نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - اسدالله بيات
حوزه : با سپاس و تشكراز حضرت عالى كه مصاحبه با مجله ما را پذيرفتيد. لطفا شرحى كوتاه از زندگى خود بويژه از مقطع تحصيلى و تحقيقى بيان بفرماييد.
استاد: با درود فراوان به روح بلندامام انقلاب حضرت امام خمينى قدس سره و با تشكراز سروران فاضل و بزرگوار مجله كه مقدمات اين گفتگو را فراهم آوردند.
من در يك خانواده رستايى به دنيا آمدم . پدر مادر و نياكانم حشر و نشرشان با روحانيت و آشنايان به مسائل اسلامى بود. به سبب گرفتاريهاى گوناگونى كه در محيط روستا براى خانواده ما پديد آمد پدرم تصميم گرفت به زنجان مهاجرت كند.
وضع زندگى چندان مناسبى نداشتيم . پدرم كارگر كارخانه بود. من روزها تحصيل
مى كردم و شبها در فرش بافى به مادرم كمك مى كردم از همان زمان كه وارد زنجان شديم علاقه خاصى به تحصيل علوم دينى داشتم از اين روى به حوزه علميه زنجان رفته و مشغول تحصيل شدم . به مدت چهارسال دراين حوزه از محضراساتيد بزرگوار بهره بردم .
حاشيه ملاعبدالله معالم بخشى از شرح لمعه مقدارى از علوم كلام قوانين و خلاصه الحساب را دراين حوزه فرا گرفتم .
علاقه فراوانى به ادامه تحصيل داشتم اما وضع مادى پدرم اجازه نمى داد كه راهى قم شوم واز آن حوزه بهره ببرم لكن با توسل به حضرت زهرا(س ) در ظرف ٢٤ ساعت مشكل حل شد.
درامتحان دوره متوسطه در زمان زعامت آيه الله بروجردى قبول شدم . دراين حوزه شرح لمعه رسائل و كفايه را به اتمام رساندم . پس از آن در محضر شهيد بزرگوار مرحوم مفتح شرخ منظومه و در محضر مرحوم علامه طباطبايى اسفار را كه آخرين دوره درس آن مرحوم بود فرا گرفتم . در دوره خارج از محضر مبارك حضرت امام رضوان الله تعالى عليه استفاده كردم .
در كنار تحصيل به مسائل گوناگون جامعه و نياز روز نيز كمال دقت و توجه را داشتم . با نسل جوان ارتباط بودم . در تهران و زنجان جلساتى داشتم در آن جلسات مسائلى مطرح مى شد كه براى پاسخگويى به آنها دنبال مطلب مى رفتم . دراينجا بود كه تحصيل معمول حوزه را براى پاسخگوئى به نيازهاى فكرى نسل جوان كافى نمى دانستم لذا به فراگيرى ديگر علوم پرداختم .
در آن روزگار فكر مى كردم كه جامعه فرهنگى ما به فلسفه بيشتر نياز دارد به اين منظور چند دوره منطق و حكمت منظومه را تدريس كردم . مطالعات گوناگون درباره مسائل سياسى داشتم .ازاول براين باور بودم كه :اسلام عهده دار حل مسائل اجتماعى است و بايد به صورتى مطرح شود كه پاسخگوى آنها باشد براين اساس قرآن و روايات را مورد مطالعه قرار مى دادم .
در مدرسه حجتيه قرآن را به گونه موضوعى بويژه آيات جهاد و قتال را براى ٤٠ - ٣٠ نفر تفسير مى كردم و در مدرسه فيضيه مسائل سياسى واجتماعى را.
حوزه : لطفا از نخستين لحظه برخورد و آشنايى خودتان با حضرت امام رضوان الله تعالى عليه صحبت بفرماييد؟
استاد: وقتى كه براى تحصيل وارد قم شدم براى اولين بار امام را با قبايى سفيد و عبايى ظريف در حالى كه تنها راه مى رفت مشاهده كردم .از راه رفتن امام خيلى خوشم آمد دوست داشتم بايستم و تماشا كنم .اين قدراين قيافه و نحوه راه رفتن در من اثر گذاشته بود كه بعدها به دوستان گفتم : من حضرت ابوالفضل[ ع] را نديده ام اما خصوصياتى كه در تاريخ ازايشان سراغ دارم چهره امام(ره) خيلى به آن حضرت شباهت دارد .
آرى اين علاقه به قدرى بود كه : در شبهاى جمعه كه ايشان پس از زيارت و فاتحه براى اهل قبور از روى پل آهنچى مى گذشتند روى پل منتظر مى شدم تاايشان تشريف بياورند و آن چهره ملكوتى را براى بار ديگر ببينم و پشت سرشان راه بروم .
گاهى براى ديدن آن عزيز در درسشان شركت مى كردم بااين كه در آن سطح نبودم كه در درس آن بزرگوار حاضر شوم .
