نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - دانش كلام

دانش كلام


علم كلام دانشى است كه در آن مسائل اعتقادى را با استدلال عقلى عرضه مى دارند و با همين شيوه به پرسشها و شبهات پاسخ مى دهند. با توجه به تبحر و تسلّط شيخ مفيد برمذاهب كلامى و تاثير پذيرى بسيارى از عالمانى كه پس از وى آمده اند بايد او را در اين فنّ استاد استادان و سرآمد همه متكلمان بناميم.

حتى برخى نوشته اند:

پس از شيخ مفيد كتابهايى كه درباره علوم اعتقادى نگاشته شده است كمتر دليل و بحثى يافت مى شود كه ريشه آن در كتابهاى مفيد نباشد.

(مستدرك الوسائل) ج٥١٧/٣ چاپ سنگى.

افزون بر آن آثار وى در ردّ معتزله اشاعره و... بيانگر آن است كه مفيد از متبحرترين متكلمان در اواخر قرن چهارم هجرى بوده است.

علامه زنجانى در مقدمه اوائل المقالات مى نويسد:

(شيخ مفيد متكلمى توانمند و متبحر است. او بر آراى فِرَق اسلامى و مدارك گفته هايشان تسلّط كامل دارد. گواه اين مطلب اسامى تاليفاتى است كه در ردّ و نقض صاحب نظران و
متكلمان معتزلى و غير معتزلى نگاشته و در كتابهاى رجال و زندگينامه ها و فهرستها ثبت شده است. افزون بر اين او استاد اين فنّ است. برخى از كتابهاى كلامى را تدريس كرده و يا بر وى مى خوانده اند. نجاشى در ترجمه ابى محمّد نوبختى گفته است: كتاب آراء و ديانات نوبختى را كه كتابى بزرگ و نيكو و مشتمل بردانشهاى زيادى بود براستادم شيخ مفيد قرائت كردم).

اوائل المقالات في المذاهب والمختارات
نجاشى از اين كتاب با عنوان: اوائل المختارات ابن شهر آشوب با عنوان: اوائل المقالات والمذاهب المختارات ياد كرده اند. (رجال نجاشى) ج٣٢٦/٢ (معالم العلماء) ١٠١.

اين كتاب در سال ١٣٦٣ با تعليقات و اهتمام واعظ چرندابى به چاپ رسيده و در سال ١٣٦٧ با اضافاتى تجديد چاپ شده است. چرندابى در مقدمه چاپ اوّل و دوّم چگونگى دستيابى به نسخه خطّى اين كتاب و تصحيح و مقابله آن را با نسخ موجود متذكر شده است. عالم فاضل شيخ فضل اللّه زنجانى مشهور به شيخ الاسلام زنجانى مقدمه اى سودمند بر اين كتاب نگاشته است و در آن از شخصيت مفيد موقعيت سياسى ومذهبى بغداد در عصر مفيد آثار علمى مناظرات و درگيريهاى وى با مذاهب گوناگون و آگاهى مفيد از علم اديان و تسلّط وى بر مذاهب اسلامى و... سخن گفته است.

وى در اين مقدمه از انگيزه مؤلّف در تاليف اين اثر ابواب و مطالب كتاب عظمت و جلالت شيخ مفيد از ديدگاه عالمان فريقين از جمله: يافعى ابن طيّ ابن كثير شامى علامه حلّى ابن ادريس و... مطالب ارزشمندى را آورده است.

