حضرت از جمله: ولادت امامت غيبت
صغرى و كبرى نواب خاصّ خصائص آن حضرت سيره آن حضرت علائم ظهور چگونگى ظهور حكومت آن حضرت و... بحث شده است.

٢ . در برخى از آنها به سؤالات گوناگون و شبهات مختلف درباره غيبت و ظهور مهدى(ع) پاسخ گفته شده و حقايق و مطالب بسيارى كه در اسلام درباره آن حضرت آمده درج گرديده است.

الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد
از كتاب فوق در بخش تاريخ به تفصيل سخن خواهيم گفت. در اين جا آخرين بخش آن را كه درباره حضرت مهدى(ع) است به اختصار معرفى مى كنيم.

شيخ مفيد در مقدمه اين بخش پس از اشاره به اسم كنيه و ولادت آن حضرت به احاديث نبوى(ص) مورد پذيرش فريقين و احاديث ائمه معصومين(ع) درباره امامت غيبت و ظهور آن حضرت اشاره مى كند. و پس از آن با استناد به آيات و روايات مأثوره از معصومين(ع) خصائص مهدى(ع) بشارت پيامبر(ص) به ظهور او را در آخر الزمان يادآور مى شود از جمله: از پيامبر(ص) نقل مى كند:

(اگر از عمر جهان جز يك روز باقى نماند خداوند همان يك روز را چنان دراز كند تا مهدى(ع) بيايد و جهان را از عدل لبريز نمايد پس از آن كه از ظلم و ستم لبريز شده است.)

در اوّلين و دوّمين باب از اين بخش تا حدودى به تفصيل دلائل عقلى و نقلى بر امامت حضرت مهدى(ع) را متذكر شده است و پس از نقل سيزده حديث در اين باره مى نويسد:

(آنچه آورديم اندكى بود از رواياتى كه در باره امام دوازدهم(ع) آمده است روايات در اين باره بسيار است. مولفين شيعه آنها را تدوين كرده و در كتابهاى خود به تفصيل آورده اند. از جمله: محمّد بن ابراهيم نعمانى مولّف كتاب: غيبت نعمانى به تفصيل سخن گفته و روايات بسيارى را گرد آورده است. بدين جهت نيازى به ذكر روايات به تفصيل نيست.)٣٣٠/.

در سومين باب از اين بخش كسانى را كه مشرف به ديدار امام مهدى(ع) شده اند با استناد به روايات آورده است.

او در اين باب ده روايت ذكر كرده است. در آخر باب روايات رسيده را در
اين زمينه نيز بيش از اينها دانسته است. در چهارمين باب به برخى از كرامات و معجزات آن حضرت در زمان غيبت اشاره مى كند و روايات بسيارى را در اين باره نقل مى كند (٢١ روايت). بعد مى نويسد:

(روايات در اين باره فراوان است و در كتابهايى كه بدين منظور اختصاص يافته آمده است. اگر ما بخواهيم همه آنها را بياوريم سخن به درازا مى كشد.)

در پنجمين باب از اين بخش با استناد به روايات به علائم ظهور و حوادثى كه پيش از ظهور به وقوع مى پيوندد اشاره مى كند. پس از آن پاره اى از آنها را حتمى دانسته كه بدون آنها ظهورى نيست و برخى ديگر را غير حتمى; يعنى ممكن است واقع شود و ممكن است واقع نشود.

مفيد در همين باب با آوردن پنج فصل مطالب و حقايق ديگرى را درباره مهدى(ع) بيان كرده است كه به اختصار به محتواى آن اشاره مى كنيم:

در فصل نخست مطالبى را درباره سال و روز قيام مهدى(ع) آورده است. او با استناد به روايات سال قيام را به طور كلى طاق و روز قيام را دهم محرم الحرام دانسته است.

وى از امام صادق(ع) نقل مى كند كه:

(امام مهدى(ع) روز عاشوراء در خانه خدا در ميان ركن و مقام مى ايستد و جبرئيل در سمت راست او فرياد مى زند: بيعت براى خدا. شيعيان آن حضرت از سرتاسر جهان به سويش مى شتابند و با آن حضرت بيعت مى كنند.)