معمولا شبها به منزل ايشان مى رفتم و در رفتار واخلاق آن حضرت دقت مى كردم . خدا را شكر مى كنم براين نعمت كه از آغاز آشنايى با آن بزرگوار از وجود پر بركت ايشان بهره ها برده ام .
از آنجا كه با مسائل فكرى واجتماعى جامعه آشنا بودم تنها كسى را كه فكر مى كردم مى تواند پاسخگوى اين مسائل باشد حضرت امام(ره) است . خاطره اى دارم ازاولين جلسه اى كه در محضرايشان بودم كه بيان مى كنم :
شب جمعه اى بود و طبق معمول در منزل مرحوم آقاى سيداحمد زنجانى روضه بود و ما هم شركت كرده بوديم . دراين مجلس حضرت امام حضرت علامه طباطبائى و ديگر بزرگان شركت كرده بودند. من روبروى حضرت امام نشسته بودم . خيلى از: قيافه محاسن و چهره ايشان خوشم مى آمد. نگاهها تبسمها و گفتار آن بزرگوار براى
من عجيب بود. اين شگفتى ظاهرى امام(ره) بعدها براى من حل شد زيرا كسان كه شديدا درارتباط با عالم غيب و ملكوت هستند و با قلب جهان مربوطند خود بخود نگاهها و حركتهايشان انسان را جذب مى كند. در نگاهشان علاوه بر كلامشان پيامهاى جاذبه آفرينى وجود دارد.
شايداين كه در روايات هست : [ النظرالى وجه العالم عباده] سرش همين باشد.امام(ره) نگاهش جاذبه داشت . در تاريخ زندگى ائمه[ ع] شبيه آن را مى يابيم : هشام بن حكم درابتدا از طرفداران امام صادق[ ع] نبود. حتى يكى از خويشاوندان اواز آمدنش به خدمت حضرت واهمه داشت و احساس ترس و نگرانى مى كرد. حضرت فرمود: بگذاريد بيايد و نگران نباشيد.
اولين بار كه حضرت با هشام برخورد كرد يك كلمه هم حرف نزد.
هشام مى گويد: نگاه او همه چيز را براى من حل كرد. واز آن پس به حضرتش ارادت پيدا كردم .
و نيز نوع ارتباط اباذر با رسول اكرم[ ص] واميرالمومنين[ ع] از همين گونه ارتباطهاى معنوى بود.
در آن زمان كه ما در قم در خدمت امام بوديم مردم به ايشان : [حاج آقا روح الله] مى گفتند و خصيصين[ ملك] . بدون اغراق عرض مى كنم كه : احساس ما نسبت به امام اين گونه بود. چهره ايشان جاذبه داشت . نگاههاى او دراعماق جانها نفوذ داشت .اين طبيعى است . كسى كه يك عمر بندگى خدا كرده واز خوف او گريه ها واشكها داشته است بايد نگاه و رفتارش نافذ و جذاب باشد.اين نشات گرفته او همان بعد عرفانى و معرفتى بود كه در حداعلاى آن درايشان وجود داشت .
حوزه :از مدتى كه امام را شناختيد و باايشان ارتباط داشتيد كدام بعدازانديشه يا سيره آن عزيز بيشترين اثر را در شما داشته و برايتان جالب تر بوده است ؟
استاد: به قول مرحوم شهيد مطهرى :امام مجموعه همه بود.امام فقيه بود اما نه فقيه
تنها عارف بود نه عارف تنهااصولى بود نه اصولى تنها و حكيم بوداما نه حكيم فقط.
در بحث[ جاودانگى راه امام] كه در مجله پاسداراسلام چاپ شده است نوشته ام واژه هاى نمى تواندامام را تعبير كند. بهترين همان واژه[ امام] است امام الفقهاء وامام المجتهدين .
اما در بين خصوصيات حضرت امام ويژگيهايى است كه من خود ديده و بدان رسيده ام .
از نظراخلاقى شبيه به رسول الله[ ص] واهل بيت[ ع] بود.او مظهر كامل[ وفا] بود. در دشوارترن لحظه ها دوستان قديمى خود را حتى كسانى كه نسبت به او بى وفايى كرده بودند از نظر دور نمى داشت .
هيچ گاه فداكاران انقلاب را تنها نگذاشت . هرگز نگذاشت كسانى كه براى انقلاب زجر كشيده انداحساس تنهايى كنند.
در بعد معرفتى خصوصياتى درامام بود كه در ديگران ديده نشده است . امام در رسول الله[ ص] قوب شده بود همانگونه كه على بن ابى طالب[ ع] در رسول الله[ ص] ذوب شده بود و مى فرمود:انا عبد من عبيد محمد[ص] .
اين اغراق نبود بله با تمام وجوداين را مى گفت .اگر على[ ع] درست كالبد شكافى مى شد در تمام زواياى ذهنى و درونى آن بزرگوار پيامبر[ص] مشاهده مى شد.