تحت عنوان: مشايخه في العلم والروايه و... به اساتيد مشهور كلامى فقهى و حديثى شيخ مفيد از فريقين اشاره مى كند و سپس به شاگردان برجسته و مناظراتش با مخالفان مى پردازد. تحت عنوان: زعامته المذهبيه فى الدولة البويهيه از وضعيت شيعهِ عراق در قرن سوّم و زعامت و رهبرى دينى مفيد در زمان حكومت آل بويه و قوّت و قدرت شيعيان بيش از پيش و برخى از رويدادهاى تأسف انگيز در آن دوران مطالبى را نقل كرده و سپس به وفات و مدفن و تشييع جنازه با شكوه وى اشاره مى كند.
اهميت و ارزش اين اثر علمى
اين كتاب مهمترين اثر كلامى موجود شيخ مفيد است. موضوع كتاب چنان كه از نام آن پيدا است درباره عقائد و آراى متكلمان و علماى مذاهب اسلامى است. در اين اثر گرانبها مطالب بلند و سنگين عقيدتى در قالب الفاظى رسا و شيوا بيان شده است تا همگان از آن بهره مند گردند.

او در اين اثر ضمن طرح مسائل عقيدتى ديدگاه خويش را به عنوان ديدگاه شيعه بيان و اثبات مى كند. تبحر و تسلط عجيب مفيد بر آراء و افكار متكلمان در اين كتاب به صورتى اعجاب آور نموده شده است.

وى در اين كتاب استقلال مكتب كلامى شيعه را با استناد به شواهد و دلائل متقن اثبات مى كند. اين اثر از جمله مدارك علامه مجلسى در تأليف بحارالانوار است. ج٧/١.

علاّمه مجلسى مطالب بسيارى از آن را در جلدهاى مختلف بحار الانوار گنجانده است. در برخى از جلدها از اوائل المقالات به عنوان: كتاب المسائل ياد كرده است. (بحار الانوار) ج١٠٤/٢٦ ١٩٢; ج٣٤٤/٢٥.

علاّمه بزرگوار شيخ آقا بزرگ تهرانى در توصيف اين كتاب پرارج مى نويسد:

(اوائل المقالات كتاب ارزشمندى است كه تاكنون نظير آن نگاشته نشده است.)

الذريعه ج٤٧٢/٢.

انگيزه تأليف
علاّمه زنجانى در مقدمه كتاب ٢٠/ درباره انگيزه شيخ مفيد از تاليف اين اثر مى نويسد:

(در روزگار شيخ مفيد شهر بغداد كه مركز كشور اسلامى بود پر بود از طرفداران مذاهب گوناگون. و مناظره بين شيعه و ديگر مذاهب اسلامى به شدّت ادامه داشت. اكثر مخالفان عقائد فاسد و موهونى از قبيل: جبر تشبيه و تجسيم به شيعه نسبت مى دادند و شيعه را بر آن عقائد سرزنش مى كردند. اين مسائل و نظائر آن سبب شد كه شيخ مفيد به نگارش اين اثر و ديگر آثار در اين زمينه بپردازد. مفيد با نگارش اين كتاب واقعيت را اظهار كرد و فشرده اى از عقائد شيعه اماميه را در اصول اسلامى و مسائل گوناگون كلامى تبيين كرد...
و نيز گفتار مخالفان و موافقان شيعه را در اين عقائد با بيانى شيوا و با بهترين اسلوب بيان كرد و عقيده شيعه اماميه را با استناد به قرآن و سنت معصومين(ع) اثبات و شبهات مخالفان را ردّ و نقض كرد. اين كتاب از اين جهت از بهترين كتابهايى است كه در اين زمينه تأليف شده است. بلكه نخستين كتابى است كه در تمايز شيعه از اعتزال و ديگر فرق اسلامى با اين اسلوب نگاشته شده است.)

علامه زنجانى پس از آن اشاره مى كند كه مسعودى مؤلف مروج الذهب در ج١٣٧/٢ در هنگام بيان اصول معتزله نوشته است كه كتابى نيز به نام: الابانه دارد كه در آن تمايز بين معتزله و شيعه اماميه را بيان كرده است. ظاهراً زنجانى آن كتاب را نديده است از اين روى درباره آن اظهار نظرى نكرده است.

