نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - امامت و فلسفه سياسى در اسلام

امامت و فلسفه سياسى در اسلام


در بخش پيشين درباره دو كتاب مهّم عقيدتى شيخ مفيد سخن گفتيم و معلومات وسيع و گسترده او را در بُعد عقيدتى نمايانديم. در اين بخش بر آنيم به موضوعى بسيار مهّم و اساسى كه در گفته ها و آثار عالمان شيعى از جمله شيخ مفيد مطرح بوده است اشاره كنيم و آن امامت و فلسفه سياسى در اسلام است كه به خاطر اهميّت آن جداى از دانش كلام به بررسى آن مى پردازيم.

متكلمان اسلامى: شيعه معتزله اشاعره و... درباره امامت و سياست و به تعبير ديگر فلسفه سياسى در اسلام بحثهاى فراوان دارند. آنان براى تبيين نظام سياسى مورد پذيرش خود كتابها و رساله هاى فراوانى تاليف كرده اند. در اين ميان متفكران و عالمان شيعى چه در دوره حضور و چه در دوره غيبت در تبيين و تثبيت و استدلال و عرضه اين مسأله مهّم و حياتى از جايگاه ويژه اى برخوردارند. در دوره حضور پيامبر و ائمه(ع) افزون بر تلاش پى گير آن بزرگواران در اين راستا متكلمان ومدافعان تفكر شيعى همچون: ابوذر غفارى مقداد سلمان فارسى
عبداللّه بن مسعود كميت هشام بن حكم قيس بن ماصر و... از اين مسأله سخن گفتند و كتاب نوشتند. در دوره غيبت نيز عالمان بزرگى همچون: شيخ صدوق كلينى ابن ابى عقيل عمانى ابن جنيد اسكافى ابو نصر فارابى ابوريحان بيرونى بوعلى سينا وبالاخره عالم عالمان و سرآمد متكلمان در اواخر قرن چهارم شيخ مفيد به تبيين امامت و اصول فلسفه سياسى اقدام مى كنند. شيخ مفيد چنان روشن و استوار سخن مى گويد كه علماى همه مذاهب اسلامى را در برابر خود ناتوان مى سازد. چنان عرصه را بر بزرگان فِرَق اسلامى تنگ مى كند كه عدّه اى از آنان مرگ وى را آرزو مى كنند و از مرگ وى نيز خوشحال مى شوند.

آثار و تأليفات مفيد در اين باره فراوان است. شايد بيش از نصف آثار دويستگانه مفيد مربوط به اين بحث باشد. پيش از آن كه شمارى از آنها را معرفى كنيم لازم است به اين سؤال پاسخ بگوييم كه علّت توجّه و كثرت تاليفات عالمان شيعه به اين مسأله چيست؟ آيا همان گونه كه برخى پنداشته اند كار اينان درست نبوده است و اين گونه مباحث دامن زدن به اختلافات و طرح يك حادثه تاريخى بدون فايده است كه نبايد آن را طرح كرد و درباره آن كتاب نوشت و يا اين كه هم اكنون نيز اين بحث اهميّت دارد؟

براى پاسخ به اين پرسش لازم است هرچند به اختصار مفهوم امامت قلمرو و چگونگى آن را از ديدگاه شيعه تبيين نماييم. چون برداشتى كه شيعه از امامت دارد با آنچه ساير فِرَق اسلامى از آن مى فهمند متفاوت است.

شيعه معتقد است: همان گونه كه پيامبر اسلام (ص) مرجع دينى و رهبر سياسى و اجتماعى مردم بود و سخن عمل آن بزرگوار براى ديگران حجت و سند (سوره حشر آيه ٧; سوره احزاب آيه ٢١.) و حكمش در اختلافات قضايى نافذ و حاكم بود. (سوره احزاب آيه ٦; سوره نساء آيه ٥٩ و ٦٥) اين مسؤوليتها پس از آن حضرت به على و ديگر ائمه (ع) واگذار شد. اهل سنت به سان شيعه تداوم مرجعيت سياسى و اجتماعى پيامبر(ص) پس از آن حضرت باور دارند ولى اختلاف آنان با شيعه در جانشينى وى است. شيعه معتقد است: كه پيامبر اسلام(ص) على(ع) را به جانشينى خود برگزيده و اهل سنت معتقدند: تعيين
رهبرى پس از آن حضرت به خود مردم واگذار شده است.