در فصل دوّم رواياتى را مى آورد كه حضرت مهدى(ع) از مكّه مكرمه حركت مى كند و به كوفه مى آيد و از آن جا ياران و سپاه خود را به شهرها و كشورهاى ديگر مى فرستد.

در فصل سوّم از مدّت امامت و حكومت آن حضرت و برخى از حوادث و وقايعى كه در آن روزگار اتفاق مى افتد سخن مى گويد. همچنين درباره اوضاع زمين و مردم در آن روزگار رواياتى را نقل مى كند.

در فصل چهارم به اوصاف ظاهرى آن حضرت مى پردازد و شمايل مهدى(ع) را با استناد به روايات ذكر مى كند.

در فصل پنجم به مطالب و مسائل بسيارى كه در روايات درباره روش و رفتار حضرت مهدى(ع) آمده است اشاره مى كند و با نقل دوازده روايت سيره دينى اخلاقى
عملى تعليمى مالى و... آن حضرت را روشن مى سازد.

الفصول العشرة في الغيبة.
اين رساله با نام: المسائل العشرة فى الغيبة والاجوبة عن المسائل العشر نيز خوانده شده است.

رجال نجاشى ج٣٢٦/٢; الذريعه الى تصانيف الشيعه ج٢٤١/١٦ شماره ٩٥٧; ج٣٥٨/٢٠.

در الذريعه ونشريه تراثنا شماره ١٣ سال سوّم نُسَخ خطّى اين رساله معرفى شده است. اين رساله از سوى مطبعه حيدريه نجف اشرف در سال ١٣٧٠ هـ . ق. و در ضمن مجموعه اى به نام: خمس رسائل فى اثبات الحجّه و نيز از سوى مكتبة دارالكتب التجاريه در همان سال به چاپ رسيده است. همان چاپ نجف از سوى مكتبه مفيد قم افست شده و در ضمن عدة رسائل للشيخ المفيد آمده است.

شيخ مفيد در مقدّمه اين رساله مى نويسد:

(من گفتار جاودانه اى درباره وجوب امامت نهاد اساسى آن (عصمت) ويژگيهاى امام(ع) دلائل امامت ائمه معصومين (ع) ردّ ونقض گفتار مخالفان چه براى عالمان و چه غير آنان نگاشته ام. ونيز فلسفه غيبت دوازدهمين امام را آورده ام. در اين رساله آنچه را درباره آن حضرت نگاشته ام در ده فصل به عنوان ده پرسش و پاسخ مى آورم. من در اين رساله مواضع شبهه را روشن مى كنم و بدان نيز پاسخ مى گويم).

آن گاه درباره ارزش و اهميت اين اثر پر ارج مى نويسد:

(من در اين اثر آنچه را همه خردمندان و آگاهان بدان نياز دارند آورده ام. به گونه اى كه دسترسى به مطالب آن احتياج به فكر طولانى و وقت بسيار ندارد. كسى كه اين رساله را در اخيتار داشته باشد از نوشته هاى پيشين من در اين باره بى نياز مى شود.)

محتواى كتاب
براى آشنايى بيشتر با محتواى كتاب پرسشهاى دهگانه آن را به اختصار در ذيل مى آوريم:

١ . آيا امام حسن عسگرى(ع) فرزندى به نام مهدى داشته است؟ آيا اين ادّعا ويژه شيعه اماميه است؟ و يا غير شيعه اماميه
نيز به اين مسأله اعتقاد دارند؟

٢ . تكذيب ادّعاى شيعه را از سوى جعفر بن على (عموى امام زمان(ع) )در داشتن فرزند چگونه تفسير مى كنيد؟

٣ . اگر امام حسن عسگرى داراى فرزندى به نام مهدى(ع) بود چگونه از او در وصيتش نام نبرد و به مادرش به نام حديث وصيت كرد.