امام در رابطه با رسول الله[ ص] و على[ ع] اين حالت را داشت لذا صحبتهاى ايشان درايام ٢٧ و ١٣ رجب در رابطه بااين دو بزرگوار با ديگران فرق مى كرد.
تعبير شهيد صدر نسبت به امام خمينى( ره) اين كه : او دراسلام ذوب شد و شما دراو ذوب شويد . ولى به تعبير من :امام خلاصه و عصاره رسول الله واميرالمومنين بود لكن در حد نازل تر. در حدى كه انسان تالى تلو معصوم مى تواند حقيقت محمديه و علويه را در خود نشان بدهد. اين معنا را امام داشت بدين جهت در برابر حوادث كوچكترين انفعالى را از او نمى بينيم و تصميم گيريهاى او را شبيه تصميم گيريهاى رسول الله ( ص) مى يابيم . خدا حفظ كند مردم شريف ايران را
آنان از امام اينگونه تعبير مى كنند امام پيامبرگونه انقلاب را رهبرى مى كرد.
اين تعبير زنده و ملكوتى از عالمى ديگر به زبان مردم افتاده است . بااين كه امام(ره) در مسائل سياسى علمى و فقهى سرآمد ديگران بود اما آنچه ايشان را ممتاز كرده بود جنبه عرفانى آن عزيز بود. در عرفان نظرى و مخصوصا در عرفان عملى بى نظير بود. آنچه همه اين جهات امام را هدايت مى كرد واو را در نوع مسائل در رديف معصومان قرار داده بود و نظرياتش را مطابق واقع ساخته بود بعد معرفتى او بود. به جايى رسيده بود كه حقايق را ملموس و مشهود مى يافت .
[ خدا رحمت كند مرحوم چمران را مى گفت : آنچه باعث شد كه من بيش از همه به امام ارادت پيدا كنم اين بعدامام بود].
در همين معنى من در نوشته اى خوابى كه از حاج آقا مصطفى نقل شده بود مطالعه كردم واكنون نقل مى كنم : ايشان مى گويد: من يك شب در عالم رويا ديدم در صحرايى وسيع بزرگان بشريت از انبيا واوليا و حكما جمعند: افلاطون بوعلى ملاصدرا فارابى خواجه نصيرالدين طوسى و ديگران . همه منتظرند كسى وارد بشود. در همين اثنا گفتند آقا مى آيد. ديدم :امام آمد و همه به احترام او بلند شدند و حضرت امام بالاتراز همه جاى گرفت.
معنايش اين است كه :امام به تنهايى ويژگى همه آنان را داشت . درباره امام بايد همان تعبيرى را به كار برد كه ابوالعامعرى درباره سيد مرتضى : همه عالم رادراو ديدم و همه زمين را در يك خانه . همه شخصيتها را در سيدمرتضى مشاهده كردم. خصوصياتى درامام( ره) بود كه او را شخصيتى ويژه كرده بود. حقايقى را مى يافت كه خيلى ها به آن دسترسى نداشتند. به همين دليل معتقدم كه تصميم گيريهاى ايشان عادى نبود.
درايامى كه دولت بختيار اعلام حكومت نظامى مى كرد مبارزانى مجرب در ترديد بودند كه چه كنند؟امام فرمود: حكومت نظامى بايد لغو شود و همه از خانه هابيرون بريزند و با دولت نظامى بختيار مقابله كنند و نگذارندازاين غلط كاريها بكنند.
مرحوم طالقانى خدمت ايشان رفته و مطلب را مى پرسند.امام(ره) تاييد مى كنند
آقاى طالقانى عرض مى كند : ممكن است خونها ريخته شود .
امام (ره) مى فرمايند : بريزد.اين خونها در راه احياى اسلام است .
ايشان عرض مى كند : آخر اين مساله با اطمينان بيشترى بايد مطرح بشود؟
امام (ره) مى فرمايند : اگر اين دستور مال حضرت حجت (ع) باشد چى ؟
از مرحوم طالقانى نقل شده است كه : ايشان گفته بودند : تا اين جمله را شنيدم مو بر تنم راست شد و نتوانستم حرف بزنم بلند شدم و آمدم .
قضيه الحمدالله به پيروى ختم شد.اگر آن تصميم پيشواى بزرگ نبود.الان نه انقلاب را داشتيم و نه نظام جمهورى اسلامى را و نه ارزشهاى انقلاب را.اين نشان مى دهد كه ايشان فراتراز دريافتهاى ذهنى ديگران درك مى كرد و مى انديشيد.
حوزه : حضرت عالى ازافرادى هستيد كه با مشكلات تئوريك و فقهى نظام آشنايى كامل داريد و سالهاى متمادى است كه درگير با آن هستيد. لطفا اجمالى از مشكلات و تنگناها و رسالت حوزه هاى علميه را دراين ارتباط بيان بفرماييد.