امامت بدين معنى در حال حاضر جنبه تاريخى و اعتقادى دارد نه جنبه عملى اگر مفهوم امامت و قلمرو آن در همين حدّ بود شايد آن همه بحث و تأليف را لازم نداشت ولى شيعه غير از نقش اداره جامعه نقشهاى ديگرى هم براى ائمه(ع) قائل است. از جمله مرجعيت دينى.

اشاره كرديم: پيامبر(ص) مبلّغ وحى و مرجع دينى مردم بود.

پس از آن حضرت سخن در اين است كه آيا پيامبر(ص) همه معارف اسلامى را بيان كرده است و يا اين كه مقتضيات زمان اجازه نمى داده كه همه جزئيات را به مردم ابلاغ كند؟

واضح است كه دين جديد تا وقتى كه همه جا گستر شود و در جان و روح مردم رسوخ كند بايد وابستگان به سرچشمه وحى وجود داشته باشند تا مباد مردم منحرف شوند از اين روى پيامبر(ص) على(ع) را برگزيد تا مردم او را چراغ راه قرار دهند.

عالمان شيعه بنا به روايتى كه اكثر علماى اهل سنّت در كتب سيره و تاريخ و روايت از صحابه پيامبر نقل كرده اند بر اين باورند كه مرجعيت دينى پس از پيامبر(ص) به على(ع) و پس از آن حضرت به ديگر ائمه(ع) رسيده است. شيخ مفيد رساله اى را به تشريح حديث ياد شده اختصاص داده است.

پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد:

(انّى تارك فيكم الثقلين: كتاب اللّه وعترتى و اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا علّى الحوض فلا تقدموهما فتهلكوا ولا تقصروا عنهما فتهلكوا ولا تعلموهم فانهم اعلم منكم...)
در اين جا پيامبر اكرم(ص) اهل بيت را قرين كتاب خدا قرار داده است. خداوند در باره كتابش مى فرمايد:

(لاياتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه).
سوره فصلت آيه ٤٢.
باطل و نادرستى نه از پيش رو و نه از پشت سر به آن راه نمى يابد.

اگر اهل بيت(ع) همچون پيامبر(ص) از گناه و خطاء معصوم نبودند اين چنين قرين كتاب قرار نمى گرفتند و به جاى پيامبر(ص) پيشوا و مقتداى مردم نمى گشتند. امامت بدين معنى هم جنبه اعتقادى دارد و هم جنبه عملى تاكيد شيخ مفيد بر اين بُعد از امامت
و نگاشتن رساله اى جداگانه در شرح و تفسير اين حديث نيز به همين جهت است.

اهل سنّت براى هيچ كس قائل به چنين مقامى نيستند; لذا با اين كه ابابكر و عمر و عثمان را خليفه پيامبر(ص) مى دانند اشتباهات بسيارى را از آنان در مسائل دينى نقل كرده اند. اهل سنّت معتقدند همه دستورات اسلام را پيامبر (ص) به صحابه اش ابلاغ كرد.

آنان در حوادث واقعه كه چيزى از آن حضرت نقل نشده است از قياس استفاده مى كنند على (ع) عمل آنان را مورد نكوهش قرار داده و مى فرمايد:

(عمل شما به منزله اين است كه خداوند دين ناقصى فرستاده و شما آن را تكميل مى كنيد و يا اين كه خداوند دين كاملى فرستاده ولى پيامبر(ص) در ابلاغ آن به مردم كوتاهى كرده است...)

شيخ مفيد در بسيارى از كتابهاى خود از جمله: كتاب اصول و اوائل المقالات به نقد و ردّ پيروان قياس پرداخته است.