مؤلف بزرگوار شيخ مفيد در مقدمه كتاب انگيزه خود را از نگارش اين اثر چنين بيان مى كند:

(خداوند بقاى سيّد شريف و نقيب ما را در قدرت و فرمانبرداريش و برترى گفتارش دراز كند. من به يارى خدا در اين كتاب قصد آن دارم كه تفاوت ميان شيعه و معتزله را بيان كنم. و تمايز ميان عدلى مذهبان شيعه را با عدلى مذهبان معتزله آشكار نمايم و نيز اختلاف ميان معتزله و اماميه را در اصول كه هر دو به آن اختلاف اعتراف دارند روشن كنم در اين كتاب آنچه را از مذاهب متفرعه در اصول توحيد عدل و لطائف دانش كلام برگزيده ام نقل خواهم كرد. و سپس به مقايسه آراء خواهم پرداخت و در آن جا خواهم گفت: كدام يك از آنها مطابق با اعتقادات نوبختيان(ره) است و كدام مخالف آنهاست و كدام يك موافق با مذهب اعتزال و متكلمان ديگر جز ايشان است. تا اين كتاب اصل و منبعى مورد اعتماد براى آزمودن اعتقادات گوناگون باشد.)

(اوائل المقالات) ٤٠/ ـ ٤١ مقدمه.

در عبارت فوق شيخ مفيد تصريح كرده است كه اين كتاب را به درخواست: السيد الشريف النقيب نگاشته است ولى نام او را نياورده است.

علامه زنجانى در مقدمه كتاب مى نويسد:

(ممكن است مقصود ابواحمد حسين بن
موسى موسوى پدر سيد رضى و مرتضى باشد كه در زمان زعامت مفيد نقابت علويين و امارت حجّ را مكرّر در حكومت آل بويه بر عهده داشته است و احتمال دارد مقصود از (الشريف النقيب) سيد رضى يا مرتضى باشد; زيرا آن دو در زمان حيات پدر گاه نيابت از وى را در نقابت علويان و... بر عهده مى گرفتند. پس از پدر آن منصب به سيّد رضى و سپس به سيّد مرتضى واگذار شد.)

علامه زنجانى شواهدى را نقل مى كند كه مقصود از: (السيّد النقيب) سيد رضيّ است. از جمله: سيد رضى از شيخ مفيد مطالبى را سؤال كرده كه به اوائل المقالات اضافه كند كه با اين عنوان آمده است:

(هذه الزيادة كان خرجها وسأل الشيخ المفيد قدس اللّه روحه عنها السيّد الشريف محمدبن الحسين الرضّى الموسوى قدس سره ليضاف الى اوائل المقالات).

شيخ مفيد پس از تاليف اين كتاب كتاب معروف فقهى خويش: (الاعلام فيما اتفقت عليه الاماميه وخالفهم العامّه من الاحكام) را نگاشته است و در اوّل آن تصريح كرده كه آن را براى السيّد الشريف نگاشته تا به كتاب اوائل المقالات اضافه كند و كسى كه به آن كتاب مراجعه كند علم اصول و فروع را يكجا به دست خواهد آورد.در برخى از نسخ قديمى از آن كتاب گفته شده است كه منظور از السيّد الشريف سيد رضى است.

مقدمه ٢٢/ ـ ٢٣.

شيخ مفيد در موضوع فوق (تمايز شيعه از معتزله كتابها و رساله هاى ديگرى هم دارد كه فهرست بيست عنوان آنها در مقاله: (مفيد و معتزله) در همين شماره مجلّه آمده است.

زمان تأليف
شيخ مفيد سال تأليف اين كتاب را ذكر نكرده است ولى با توجّه به اين كه نقابت سيد رضى در بين سالهاى ٣٩٦ تا ٤٠٦ بوده است مى توان فهميد كه تأليف اين كتاب بايد در فاصله ٣٩٦ تا ٤٠٦ انجام گرفته باشد.