٤ . چه دليلى بر ولادت پنهانى و همچنين غيبت آن حضرت است؟

با اين كه همه ائمه پيش از ايشان ولادت و زندگى آنها آشكار بوده است و سخت گيرى حكام جور در آن زمان كمتر از زمان امام دوازدهم(ع) نبوده است.

٥ . غيبت در مدّت زمان طولانى و عدم دسترسى به آن حضرت و حتّى عدم شناخت مكان او چگونه ممكن است؟

٦ . طول عمر غير طبيعى قابل پذيرش نيست. چگونه فردى كه در سالهاى دور به دنيا آمده است مى تواند در اين زمان كه سال ٤١١ است زنده باشد.

٧ . بر فرض پذيرش و صحّت غيبت ايشان وجود ايشان بدون اجراى حدود بيان احكام هدايت گمراهان و اقامه امر به معروف و نهى از منكر چه فايده اى دارد؟

٨ . با توجّه به ادّعاى فطحيه نسبت به غيبت حضرت موسى بن جعفر(ع) و ادّعاى كيسانيه نسبت به غيبت محمد بنِ حنفيه و ادّعاى ناووسيه نسبت به غيبت امام صادق(ع) و يا ادّعاى اسماعيليه نسبت حيات و غيبت اسماعيل بن جعفر و بطلان چهار ادّعا از ديدگاه اماميه به هر دليلى آنها را باطل مى دانيد. به همان دليل ادّعاى شما در غيبت حضرت مهدى(ع) باطل است.

٩ . اماميه معتقدند كه خداوند غيبت آن حضرت را لازم دانسته و خداوند چيزى را اراده نمى كند مگر آن كه داراى مصلحت باشد. از سوى ديگر اماميه بر آنند كه در مشاهده آن حضرت و اخذ معارف دين از وى مصلحت كامل بندگان وجود دارد و با ظهور آن حضرت همه مصالح تحقق مى پذيرد بنابراين چگونه خداوند غيبت وى را اراده كرده است.

١٠ . اگر اماميه بر غيبت امام دوازدهم خويش اصرار كند بايد در هنگام ظهور برايش معتقد به معجزه باشد تا مردم او را بشناسند در حالى كه داشتن معجزه از ويژگيهاى پيامبران الهى است.
شيخ مفيد پس از طرح سؤالات فوق به تفصيل به آنها پاسخ مى دهد و در ذيل هر فصل فصول ديگرى كه را كه در روشن تر شدن پاسخها و شبهات لازم دانسته ذكر كرده است.

الجوابات في الخروج المهدى(ع)
اين كتاب چنان كه از نام آن پيداست پاسخى است به پرسش هايى در پيرامون غيبت و ظهور امام دوازدهم(ع)

الذريعه نسخه اى خطّى از اين رساله را معرفى مى كند ج١٩٥/٥ شماره ٨٩٩.

در نشريه تراثنا سال سوّم شماره ١٣ نسخ خطى ديگرى را بر آن افزوده شد و سپس نوشته شده است:

(اين رساله در سال ١٣٧٠ هـ . ق. از سوى دارالكتب التجاريه ضمن مجموعه اى به عنوان: خمس رسائل في اثبات الحجّه و در ايران خمس عدةُ رسائل للشيخ المفيد چاپ شده است).

محتواى رساله.
در اين رساله شخصى از شيخ مفيد سؤال مى كند: با وجود اختلافات زيادى كه در وجود امام زمان(ع) است دليل شما بر وجود ايشان چيست؟

شيخ مفيد در پاسخ با استفاده از احاديث صحيح و مورد پذيرش فريقين بر وجود و غيبت آن حضرت استدلال مى كند و روايات را چنان مى داند كه اگر كسى منكر آنها شود بايد همه روايات مربوط به شريعت اسلامى را انكار كند.

شيخ مفيد نويسد:

(از نظر عقلى غير ممكن نيست كه خداوند امام غائب(ع) را به آسمان برده باشد ولى چون رواياتى داريم بدين مضمون كه زمين نبايد خالى از حجّت باشد مى گوئيم: هنوز آن حضرت در روى زمين است.)