استاد:اين سوال بسيار زيبا و ريشه اى است دردى است كه دردمندان نظام دارند. نظام فقهى ما با همه مايه هاى سرشار غنايى كه دارد مع الاسف به سبب عوامل گوناگون دچار تنگناهايى است از جمله :
١.اولين تنگنايى كه فقه ما اين اقيانوس فلسفه حقوق زندگى و اجتماع دارد اين است كه : به صورت سيستماتيك و به صورت حكومت نظام زندگى ديده نشده است . سرقضيه دراين است كه - پس ازارتحال نبى اعظم[ ص] اهل بيت[ ع] از رهبرى امت كنار گذاشته شدند آشنايان با سيره و سنت رسول اكرم[ ص] به تدريج گوشه نشين شدند.
نظامهاى مختلف به نام اسلام روى كار آمدند و عملا اسلام از صحنه زندگى كنار رفت . كار به جايى رسيد كه احكام زنده اسلام در لابلاى كتب و متون جاى
گرفت زيرااحساس نياز نمى شدازاين روى مورد طرح و بررسى قرار نگرفت .اگراسلام به صورت سيستم حكومتى مطرح شود در حركتى تكاملى جامعه شرايط جديدى پيش مى آورد.اسلام به عنوان راه حل مطرح است لذا بايد پاسخگى مسائل باشد و راه حل نشان بدهد.
اگراسلام به عنوان نظام و سيستم مطرح نشد واز محيط جامعه كنار رفت واز دانشگاهها و بازار به مساجد كشانده شد و نسل متحرك و جوان در زواياى زندگى خود: در دانشگاه آموزش و پرورش اداره خانواده روابط خارجى نظام اقتصادى و روابط سياسى احساس نياز به اسلام نكرد ناگزير مذهب منزوى مى شود.
امام(ره) كارى كرد كه اسلام را به صورت نظام مطرح كرد و آن را به متن زندگى مردم كشاند لذا در نوشته هاى امام خصوصا در دوران اخير اين را مى بينيد. بااين كه فقهاى اسلام زحمات بسيارى كشيده اند و نمى توانيم زحمات بزرگانى مانند شيخ طوسى صاحب جواهر شيخ انصارى و... را ناديده بگيريم اما مى بينيد كه در رابطه با[ طهارت] كتاب به آن بزرگى نوشته مى شود ولى در جهاد يا نوشته نمى شود و يا خيلى محدود. در كتاب قضا شهادات حدود و... نيز قضيه از همين قراراست .
اسلام از صحنه زندگى بيرون بود و بعداجتماعى سياسى و فرهنگى اسلام ازاو جدا شده بود. دين دراحكام فردى و عبادى خلاصه شده بود.
البته در جواهر مايه هاى برخى از مسائل را مى بينيم مانند: ولايت فقيه و ...اما آن بحث را كه با مباحث حضرت امام(ره) مقايسه مى كنيم تفاوت آن معلوم مى شود. بنابراين يكى از تنگناهاى اساسى اين بود كه :اسلام به عنوان حاكم بر نظام سياسى واقتصادى و قضايى مورد مطالعه و دقت نظر قرار نمى گرفته است و به عنوان تئوريهاى جدااز هم و غير مرتبط نگريسته مى شده واكنون تنگناهايى كه در ميدان عمل داريم ناشى ازاين مشكل است .
البته آيات و روايات به صورت مواد خام دراختيار ما هستند اما كشف و شناسايى نشده است . بايد دراقيانوس عظيم معارف دينى
به جستجو پرداخت و با ديد يك نظام حكومتى و براى اداره همه شوون اجتماعى به سراغ معارف دينى رفت بتواند به همه نيازهاى موجود پاسخ بدهد.
و حضرت امام(ره) مقدارى شكل و نظام دادند هنوز كار زياد دارد و نياز به تلاش جدى .
٢. تنگناى دوم كه متفرع براولى است اين است كه : به طور كلى فقهاى ما به تربيت فقيهانى كه بتوانند عرضه كننده فقه حكومتى باشند نپرداخته اند زيرااحساس نياز به چنين چيزى نمى كردند و شرايط را مساعد نمى يافتند. مشكل ما امروزاين است كه : فقها و مجتهدانى كه به پيچ و خم هاى جامعه امروز تسلط داشته باشند و شيوه هاى برخورد با مسائل گوناگون :اقتصادى سياسى و... را بدانند نداريم .اين مشكل و تنگنا از مشكل اول بر مى خيزند.اين ولو حالت مديريتى دارد اما ريشه قضيه آنجاست اگر فقه ما سيستماتيك بود و به تعبير روايات :[ مع الولايه] بود واينگونه مظلوم نمى شد به طور طبيعى فقيه متناسب با آن را مى ساخت و ما مى توانستيم مشكلات فراوانى راازاين طريق حل كنيم اين كه مى بينيد امام(ره) در چنين دورانى اينگونه جوهره اش را نشان مى دهد و با همه افراد فرق دارد منشاش اين است كه : ايشان يك استثناء بود. ٣. تنگناى سومى كه امروز با آن روبرو هستيم و در گذشته نبود يك سرى مسائل مستحدثه است كه در گذشته مورد نياز نبوده واساسا مطرح نبوده است .