محتواى كتاب
اين اثر پرمايه داراى چندين بخش است:
١ . بخش نخست آن درباره تفاوت شيعه و معتزله است. مفيد در اين بخش ابتداء به تعريف مذهب تشيع پرداخته است. پيروى از على(ع) و اعتقاد به ولايت و امامت آن حضرت پس از پيامبر اكرم(ص) و سلب خلافت از كسانى كه پيش از او در مقام خلافت جايگزين شده اند از ويژگيهاى تفكر شيعه دانسته است.

و درباره مفهوم اعتزال مى نويسد: اعتزال واژه اى است كه از گفتار به منزلت بين المنزلتين به وجود آمد و مؤسس آن واصل بن عطاست و پس از آن به كناره گيرى واصل از مجلس درس حسن بصرى و پيروى عمرو بن عبيد از وى اشاره مى كند و آن را منشاء مكتب معتزله مى داند. و نتيجه مى گيرد كه اصل مكتب اعتزال اعتقاد به: منزلت بين المنزلتين است و هيچ يك از پيروان تشيع حتى نوبختيان به آن اعتقاد ندارند. شيخ مفيد در ابتداى كتاب با تعريف تشيع و اعتزال استقلال مكتب كلامى شيعه را مى نماياند و تفاوتهاى اساسى مكتب كلامى شيعه و معتزله را بر مى شمرد.

٢ . در بخش دوّم ديدگاههاى كلامى خويش را با عنوان: باب وصف ما اجتبيته انا من الاصول با تفصيل بيشتر و با تكيه بر منابع اسلامى: آيات و روايات مأثوره از ائمه معصومين(ع) آورده است. وى در اين بخش اهمّ مسائل عقيدتى را در پنج عنوان بررسى كرده است.

١ . توحيد و صفات خداوند.٥٦/ ـ٦٣.

٢ . عدل و مسائل مربوط به آن./ ٦٣ ـ ٦٨.

٣ . نبوت و مسائل مربوطه به آن از قبيل: عصمت انبياء عصمت پيامبر اكرم(ص) اعجاز قرآن و... ٦٣/ ـ ٧٢.

٤ . امامت و مسائل مربوط به آن از قبيل: مقام امامت عصمت ائمه ولايت ائمه علم ائمه(ع). ٧٣ ـ ٨٣.

٥ . معاد و مسائل مربوط به آن .٨٤/ ـ ١١٠.

در ابواب فوق باتفصيل بيشترى نسبت به بخش پيشين ديدگاههاى خود را آورده و به تفاوت آنها با ساير فرق اسلامى و نوبختيان اشاره كرده است.

٣ . بخش سوّم با عنوان: (اللطيف من الكلام) والقول فى الجواهر والاعراض به نكاتى دقيق و لطيف از دانش كلام و برخى از مسائل اصولى اشاره مى كند. شيخ مفيد مسائل فلسفى را در اين بخش مطرح مى كند و ديدگاههاى خويش را همچون فيلسوفى صاحب نظر حتى در طبيعيات اظهار مى كند.
٤ . در بخش چهارم اين كتاب سؤالات سيد رضيّ براى الحاق به كتاب اوائل المقالات آمده است با عنوان : الزيادات... ١٥٠/ ـ ١٥٦.

علامه زنجانى در آخر كتاب مى نويسد:

(مرحوم سيد بن طاوس در كتاب فرج المهموم فى معرفة منهج الحلال والحرام من علم النّجوم فصلى را از كتاب اوائل المقالات ذكر كرده كه تاكنون در نسخه هاى خطّى و چاپى آن ديده نشده است.)

واعظ چرندابى اين فصل را در آخر كتاب با عنوان تذييل من العلامه الزنجانى گنجانده است.

نواقص
فهرست كتاب كه در صفحه ١٦٣ آمده است با صفحات كتاب تطابق ندارد. سبب آن نيز چنان كه از همان فهرست بر مى آيد اين است كه: در چاپ اوّل تقريظها و ستايشنامه هايى از الامام شرف الدين العاملى الامام الامين العاملى العلامه المهاجر العاملى الامام آل كاشف الغطاء و دو تقريظ ديگر به فارسى داشته است كه متاسفانه در اين چاپ نيامده است. ثانياً در چاپ اوّل تقريظها و مقدمه علامه زنجانى صفحه گذارى نشده است و در اين چاپ صفحه گذارى شده است. ناشر با غفلت از مطالب فوق همان فهرست چاپ اوّل را بدون تغيير در چاپ مجدّد آورده است كه اميد است در چاپ بعدى اصلاح شود.