شيعه معتقد است كه نه خدا دستورات اسلام را ناقص به پيامبر(ص) وحى كرده و نه پيامبر(ص) آنها را ناقص براى مردم تبيين كرده است بلكه بسيارى از دستورات بود كه موضوع آنها در زمان پيامبر(ص) پيدا نشد آن حضرت آنها را و يا حداقل كليات آنها را به شاگرد خاص خود على(ع) گفت تا در وقت حاجت براى مردم بيان كند.

(الافصاح) ٢٩/.

ويژگيها
در فلسفه سياسى تشيع چنان كه مفيد در اكثر كتابهايش آورده است شيعه در مسأله امامت و رهبرى عصمت و عدالت را شرط قطعى و غيرقابل چشم پوشى دانسته است.

در اين فلسفه حكومتهاى غاصب اموى و عباسى و امثال آنها اسلامى شناخته نمى شود بر همين اساس شيعه در طول تاريخ با اين حكومتها در گير بوده است. تاكيد مفيد بر فلسفه سياسى تشيع يعنى رهايى اسلام و مسلمين از دست حكومتهاى جور و رسيدن به حكومتى بر مبناى اسلام و قرآن.

اما اهل تسنن كه به دو شرط فوق قائل نبودند در طول تاريخ اكثر آنان در مقابل حكومتهاى جور از جمله آل ابى سفيان و ديگر خود كامكان كه علناً شعائر اسلامى را زير پا مى گذاشتند سرتسليم فرود آورده و
حتّى گروهى از آنان كه بعدها به نام مرجئه شهرت يافتند واگذارى كار زورمندان را به خدا مطرح ساخته و هيچ اقدامى را عليه حكام جور روا نمى دانستند. از اين روى محملى دينى براى تسليم در مقابل خلفاى جبار براى مسلمانان رفاه طلب ساختند و پرداختند.

پس اگر متفكران شيعه از جمله شيخ مفيد به اين مسأله اهميت مى دهند براى آن است كه با رهبرى معصوم مقتضى همه سعادتها و بروز همه استعدادها در جهت خير موجود است و هرگونه مانعى مفقود. و به عبارت ديگر براى آن است كه امامت در حيات حركت و هدايت امت اسلامى نقش بسزايى دارد. اگر جامعه اى از رهبرى صالح و صادق برخوردار باشد به سعادت دنيا و آخرت دست خواهد يافت وگرنه نه. همان گونه كه اشاره كرديم اين عدّه معتقدند: پيامبر اسلام(ص) براى ادامه حركت امّت در جهت كمال جانشين خود را در ابعاد مختلف معرفى كرده و مردم نيز در زمان حضور آنان بايد آنان را رهبر سياسى خود قرار دهند. از آنان احكام دينى خود را اخذ كنند. آنان را الگو و سرمشق خود در زندگى قرار دهند. در زمان غيبت مسؤوليتهاى امام معصوم را بر عهده نايب عام او گذاشته شده و مردم موظف هستند آنان را امام ومقتداى خويش قرار دهند.

و با توجه به آنچه آورديم بجاست اگر بر مسأله امامت و مسائل مربوط به آن تأكيد شود كتابهايى در اين زمينه تدوين و تاليف شود.

براى مردم بيان شود كه: رهبرى نعمتى بزرگ است و در قيامت از آن بازخواست مى شوند. (سفينة البحار ج٥٩٩/٢) شرط صحت توحيد پيروى از امام است. (الحياة ج٣٩٣/٢ به نقل از غررالحكم١٠٤/) شناخت خداوند مبتنى است بر شناخت امام. (بحار الانوار ج٨٣/٢٣) عبادات و اعمال صالح بدون امامت ضايع و بى نتيجه است. (اصول كافى ج٣٧٥/١) صلاح زمين و اهل زمين در داشتن رهبرى دينى و پيروى از آن مى باشد (بحارالانوار ج٢٢/٢٣.) نظام دين عزت مومنين پايه اسلام درست بودن نماز و روزه و ديگر عبادات فراوان گشتن اموال عمومى و اجراى احكام الهى حفظ سرزمينهاى اسلامى همه و همه در سايه رهبرى دينى و پيروى از آن است. پس اسوه مفيد و ديگر عالمان شيعى در تأكيد بر فلسفه سياسى تشيع ائمه(ع) مى باشند. آنان
اهميّت و ارزش والاى اين مسأله را از ائمه (ع) آموخته اند.