آن شخص مى گويد: چگونه تو كه طرفدار عدل و توحيد هستى امامت كسى را مى پذيرى كه ولادت او قطعى نيست تا چه رسد به امامت او. در وجود او شكّ است تا چه رسد به غيبت او. اكنون چندين سال گذشته... آيا چنين چيزى به عقل يا به وحى درست مى نمايد؟

شيخ مفيد در پاسخ با اشاره به اين كه زمين نبايد خالى از حجّت باشد مى نويسد:

(حجّت صفاتى دارد هركس داراى اين
صفات نباشد حجّت نيست. و من در اولاد عباس و اولاد على(ع) و در قريش كسى را با اين صفات نيافته ام. با توجّه به اين استدلال عقلى حجّت بايد شخص ديگرى باشد هرچند ظاهر و پيدا نيست; چه حجّت شخصى مى تواند باشد كه از خطاء و گناه معصوم است و چون اين امر مسلّم شد لازم مى آيد كه حجّت(ع) غائب باشد.)

نجاشى غير از سه كتاب و رساله فوق كتابها و رساله هاى ديگرى را به شرح ذيل از تأليفات مفيد شمرده است:

كتاب فى الغيبه

مختصرفى الغيبه

جوابات الفارقيين في الغيبه

كتاب النقض على الطلحى في الغيبه

علاّمه بزرگوار شيخ آقا بزرگ تهرانى پس از آن كه كتاب فى الغيبه را با واژه الكبير توصيف مى كند مى نويسد:

(از اين چهار كتاب تاكنون اثرى به دست نيامده است).

الذريعه ج٨٠/١٦ شماره ٤٠٥.
به جز آنچه آورديم شيخ مفيد سه رساله ديگر درباره غيبت نگاشته است كه از سوى منشورات مكتبه دارالكتب التجاريه نجف اشرف سال ١٣٧٠ هـ ق. ضمن مجموعه اى با عنوان: خمس رسائل فى اثبات الحجّه به چاپ رسيده است.

رساله اوّل
اين رساله پس از حمد و ستايش خداوند با پرسش درباره صحت اين روايت نبوى شروع مى شود:

(من مات وهو لايعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليه)

و پس از آن كه مفيد صحت آن روايت را تاييد مى كند آن شخص پرسشهايى را به شرح ذيل مطرح مى كند:

چگونه غيبت امام را از پيروان خويش با وجود اين حديث توجيه مى كنيد؟

چگونه شيعه مى تواند امام زمان خود را بشناسد؟

فايده شناختن امام در صورتى كه آدمى نتواند او را ببيند و از وى استفاده ببرد چيست؟

در زمان غيبت مردم حوادث واقعه و مشكلات قضائى خود را چگونه سؤال و يا حلّ كنند؟

شيخ به سؤالات فوق با جملاتى كوتاه ولى پر محتوا پاسخ مى گويد. به گونه اى
كه سؤال كننده قانع مى شود.

اين رساله حدود پنج صفحه بيشتر نيست و از سوى مكتبه مفيد در ضمن: عدة رسائل از صفحه ٣٨٤ تا ٣٨٨ چاپ شده است.

رساله دوّم
شيخ مفيد در آغاز اين رساله مى نويسد:

(در مجلس يكى از رؤسا حاضر بودم كه سخن از امامت به ميان آمد و به بحث غيبت امام دوازدهم(ع) كشيده شد. صاحب مجلس پرسيد:

آيا شيعه از جعفر بن محمّد روايت نمى كند كه: اگر ياوران امام زمان به تعداد اصحاب بدر (٣١٣) برسد حضرت خروج خواهد كرد؟

آيا در زمان ما اصحاب آن حضرت چندين برابر آنان نيستند پس چرا ايشان قيام نمى كند؟

مفيد به تفصيل پاسخ مى دهد كه اجمال آن بدين شرح است:

(مردانى كه هم اكنون موجودند از لحاظ دليرى بردبارى سرسختى ووفادارى انحصار هدف پاكى و سلامت عقل همسنگ مبارزان بدر نيستند. اگر شماره چنان مردانى فراهم شود امام بدون فوت وقت ظهور خواهد كرد.)