شرح عقائد الصدوق
اين كتاب چنانكه از نام آن پيدا است شرحى است بر رساله اعتقادى شيخ صدوق استاد شيخ مفيد. البتّه شرحى انتقادى; از اين روى به نام: تصحيح الاعتقاد خوانده شده است. اين كتاب با مقدمه و تعليقات سيدهبة الدين شهرستانى همراه اوائل المقالات وجداى از آن به اهتمام و با تعليقات واعظ چرندابى از سوى انتشارات داورى و رضّى به چاپ رسيده است.

واعظ چرندابى در تصحيح اين اثر گرانمايه از نسخه خطّى احمد بن عبدالعالى الميسى العاملى ونسخه موجود در كتابخانه سيد هبة الدين شهرستانى و نسخه خطى موجود در كتابخانه علاّمه شيخ فضل اللّه زنجانى استفاده كرده و براى نشر آن رنجى فراوان كشيده و تلاشى همه جانبه به كار برده
است. علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى در چندين جاى الذريعه از اين كتاب نام برده از جمله: در ج٢٢٦/٢ ج١٩٣/٤ ج١٠٢/١٣. ايشان درج ٢٢٦/٢ مى نويسد:

(اين كتاب به فارسى ترجمه شده و نسخه اى از آن در كتابخانه سپهسالار [مدرسه عالى شهيد مطهّرى] تهران به شماره ١٨٣٩ و در كتابخانه هاى نجف اشرف نيز موجود است.)

ترجمه اى از اين كتاب به صورت تعليقه بر ترجمه اعتقادات صدوق به وسيله سيد محمّد على قلعه كهنه اى انجام گرفته و هم اكنون در دسترس است. البتّه ترجمه مطلوبى نيست.

اين كتاب از مدارك علاّمه مجلسى در بحار الانوار است مجلسى در بحارالانوار و شيخ عبدالنبى كاظمى در تكمله از اين كتاب مطالبى نقل كرده اند.

(الذريعه) ج١٠٢/١٣.
توصيف و سبب تأليف
چنانكه اشاره كرديم اين كتاب شرح اعتقادات صدوق است ولى شرح تمام ابواب آن نيست بلكه شرح برخى از مسائلى است كه در ابواب چهل و پنج گانه آن رساله آمده است. اين شرح به منزله تعليقه و حاشيه بر اعتقادات صدوق به شمار مى آيد. مفيد در اين اثر گاه مطالب متن را شرح مى دهد و گاه مطالبى را بر آنچه صدوق آورده مى افزايد و گاه به تصحيح متن اقدام مى كند و برخى از آراى استاد خود را نقد مى كند.

علاّمه شيخ آقا بزرگ تهرانى در اين باره مى نويسد:

(صدوق در پى درخواست عدّه اى از عالمان نيشابور مبنى بر اين كه دين اماميه را براى آنان به اختصار بازگو كند جميع اعتقادات شيعه را از ضروريات و غير آن از وفاقيات و غير آن براى آنان ذكر كرد و وعده داد كه در بازگشت از سفر خود آن را شرح و تفسير كند. امّا شرحى در فهرست تصانيف وى نيامده است. شايد اين كار براى او ميسّر نشده است.

و لذا شيخ مفيد به شرح آن پرداخته است.)

(الذريعه) ج٢٢٦/٢.