الافصاح
از آثار پرارج مفيد درباره امامت و فلسفه سياسى در اسلام الافصاح يا الافصاح فى الامامه است. الفهرست طوسى ١٥٨. رجال نجاشى ج٣٢٦/٢. معالم العلماء ١٠١.

اعيان الشيعه ج٢٦/٤٦ ـ ٢٠. الذريعه ج٢٥٨/٢ فواد سزگين بخش فقه ج٣١٤/١ ـ ٣١٠.

الذريعه نسخ خطّى گوناگونى را از اين كتاب آورده است. اين كتاب در نجف از سوى مطبعه حيدريه در ١٣٦ صفحه چاپ شده و پس از آن مكتبه مفيد قم در مجموعه عدّة رسائل آن را به چاپ رسانده است و اخيراً از سوى مؤسسه بعثت قم با مراجعه به نُسخ خطّى و چاپى همراه با تعليقاتى سودمند و فهرستهاى گوناگون و... چاپ شده است.

انگيزه تأليف.
شيخ مفيد در مقدمه اين اثر پر ارزش پس از حمد و ستايش خداوند مى نويسد:

(من به خواست خدا و آرزوى توفيق از وى در اين كتاب به اختصار به مسأله امامت مى پردازم. اختصارى كه از تفصيل بى نياز مى كند. و در روشن كردن امامت و مسائل متعلق به آن مختصرى را مى آورم كه از درازگويى بى نياز مى كند. من در اين كتاب اصول امامت و رهبرى را ترسيم مى كنم به گونه اى كه دانش پژوهان از آن اصول به فروع و شاخه هاى آن دست يابند).

شيخ مفيد پس از مطالب فوق در همان مقدمه مى نويسد:

(اين نوشته هرچند فشرده اى از ديگر آثار من در اين زمينه است ولى امتيازى بر آنها دارد و آن اين كه حدّ و مرز امامت را در اين كتاب مشخص كرده ام. اين كارى است كه نه در نوشته هاى پيشين من و نه در نوشته هاى ديگر اماميان انجام نگرفته است. با اين كه نياز به اين كار احساس مى شود انجام فرائض دينى پيروى و اطاعت كامل از پيامبر(ص) و برائت از دشمنان وى با شناخت اين مسأله امكان پذير مى گردد).

در دو فرازى كه از مقدمه كتاب آورديم مفيد بر آن است كه بسيارى از ويژگيهايى كه
در گذشته برشمرديم در اين كتاب مراعات كند واقع نيز اين چنين است. گزيده گويى پرداختن به اهمّ مسائل امامت و پرداختن به مسائل مورد نياز و... از ويژگيهاى اين اثر پرمايه مفيد است.

محتواى كتاب
شيخ مفيد پس از مقدمه به اختصار امامت را از ديدگاه شيعه تبيين مى كند و ضرورت وجود امام را به ادّله اربعه اثبات مى كند.

وى در اين كتاب دلائل عالمان اهل تسنّن را بر خلافت خلفاء ثلاثه نقل مى كند. آراى متكلمان مفسران و مذاهب و فرق مشهور را درباره امامت به صورت (فان سأل سائلٌ قيل له فان قالوا قيل لهم و...) مطرح مى كند.و با اطلاعات گسترده اى كه در مذاهب اسلامى دارد و با فهم قوى و تيزبينى با بيانى شيوا و فصيح به تجزيه و تحليل دلائل و ديدگاهها مى پردازد و با استناد به آيات قرانى و روايات مورد پذيرش آنان چنان استدلال مى كند كه چاره اى جز پذيرش ندارند. در اكثر مواضع با تحليل دقيقى كه از ادلّه دارد دليل خود آنان را عليه خودشان به كار مى برد.