پرسش كننده مى گويد: چگونه نيازمندى به اين ويژگيها را كه در متن حديث نيامده اثبات مى كنيد؟

شيخ مفيد در پاسخ به مقايسه اى بين رفتار پيامبر(ص) در جنگ و حديبيه و بدر پرداخته و مى گويد:

(با اين كه در جنگ حديبيه چندين برابر رزمندگان بدر پيامبر(ص) را همراهى مى كردند به نبرد نپرداخت; زيرا اين مردان همانند مبارزان بدر نبودند.

علامه تهرانى در الذريعه احتمال داده است كه اين رساله همان: النقض على الطلحى في الغيبه باشد. ج٨١/١٦.

رساله سوّم
اين رساله نيز همانند رساله هاى پيشين پاسخ به سؤالى است درباره حضرت حجّت (ع).

پرسش كننده با توجّه به زمان ديگر ائمه(ع) بر اين باور است كه مشكلات و گرفتاريها در زمان حضرت حجّت(ع) بيش از زمان ديگر ائمه معصومين(ع) نبوده است.
اگر علت غيبت كثرت دشمنان باشد در زمان آنان خيلى بيشتر بوده است در عين حال آنان نه پنهان شده اند و نه از شيعيانشان غايب گشته اند; بنابراين دليلى براى غيبت آن حضرت وجود ندارد.

مفيد در پاسخ مى گويد:

(ميان امام دوازدهم و پدران او يك فرق اساسى و مهم وجود دارد. آنان پيروان خود را آشكار به قيام دعوت نكردند حكام زمان هم به طور نسبى به آنان كارى نداشتند ولى مهدى(ع) هنگامى كه ظهور كند همگان را دعوت به قيام مى كند به همين جهت بايستى وى كاملاً دقت كند كه پيش از آن كه نيروى كافى در اختيار داشته باشد خود را در معرض حكام جور قرار ندهد كه طبعاً در مقابل وى مقاومت خواهند كرد.)

افزون بر اينها شيخ مفيد در كتاب: العيون والمحاس الفصول المختاره الايضاح فى الامامه الباهرمن المعجزات و... در اين باره مطالبى آورده است.

الفصول المختاره
كتاب فوق را در بخش مفيد و دانش مناظره به تفصيل معرفى خواهيم كرد. در اين جا به مناظرات مفيد درباره امام زمان(ع) اشاره مى كنيم:

شخصى از بزرگان معتزله از شيخ مفيدمى پرسد: امامى كه به عقيده شما غائب است آيا همان گونه كه از دشمنانش ترس دارد از تو نيز مى ترسد يا اين كه خوف او تنها از دشمنانش است و بس.

شيخ مفيد در ابتداء مى گويد:

(مسلّم ترس ايشان از دشمنانش است).

پس از آن مى گويد:

(از اكثر مردم جاهل نسبت به خود و مقام خود نيز ترس دارد).

در توضيح آن مردم را در ارتباط با امام زمان(ع) به چند دسته تقسيم مى كند و نحوه ارتباط امام زمان(ع) را با هريك از آنان مشخص مى كند.

در آخر اين مناظره سيد مرتضى سؤالى درباره امام زمان(ع) دارد كه استادش به وى نيز پاسخ مى دهد و سيد مرتضى آن را در اين كتاب آورده است. ج ٧٧/١ ـ ٨٣. و در جاى ديگر از همين كتاب شيخ مفيد از محمد حسن بن موسى نقل مى كند كه:

(مردم پس از رحلت امام حسن عسگرى(ع) به چهارده دسته تقسيم
شدند).