علاّمه شهرستانى درباره اين اثر پرارزش در مقدمه كتاب مى نويسد:

(شرح عقائد صدوق كتاب ارزشمندى
است كه به صورت تعليقاتى همچون دُرّ شيخ مفيد آن را پيرامون آراء استادش شيخ صدوق نگاشته است. عقائدى كه صدوق به عنوان عقائد اماميه تدوين كرده و مردم نيز پنداشته اند كه همه آنها از عقائد اماميه است و حال آن كه برخى از آنها چنين نيست.)

شهرستانى در مقدمه كتاب پس از آن كه به شخصيت شيخ مفيد و ابعاد وجودى او: بعد علمى تربيت شاگردان تدريس رياست دينى شيعيان و مناظره بامذاهب گوناگون اشاره مى كند او را مفيد در گفتار و عمل مفيد در تفكّر و ابتكار و آيت و نشانه اى در هوش و سرعت انتقال و حاضر جوابى و... مى خواند و مى نويسد:

(آرى شيخ مفيد براى فرهنگ تشيع مجموعه آثار سودمند و با ارج برجاى گذاشت كه اگر شيعيان به تعليم و تعلّم آن بپردازند آنان را از ديگر كتابها و نوشته ها بى نياز مى كند.)

وى پس از آن كه از برخى كتابهاى شيخ مفيد در كلام و فقه و تاريخ ياد مى كند مى گويد: مهمترين آنها كتابى است به نام: تصحيح الاعتقاد بصواب الانتقاد كه در آن عقائد استادش صدوق را نقد كرده است.

اصول انتقادهاى مفيد بر صدوق
شيخ مفيد در اين اثر سه انتقاد اساسى به استادش شيخ صدوق دارد:

١ . وى در جاى جاى اين كتاب ظاهرگرايى محدثان و استادش صدوق را به نقدمى كشد و آنان را بر اين شيوه نكوهش مى كند. ٣٤/ ٦٣ ٦٨ ١٠١ و ١١٦ و ....

و گاه سخنان استادش را متناقض مى خواند و سبب آن را نيز تكيه بر ظواهر احاديث مختلف مى داند.٣٤/ ٣٨ ٦٩.

انتقاد اساسى مفيد به استادش در موارد فوق اين است كه اهل حديث از عقل استفاده نمى كنند و به جاى تعمق به سطح معانى مى پردازند; از اين روى از معارف ناب و راستين به دور مى مانند و به لغزشهاى مهمّى دچار مى شوند. لغزشهايى كه خود متوجّه پيامدهاى زيانبار آن نيستند.

٢ . افزون براين از جهت سند و صدور در روايات بررسى نمى كنند وبه شايستگى حديث درست را از نادرست باز نمى شناسند و به خبر واحد احاديث ضعيف مرسل و شاذّ عمل مى كنند. ٢٧/ ٣٤ ٤٨ ٥٧ ٩٩ ١٠٢ و...
٣ . به شيوه صدوق در امور اعتقادى انتقاد مى كند. صدوق وظيفه كارشناس در امور اعتقادى را ردّ مخالفان از طريق كلام خدا و حديث پيامبر(ص) و يا امامان(ع) و توضيح آن مى داند و به احاديثى نيز استناد مى كند. و در اين باره استفاده از عقل را روا نمى داند.

شيخ مفيد در اين كتاب به نقد و بررسى دلائل صدوق مى نشيند و با استناد به قرآن كريم و سيره پيامبران و سيره ائمه معصومين(ع) و اصحاب آن حضرت در دوره حضور و روايات مأثوره از ائمه معصومين(ع) در تشويق متكلمان سخن صدوق را ردّ مى كند و اثبات مى كند: آنان در امور اعتقادى از براهين عقلى استفاده مى كرده اند. و پس از آن شيوه اهل حديث را تقليد و پيروى كوركورانه در عقائد شمرده و با استناد به آيات و روايات آن را ردّ مى كند و معتقد است كه مسلمانان بايد از راه اجتهاد و استدلال صاحب عقيده شوند نه از راه تقليد.

(تصحيح الاعتقاد) ٥٣/ ـ ٥٧.