خداوند رحمت كند شهيد مطهرى را. پيش ازانقلاب ازايشان پرسيدند: اگرانقلاب پيروز شد شما چه مسووليتى را مى پذيريد؟ فرمود :[مسووليت صدا و سيما]!
امروز صدا و سيما يكى از مسائل نوظهوراست . جامعه بدون صدا و سيمااداره نمى شود.
اينجاست كه بايد: هنر با تمام ابعادش از نظراسلام مطرح و بررسى گردد. نظراسلام در رابطه با موسيقى روشن گردد. معناى اين حرف اين نيست كه : خداى ناكرده غناى حرام را حلال كنيم بلكه بايد با توجه به واقعيات و نيازهاى موجود برخورد بشود. در گذشته اين مسائل نبوده تااين كه فقها به ان بپردازند.
علاوه براينها كه بر شمرديم مسائلى از قبيل : سيستم مالكيت (بخش خصوصى دولتى و تعاونى ) وجود دارد كه فقه بايد تعريف دقيق از آن داشته باشد. مثلا بايد
تعاونى را تعريف كند كه : آيا عقد مستقل است ؟اگر مستقل است مثل بيمه است ؟ (كه امام مى فرمايند: عقد مستقل است )امروز ما نمى توانيم از تعاونى صرف نظر كنيم . فقها بايد چهارچوب آن را مشخص كنند. ما در مجلس قانونگذارى مى كنيم اما وقتى كه مثلا مى گوييم : تعاونى عقد مستقل است فقهاى محترم شوراى نگهبان مى پرسند: چرا؟ تعريف آن كدام است ؟ جزء عقود لازمه است يا جايزه ؟اگر جايزه است چگونه ؟
مضافا براين كه امروز مالكيت دايره وسيعى پيدا كرده است مثل گذشته نيست كه ابراز تسلط بشر محدود بود وامكان تسلط ناچيز. امروز مى توانند با يك تلفن دراقصى نقاط جامعه بدون كوچكترين كاريدى و... سلطه پيدا كنند.امروز ممكن است از راه پول نفوذ سياسى و... پيدا كرد.
براين اساس بايد سرمايه دارى مورد بحث جديد قرار بگيرد كه آيا همان احكام گذشته براو بار مى شود يا نه . فقها بايد بحث جديدى را دراين رابطه مطرح كنند. اينها گوشه اى از مشكلات و تنگناهايى است كه با آن روبرو هستيم .
از سوى ديگر براى حل اينها براين باوريم كه : شيعه در بن بست نيست زيرا شيعه قائل به انفتاح باب اجتهاداست . ما مسائلى داريم كه تا نفحه صور قابل عوض شدن نيست و نمى توان در آن تغييرى داد مانند: شيعه در بن بست نيست زيرا شيعه قائل به انفتاح باب اجتهاداست . ما مسائلى داريم كه تا نفحه صور قابل عوض شدن نيست و نمى توان در آن تغييرى داد مانند: تعداد ركعات نماز شكسته بودن نماز مسافر و... پس انفتاح باب اجتهاد در مسائلى كه در روند تكاملى بشر و جوامع انسانى به وجود مى آيد مثلا امروز در مالكيتها روابط گوناگون و وسائل پيچيده اى مطرح است كه فقه بايد با آن برخورد جدى بكند.
در مكاسب شيخ انصارى(ره) عناوينى را مى بينيد كه بودن شك جزء عناوين محرمه است زيرا در زمان شيخ منفعت محلله مقصوده برايش تصور نمى شده است يا وضع خاصى داشته است اماامروزه با پيشرفت صنعت و تكنيك خيلى از آنها داراى منافع محلله است ناگزير بايداز تحت عنوان محرم خارج شود و داخل عنوان محلل گردد.
فقها بايد بنشينند واينها را حل كنند و دراختيار ما قرار بدهند. امروز قانونگذارى اين فرصترا به ما نمى دهد كه بگوييم : بگذار تا ببينيم چه مى شود.
امروز نمى شود منتظراستنباطهاى آيندگان باشيم .
مساله ديگرى كه داريم در رابطه با تصاعد جمعيت است . يكى از مهمترين سوالاتى كه جامعه پزشكان ما دارند در رابطه با كنترل نسل و جلوگيرى ازانعقاد نطفه است . آيا عقيم كردن زن يا مرد درست است ؟ به عنوان اول نه ولى به عنوان ثانوى چه ؟اصلا حدود عنوان ثانوى چقدراست ؟ آيا فقط تحت عنوان حرج و ضرر قرار مى گيرد؟ و يا نه اينها مسائلى است كه ما با آن روبرو هستيم .