همان گونه كه خود شيخ مفيد در مقدّمه اشاره كرده بيشتر مباحث و سوالات مطرح شده در اين كتاب در رساله هاى ديگر شيخ بويژه در رساله هايى كه بر ردّ بزرگان معتزله اشاعره حشويه و ديگران نگاشته آمده است.

در اين كتاب مفهوم امامت مراتب امامت فرق شيعه با اهل سنت نقش امامت در حيات در حركت بشرى و... بحث شده است.

از ويژگيهاى اين كتاب تكيه بر نصوص (آيات و روايات) بويژه روايات مورد پذيرش اهل سنّت است. از اين كار مفيد يك مطلب مهم و اساسى به دست مى آيد و آن اين است كه در حوزه هر دين براى بيان و اثبابت اصول و معارف آن دين سنديت هيچ سندى بالاتر از كتاب آسمانى و گفتار راهبران آن دين نخواهد بود. البتّه اين كار شيخ مفيد به معناى نفى ارزش تعقّل و استدلال در اصول عقائد نيست; زيرا كه خود مفيد از دليل عقل در اين كتاب استفاده مى كند.

شيخ مفيد در خاتمه كتاب درباره محتواى كتاب مى نويسد:

(من در اين كتاب همه آنچه را مخالفان در اثبات خلافت خلفاء ثلاثه از قرآن و
اجماع و اخبارى كه بر آن اتفاق دارند آوردم به جز آنچه كه مورد اختلاف است و شاذو داخل در هذيان. و با روشنى همه آنها را تبيين كردم و پرده از روى حقيقت با برهان آشكار برداشتم).

و پس از عبارت فوق وعده مى دهد كه كه درباره اثبات امامت اميرالموٌمنين على(ع) كتابى را با توجّه به آيات قرآنى و روايات مأثوره از معصومين(ع) به تفصيل بنويسد تا به اين كتاب اضافه شود و فوائد و ثمرات آن در اين زمينه كامل گردد.

از آنچه علامه تهرانى در توصيف: الايضاح فى الامامه آورده است چنين برداشت مى شود كه: شايد كتابى كه شيخ مفيد وعده داده همين كتاب باشد.

علامه بزرگوار تهرانى در توصيف آن مى نويسد:

(كتاب ايضاح درباره امامت است. شيخ مفيد در آن كتاب نخست شبهات اهل سنّت و ادلّه آنان را بر اثبات خلافت خلفاء ثلاثه ردّ كرده و پس از آن دلائل امامت ائمه معصومين(ع) را آورده است. اين كتاب تاكنون چاپ نشده و يك نسخه از اين بيشتر در دسترس نيست...)

الذريعه ج٤٩٠/٢ شماره ١٩٢٥.

ياد آورى
همان گونه كه اشاره كرديم: چون آثار مفيد در اين بخش بسيار است و معرفى تفصيلى آنها در اين مقال نمى گنجد لذا شمارى از آنها را از قبيل: ارشاد جمل امالى الفصول المختاره و... در بخشهاى ديگر معرفى خواهيم كرد و از برخى ديگر در ذيل به اختصار سخن مى گوئيم:

تفضيل اميرالموٌمنين على ساير الصّحابه
اين رساله به نام: (تفضيل اميرالموٌمنين على جميع الانبياء غير محمّد و تفضيل اميرالموٌمنين على ساير البشر) نيز خوانده شده است. الذريعه ج٣٥٨/٤; رجال نجاشى ج٣٢٦/٢. همان گونه كه از نام اين رساله پيداست فضل و برترى على(ع) بر ديگران در اين رساله بحث شده است. شيخ مفيد پس از نقل اقوال و ديدگاههاى مطرح شده در اين باره با استناد به روايات مبارك نبوى و شواهد تاريخى و... اثبات مى كند كه على(ع) برتمام صحابه بلكه بر تمام موجودات غير از پيامبر اسلام(ص)
برترى دارد. مضمون اين رساله در كتاب اوائل المقالات نيز آمده است.

مسألة فى النّص الجلّى
اين رساله با نام: (رسالة فى النّص على اميرالمومنين بالخلافه) نيز خوانده شده است. اين رساله مناظره اى است بين شيخ مفيد و باقلانى.