محتواى كتاب
همان گونه كه اشاره كرديم اعتقادات صدوق داراى چهل وپنج باب است و كتاب مفيد شرحى است بر ٣٢ باب آن. در حقيقت مفيد در ١٣ باب با سخن استادش موافق است. اما در ابواب ديگر شيخ مفيد گاه سخنان استادش را توضيح مى دهد و گاه مطلبى را بر آنچه استادش ذكر كرده است مى افزايد و گاه به تصحيح آنچه استادش آورده مى پردازد و برخى از آراء او را نقد مى كند. ما در اين جا به برخى از نقدهاى مفيد بر استادش با عناوينى از قبيل: جبر و اختيار غلوّ و تفويض مرگ طبيعى يا شهادت نزول قرآن بهشت و تقيّه اشاره مى كنيم.

جبر و اختيار
شيخ صدوق در اين باب به اجمال سخن گفته است. وى مى گويد:

(ما نه جبرى هستيم و نه تفويضى بلكه حد وسطى را معتقديم).

در اين باره به حديثى از امام صادق(ع) استناد مى كند و چنين توضيح مى دهد:

(اگر شما فردى را ببينيد كه معصيت مى كند و شما او را از آن كار نهى كنيد و او نپذيرد و آن كار را انجام دهد شما او را به معصيت وادار نكرده ايد.)
شيخ مفيد توضيح شيخ صدوق را در اين مسأله كافى ندانسته و پس از آن كه به حديث مورد استناد صدوق اشكال مى كند و آن را مرسل و غير معتبر مى داند. جبر و تفويض را به شرح ذيل معنى مى كند:

(جبر واداشتن كسى است به كارى از راه اضطرار و قسر و غلبه و در واقع آفريدن در آفريدگان است بدون آن كه قدرت بر دفع و امتناع داشته باشند. معمولاً كارى كه انسان با اكراه انجام مى دهد جبر مى گويند. اما در حقيقت جبر آن است كه: به هيچ گونه قدرت بر امتناع نداشته باشد و اين سخن كسانى است كه مى گويند: خدا افعال را در مخلوق آفريده است. تفويض بدان معناست كه منع از كار انسانها برداشته شده و همه چيز مجاز است اين نظريه زنديقان و اباحيان است.)

و پس از آن اصل نظر استادش را مى پذيرد ولى در توضيح آن مى گويد:

(ميانه و حد وسط آن دو اين است كه خداوند بندگان را بر افعال خودشان توانا ساخته و در اعمالشان صاحب تصرف كرده است. و از سوى ديگر حدودى مشخص كرده و از زشتيها منع كرده است. وعده و وعيد در كار آورده است. بنابراين خداوند با اعطاى قدرت به بندگانش بر هر كارى آنان را بدان كارها مجبور نكرده است. پس جبرى در كار نيست. از سوى ديگر بسيارى از كارها را روا نمى داند. پس تفويض هم نيست. خوب و بد كارها را نشان داده به خوبيها امر كرده و از بديها نهى كرده است.) ٣٢/ ـ ٣٣.

غلوّ و تفويض
صدوق غلاة و مفوضه را كافر و بدتر از يهود و نصارى مى داند و درباره نشانه غلو مى گويد: علامت غاليان و مفوضه اين است كه مشايخ و علماى قم را به تقصير و كوتاهى متهم كنند. شيخ مفيد سخن استادش را درباره نشانه غلو نادرست مى داند و كسانى همچون: ابن وليد را كه معتقد بوده اند كه:

(نخستين درجه غلوّ آن است كه از پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) در نماز نفى سهو شود.)

مقصر مى داند هرچند از مشايخ قم به شمار آيند. علاوه بر اين عدّه اى از قميّون را كه معتقدند:

(ائمه(ع) بسيارى از احكام دينى را
نمى دانند و يا اين كه ائمه براى به دست آوردن احكام از رأى و ظنّ استفاده مى كنند).