انتظار داريم كه فقها واساتيد بزرگوار ما اين مسائل را مورد بررسى قرار بدهند تا بتوانيم تنگناها را دقيق و جامع حل كنيم . امروز ما به اين موضوعات شديدا نيازمنديم . فقها بايداز محيط تئورى حوزه بيرون بيايند و مقدارى در كارهاى اجرايى و تنگناهاى آن قرار بگيرند آنگاه به حوزه برگردند.اگر چنين بشود به عقيده من در ديدگاههاى آنان تغييرات فوق العاده اى ايجاد خواهد شد.
حوزه :از ويژگيهاى فقه حضرت امام رضوان الله عالى عليه دخالت عنصر زمان و مكان دراستنباط است لطفا ديدگاه خود را دراين باره بيان بفرماييد.
استاد: دراين زمينه سخن زياد دارم . همانگونه كه امام(ره) فرمودند: زمان و مكان و شرايط ديگر نقش مهمى دراجتهاد دارند. يكى از مهمترين مسائلى كه در تغيير حكم و تبيين نقش زمان و مكان جايگاه بلندى دارد و فقهاء بايد روى آن تكيه كنند مساله تزاحم است مثلا آنجا كه امر دايره است : بين مسائل فرد و جامعه يا بين حفظ اصل نظام و حفظ بعضى ازارزشها يا بين اموال واعراض و نفوس وامثال اينها چه بايد كرد؟
روشن شدن اين موضوعات دراستنباطات حكم شرعى نقش بسيار تعيين كننده اى دارد.اساسا خود نظام ضرورتهايى دارد.از باب نمونه : هنگامى كه نظام بخواهد جمعيت هفت ميليونى را در يك شهراداره كند نمى تواند: بهداشت فضاى
سبز مسكن و... را ناديده بگيرد.
ونيز روشن شدن رابطه اختيارات ولى فقيه بااحكام فقهى فردى خيلى مهم است . تشخيص حكم مناسب با زمان و مكان با ولى فقيه است . تبيين اين مساله واقعا نقش اساسى و بسيار موثرى دراداره جامعه دارد كه بايد به صورت فقهى واستدلالى بحث و روشن شود. حضرت امام(ره) روى اين مساله بسيار تكيه داشتند ولى مع الاسف بهاى لازم به نظرات ايشان داده نشد.اين كه امام(ره) بر ولايت مطلقه فقيه تاكيد داشتند به خاطراين بود كه نقش عمده اى در حل معضلات دارد.
اين غيراز نقش زمان و مكان است . ولى فقيه اختيار دارد كه گاهى جلوى اجراى يك حكم را بگيرد و يا دايره آن را محدود كند و... درارتباط بااعمال مقررات اسلامى زمان و مكان نقش تعيين كننده اى دارد. مثلا شرب خمرازاول بعثت حلال نبود كه بعدا حرام شود بلكه ازاول حرام بود ولى زمانى اقتضاى اجراى آن را در آن برهه نداشت تااين كه زمان مناسب فرا رسيد و حرمتش از سوى قرآن و رسول خدا[ص] اعلام شد.
احكام اسلامى براى پياده شدن است و وقتى مى تواند پياده شود كه پشتوانه مردمى داشته باشد و وقتى پشتوانه مردمى دارد كه مردم آن را قبول داشته باشند و هنگامى كه آن را قبول دارند كه آن راادراك كنند بنابراين زمان در فعليت احكام و طرح واجراى آن نقش تعيين كننده دارد. مخصوصا مسائل حكومتى كه عمدتا تابع زمان و مكان است .
مكان دراجتهاد نقش مهمى دارد مثلا در باب زكات در مكانى مثل ژاپن نمى شود زكات شتر را مطرح كرد و فقط بر آن مصاديق تكيه كرد. پس مكان تكنولوژى صنعت و... همه نقش دارند. همين فرض در حجاب و غنا و ديگر چيزها هم هست . مثلا گفته اند:ابزارآلات لهو و لعب حرام است بالاصاله و آنها را نمى شود به كار گرفت . بايد گفت : مقصوداز آلات لهو چيست ؟ لهو و لعب با زمان و مكان تغيير مى كند. ممكن است يك چيزى در يك زمان لهو و لعب باشد و در زمانى ديگر نه . ممكن است در جايى اين وسايل آلت لهو و لعب باشد. و در جايى ديگر نه .
فتواى امام(ره) در رابطه با شطرنج از همين طرز تفكر نشات مى گيرد.ايشان مى فرمايند :[در فرض سوال شطرنج حلال است] شطرنج همان شطرنج است موضوع عوض نشده اما حكم آن تغيير يافته است .اينها و صدها نمونه ديگراز همين مقوله است .
بنابراين زمان و مكان دربار شدن احكام بر موضوعات هم نقش دارند.