شيخ مفيد ديدگاههاى آنان را مى آورد و بعد (صفحه ٢٦١) مى نويسد:

(فرقه هايى كه نام برديم به جز فرقه اثنى عشريه در سال ١٣٧٣ هـ . ق. اثرى از آنها نيست).

شيخ مفيد پس از آن گفتار آنان را با شواهد و دلائل نقد و ردّ مى كند و در آخر اين فصل وعده مى دهد كه كتابى به تفصيل درباره اين اقوال بنويسد و گفتار اماميه اثنى عشريه را در آن جا به تفصيل بياورد.

شيخ مفيد در صفحه ٢٦٦ مناظره ديگرى درباره غيبت امام زمان(ع) دارد و آن مناظره اين است كه سؤال كننده مى پرسد:

با اين كه نشانه هاى پيامبر اكرم (ص) در تورات و انجيل آمده بود و اهل كتاب و قريش نشانه هاى آن حضرت را دريافته بودند در عين حال ولادت و زندگى آن حضرت از مردم پنهان نبود و خدا امر نكرد به پدرش كه ولادت او را پنهان كند. امّا شيعه درباره دوازدهمين امام خود فكر مى كند كه خدا پنهان كردن ولادت آن حضرت را لازم دانسته است; زيرا فرزند او در ميان ائمه منتظر است و خروج به سيف خواهد كرد و نيز لازم كرده كه خود وى از مرد مستور باشد و حال آن كه وضعيت مهدى شبيه پيامبر گرامى اسلام(ص) است.

شيخ مفيد در پاسخ سخن آن شخص را قياس و گفتار بدون علم مى داند و معتقد است مصلحت چيزى است كه از راه قياس به دست نمى آيد بلكه مصلحت را خدايى كه جامع جميع صفات كمال است مى داند و بس. پس از آن به تفصيل از اين شبهه پاسخ مى دهد و تفاوت زمان پيامبر(ص) و امام حسن عسگرى(ع) را شرح مى دهد.

تكليف در عصر غيبت
كتابها و رساله هاى مفيد را درباره امام زمان(ع) و مسائل متعلق به آن حضرت به اختصار معرفى كرديم. در معرفى رساله ها پرسشى كه در رساله اوّل مطرح شده بود بسيار مهمّ و بنيادى بود لذا بر آن شديم كه پاسخ آن را به اختصار بياوريم.

با توجّه به اين كه مفيد امام را حاكم و مرجع دينى مردم مى داند سؤال اين بود كه در عصر غيبت تكليف مردم چيست. آيا در عصر غيبت حكومت اسلامى مرجعيت دينى وجود دارد. اگر دارد به چه صورت است؟

مفيد در پاسخ به پرسشهاى فوق به لزوم
حاكميت دينى درعصر غيبت اشاره مى كند و نايب عامّ امام را در زمان غيبت به جاى امام مى نشاند و او را عهده دار احياء و اجراى احكام پاسخگوى به سؤالات مردم و تشكيل حكومت اسلامى مى داند مفيد در همان رساله در اين باره مى نويسد:

(آن كس كه باموردى رو به رو شد و مى خواهد حكم شرعى را درباره آن بداند بايد به علماى شيعه اماميه مراجعه كند تا آنان تحقيق كنند كه براساس راهنماييهاى ائمه پيشين چگونه بايد فتوى دهند...

و در مورد اصحاب دعوى نيز مى گوئيم: آنان اختلاف خود را بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش عرضه مى كنند كه توسّط جانشينان پاك و راهنماى به حقّ از خاندانش به ما رسيده است. براى اين كار بايد رضا دهند كه علماء و فقهاى شيعه در كار ايشان نظر كنند.)

الرسالة الاولى في الغيبه ٣/ ـ ٤.
افزون بر اين شيخ مفيد در كتاب مقنعه در موارد بسيارى فقهاى شيعه را منصوب از جانب امام زمان(ع) دانسته است و اطاعت و پيروى از احكام آنان را نيز لازم شمرده است. در بخش فقه و درمعرّفى مقنعه در اين باره بيشتر سخن خواهيم گفت.