مقصّر مى شناسد هرچند آنان نيز خود را از عالمان و مشايخ قم بدانند. در پايان اين باب نشانه غلوّ را اين مى داند كه: فردى حادث بودن ائمه را قبول نداشته باشد و آنان را خدا قديم و ازلى بداند و يا آن كه سخنانى بگويد كه مستلزم آن است. مثل اين كه آنان را خالق اعيان اجسام و اختراع جواهر و آنچه را خلق آن مقدور بشر نيست از اعراض بدانند. شيخ مفيد درباره مفوضه كه صدوق آن را به اجمال واگذاشته است مى گويد:

(آنان صنفى از غلات هستند. تمايز آنان از ديگر غلات به اين است كه به حدوث و مخلوق بودن ائمه(ع) معترفند. ولى خلق ورزق را به آنان نسبت مى دهند و ادّعاى آنان اين است كه خداوند آفرينش جهان و خلق تمامى افعال را به آنان واگذاشته است.) ١٠٩/ ١١٣ ١١٤.

مرگ طبيعى يا شهادت
در اين باب صدوق معتقد است كه پيامبر(ص) و همه ائمه معصومين(ع) به مرگ طبيعى از دنيا نرفته اند بلكه مسموم يا مقتول شده اند.

شيخ مفيد در فصلى جداگانه به سخن فوق مى پردازد و كليّت آن را نمى پذيرد. درباره برخى از ائمه(ع) سخن صدوق را مى پذيرد و درباره برخى ديگر از ائمه(ع) به شدت با نظر شيخ صدوق مخالفت مى كند. و بر اين باور است كه برخى براى برانگيختن احساسات بدان دامن زده اند. ١١٠/ ـ ١١١.

نزول قرآن
صدوق بر آن است كه همه قرآن در شب قدر بر بيت المعمور نازل شده است.

مفيد با نظر ايشان مخالفت مى كند و مى نويسد:

(چگونه ممكن است سخن صدوق درست باشد و حال آن كه بسيارى از آيات قرآن به مناسبتهاى خاصّ نازل شده است.) ٥٧/ ـ ٥٨.

لازم به ياد آورى است كه خود صدوق هم در كتاب ديگرش عقيده مفيد را پذيرفته است.

(توحيد) ٢٢٥/ ـ ٢٢٦.

بهشت
شيخ صدوق به هنگام يادآورى از نعمتهاى بهشت مى نويسد:

(طبقه اى كه از همه برترند كسانى هستند كه همانند ملائك در بهشت به تقديس و تهليل پرداخته و نمى خواهند كه از لذتهاى جسمانى برخوردار شوند و امّا عدّه اى ديگر كسانى هستند كه لذّت و خوشى خود را در اقسام خوردنيها و آشاميدنيها به دست خواهند آورد.)

شيخ مفيد به شدت سخن استادش را ردّ مى كند و آن را انحراف از اسلام و قرآن و اقتباس از مسيحيت مى داند. وى بر اين عقيده است كه همه بهشتيان از نعمتهاى مادّى برخوردارند. ٥٤/.

تقيّه
شيخ صدوق تقيّه را مطلقا واجب مى داند و ترك آن را همانند ترك نماز گناه و فرد خاطى را مستحق عقوبت مى داند.

در اين باره به رواياتى نيز استناد كرده است.

شيخ مفيد سخن فوق را نمى پذيرد و بر اين باور است: تقيه در صورتى واجب است كه اگر ايمان واقعى فردى ظاهر شود سبب مرگ او گردد.

شيخ مفيد درباره احاديث مورد استناد استادش مى نويسد:

(احاديثى كه از مناظره نهى مى كند ويژه كسانى است كه آگاهى به آداب مناظره و مسائل مورد مناظره ندارند. امّا آگاهان از مناظره ائمه آنان را به اين كار دستور داده اند.) ١١٥/.

شيخ مفيد در باب لوح و قلم اراده و مشيت نفوس و ارواح عرش و... با مشرب اهل حديث و استادش شيخ صدوق موافق نيست كه نقل همه آنها به درازا مى كشد.