در نوع احكام اسلامى مخصوصا آن احكامى كه جنبه اجتماعى دارد و راه و رسم زندگى افراد را معين مى كند و بايد در متن زندگى جامعه پياده شود اختيارات ولى فقيه و مصلحت نظام در آنها نقش دارند.
ممكن است نظام اسلامى موضوع جديدى را مطرح كند كه آن موضوع جديد حكم جديدى را بطلبد و ممكن است موضوعى را جابجا كند و تغيير مكان آثار جديدى را بر آن بار كند و ممكن است كه مدت زمانى بگذرد و آن آثار ديگر براو بار نشود.
اگر شيخ انصارى(ره) دراين زمان مكاسب محرمه مى نوشت طبعا يك سلسله مثالها و موضوعات ديگرى را مطرح مى ساخت .اين معناى انفتاح باب اجتهاد در شيعه است .
براى توضيح بيشتر عرض مى كنم:[نى] كه امروز در موسيقى كاربرد دارد همان[ نى] صدسال پيش است و موضوع عوض نشده است اما حكم عوض شده است .
آن روز نظام نظامى بود كه از آن استفاده ديگرى مى شد اما امروز نظام به گونه اى است كه بهره ديگرى برده مى شود. بنابراين غيراز تبديل موضوع چيزهاى ديگرى هم در بار شدن احكام بر موضوعات دخالت دارد. حضرت امام(ره) قبل از پيروزى انقلاب استماع راديو را جايز نمى دانستنداما پس از پيروزى انقلاب اسلامى جايز مى شمارند.اين نظام و كيفيت مديريت جامعه است كه برخى از حرامهاى زمان رژيم قبلى را حلال مى كند و بالعكس . عوارض همان عوارض است موضوع عوض نشده ولى هدف جهت و مصرف تغيير يافته است . آن روز براى تقويت ظالم به كار مى رفت اماامروز براى كمك به نظام اسلامى
است و واجب .
پس اين كه حضرت امام(ره) مساله زمان و مكان را مطرح كرده اند از باب مثال است . مسائل فراوان ديگرى مطرح است كه در ديد مجتهد و در ترتب احكام الهى و جعل احكام اسلامى نقش داردازاين روى فقها بايد روى اين قضايا عنايت كنند و به آنها توجه نمايند.
حوزه : حضرت امام(ره) در منشور حوزويان فرموده اند :[خلاصه كلام اين كه ما بايد بدون توجه به غرب حيله گر و شرق متجاوز و فارغ او ديپلماسى حاكم بر جهان در صدد تحقق فقه عملى اسلام برآييم والا مادامى كه فقه در كتابها و سينه علما مستور بماند ضررى متوجه جهان خواران نيست و روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد نمى تواند درك كنداجتهاد مصطلح براى اراده جامعه كافى نيست].
شما كه با مبانى حوزه آشنا بوده و بر دشواريها و مسائل اجتماعى نيز واقف هستيد راجه به حضور روحانيت در مسائل اجتماعى و آگاهى آنان از مشكلات و پيدا كردن راه حل مناسب با آنها بيشتر توضيح دهيد؟
استاد: نخست جريانى را عرض مى كنم و سپس به ادامه مطلب مى پردازيم : سفرى در خدمت سرورمان جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاى هاشمى رفسنجانى به كره شمالى داشتيم سفر بسيار خوبى بود.شيوه اى را در آنجا ديدم كه آن را پسنديدم و به خدمت ايشان هم عرض كردم و بعد با بعضى از وزرا هم در ميان گذاشتم . و آن شيوه اين بود كه : در آن كشور دستگاه اجرايى در تمام دوران
كار اجراييش از محيط علمى تئورى و آموزشى بيگانه نيست .
مسوولين اجرايى موظفند: در طول سال ٣ يا ٤ ماه يا در دو سال ٦ماه را ارتباط نزديك و تنگاتنگ با محيط دانشگاه داشته باشند و تنگناهاى اجرايى را به محيط علمى و تئورى منتقل كنند و بين تئورى و محيط اجرايى نوعى ارتباط و همسويى ايجاد كنند.طبيعى است هنگامى كه انسان تنگناها را ديد و به محيط علمى برگشت تئورى را نيز همسو براى حل مشكلات مى بيند و در برگشت به محيط اجرا تئوريس عينى و قابل اجرا مى شود. من اين شيوه را در محيط اسلامى خودمان هم لازم مى دانم و بسيار شيوه خوبى است زيرا طراح و تئوريس بودن با مجرى بودن فرق مى كند.
علم و آگاهى ما كه به اندازه علم معصوم نيست و به همه زوايا وابعاداجرايى كه تسلط نداريم تا با توجه به آن راه حل ارائه بدهيم . در محيط قانونگذارى خودمان هم اين معنا را ديديم . قوانينى را تصويب كرديم اما هنگامى كه وارد حياط اجرا شد با يك سرى مشكلات روبرو شد لذا در فاصله بسيار كم ناچار شديم كه برگردانيم واصلاح كنيم و تبصره بزنيم . بله تنگناها در مرحله اجرا خودش را نشان مى دهد.