باقلانى سؤال مى كند: چرا على(ع) براى احقاق حقّ خويش قيام نكرده.

شيخ مفيد در اين رساله به سؤال فوق پاسخ مى دهد.

الذريعه ج٣٩٧/٢٠.

النّص على اميرالموٌمنين بالخلافه
در اين رساله سخن تعداد روايان نصّ بر خلافت بلافصل على(ع) است كه اگر تعدادشان كم است پس احتمال دروغ هست و اگر زياد است اشكال مى شود كه چرا على(ع) با يارى آنان قيام نكرد.

شيخ مفيد در پاسخ مى گويد: هرچند مقدار راويان بسيار بود ولى چنين نيست كه هركس توانايى نقل داشته باشد توانايى جنگ هم داشته باشد.

اقسام الموليً فى اللسان
نجاشى و ابن شهر آشوب اين رساله را از تاليفات مفيد دانسته اند. چنانكه از نام اين رساله پيداست تحقيقى است كلامى ادبى لغوى درباره واژه مولى كه در حديث متواتر غدير آمده است.

شيخ مفيد در اين رساله ده معنى براى مولى ذكر مى كند و سپس استدلال مى كند كه اساس همه آن معانى دهگانه الاولى است. پس از آن. از شعراى فصيح عرب شاهد مى آورد كه آنان لفظ مولى را به معناى اولى استعمال كرده اند. در آخر نتيجه مى گيرد كه واژه مولى درحديث غدير به معناى: الاولى است.

الذريعه ج٢٧٢/٢.
اين كتاب با برخى از رساله هاى مفيد در نجف اشرف از سوى مكتبه دارالكتب
التجاريه و در ايران از سوى مكتبه مفيد در ضمن عدّة رسائل چاپ شده است.

شيخ مفيد رساله ديگرى دارد به نام: رسالة معنى المولى. محتواى آن مناظره اى است بين مفيد و مردى از بهشميه در معناى مولى. در گفتار پيامبر(ص):

(من كنت مولاه فهذا عليُّ مولاه)
و اين غير از رساله ياد شده پيشين است. الذريعه ج٢٧٢/٢ شماره ١١٠١.

افزون بر اين رساله هاى: امامة اميرالموٌمنين(ع) من القرآن منام الشيخ المفيد المسائل الجاروديه تفضيل الائمه على الملائكه المسالة المقنعه في امامة اميرالموٌمنين(ع) انت منّى بمنزلة هارون من موسى را از تأليفات شيخ مفيد در اين باره دانسته اند. در حدود بيست رساله در مقاله: (مفيد و معتزله) در همين شماره مجلّه درباره اين موضوع و در ردّ معتزله در مسأله امامت آمده است.

همچنين بخشى از كتاب النكت الاعتقاديه و النكت فى مقدمات الاصول به اين مسأله اختصاص دارد.

تذكر: از نوشته هاى مفيد در اين باره سه دسته استفاده كرده اند:

١ . عالمان و متفكران شيعه. بسيارى اين مطلب را در شرح حال مفيد آورده اند از جمله: بحرانى در كشكول مى نويسد:

(كمتر دليل و مطلبى درباره مسائل گوناگون مربوط به امامت و اثبات آن از قران و احاديث و مبانى عقلى و نقلى در كتب عالمان شيعه كه پس از مفيد آمده اند يافت مى شود كه در كتابها و نوشته هاى مفيد نباشد اگر چه به صورت اشاره. و اين موضوع بر هركس كتابهاى او را خوانده باشد روشن است.)

مير حامد حسين هندى ٥١/ به نقل از:

الكشكول ج٢٨٣/١ ـ ٢٨٥.
٢ . مخالفان شيعه كتابهاى مفيد گروههاى بسيارى را از بدانديشى درباره شيعه در آورده و نسبت به شيعه و عقائد شيعه آگاه ساخته است.

٣ . بخشى از مردم را معتقد و يا متمايل به اهل بيت(ع) و امامت آنان نموده است.