به عقيده من : يكى ازانگيزه هاى مقدس حضرت امام(ره) در مساله وحدت حوزه و دانشگاه اين بود كه حوزه بيگانه از محيط اجرايى طراحى نكند و دانشگاه نيز كه به مسائل ريزتراجرايى تسلط دارد بدون توجه به تئوريهاى كلى اسلام دنبال كار نرود. پس امروز ارتباط تنگاتنگ مدرسان حوزه و دانشگاه فقهاء و مسؤولان اجرايى لازم واز ضرورى ترين مسائل است . شاهداين قضيه اين است كه : وقتى اين عزيزان در محيط اجرا قرار مى گيرند بدون ترديد به يك سرى مسائلى مى رسند كه در حوزه به او نرسيده بودند. شما فتاواى حضرت امام(ره) را كه پس از پيروزى انقلاب و زمان رهبرى ايشان صادر شده واز نزديك و به طور عينى شاهد قضايا بودند با فتاواى قبلى ايشان ملاحظه كنيد مى بينيد كه خيلى فرق كرده و گسترده تر شده است . سرش اين است كه امام(ره) به عنوان رهبر و مسوول نظام مشكل اجرايى دولت قانونگذارى مجلس و كنترل و نظارت قوه قضايى را مى ديدند
و از اين روى عينيت فتاواى ايشان دراين مقطع كاملا محسوس و روشن است .
به نظر من : مجلس بايد تنگناهاى خود را به حوزه منتقل كند و حوزه نيز از نزديك با آن مشكلات آشنا شود و در كنفرانسها و سمينارها تئوريهاى خود را با توجه به تنگناها مطرح كند و در معرض نقد و بررسى قرار بدهد.
حوزه علميه در ضمن اين كه بايد مجتهد (به معناى مصطلح ) بسازد و در حوزويان ملكه استنباط به وجود بياورد بايد رشته هاى تخصصى را پيش روى افراد بگذارد زيرا يك مجتهد نمى تواند در همه ابواب به نحو گسترده كار كند و پاسخگوى همه مسائل باشد.اگر تخصصى شد فرصت بيشتر شده و هر كس در رشته تخصصى خود تمام جوانب را مى سنجد و براى آن طرح و برنامه ريزى مى كند.
حوزه : راجع به امكان حضور فعال روحانيت در همه مسائل و مشكلات اجتماعى و سياسى بيشتر توضيح دهيد و بفرماييد اين مقصود چگونه تحقق مى يابد.
استاد: با چند مثال اين مطلب را توضيح مى دهم :ائمه جمعه هم به كارهاى اجرايى توجه كنند و هم برنامه هاى حوزوى را دنبال نمايند. خود را هميشه گرفتار ديد و بازديدها وارباب رجوع نكنند. من سراغ دارم ائمه جمعه اى را كه به كلى از مطالعه و كتابهاى درسى و تدريس فاصله گرفته اند.
البته معناى اين حرف اين نيست كه :انسان به طوراسمى مسووليت بپذيرد ولى عمدتا به كار تحقيق مشغول باشد يا بالعكس بلكه با تقسيمى واقع بينانه هر دو كار را به درستى پيش ببرد. متاسفانه برخى آن قدر مسووليت مى پذيرند كه از توان واقعى ايشان بيرون است . انسان كه شريك البارى ولايتناهى نيست . كه[ فى وحدته كل القوى] باشد. اين كار و شيوه آفت نظام است . آفت حوزه و شوون اجرايى است . بايد مسووليتها محدودتر شود تااز كارآيى بهتر و بيشترى برخوردار باشد. من اكنون كه نماينده مجلس هستم هفته اى يكى - دو درس مى گويم از مطالعه هم غفلت
نمى كنم و در رابطه با كارهاى خودم نيز كم مايه نمى گذارم .
طلاب جوان و بزرگوار كه هميشه فشارانقلاب روى دوش آنان بوده و مخاطب امام(ره) همين آقايان بودند مسووليتهاى اجرايى را بپذيرند. عزيزان ما بايداين را هجرت تلقى كنند.از حوزه جدا شوند و بيايند مدتى در كارهاى اجرايى بينند كه آنچه فكر مى كنند و مى آموزند الان قابل پياده شدن هست يا نه . حداقل به صورت موقت اين كار راانجام دهند.
ما در كميسيون قضايى چيزى را به نام دادگاه سيار تصويب كرديم و اين دادگاه سيار را هم به اين دليل مطرح ساختيم تااز وجود مدرسان و علماى حوزه استفاده كنيم .
اينان به استانها سفر كنند مشكلات حقوقى و قضايى را ببينند تئوريهاى خودشان را عملا دراجرا بررسى كنند كه چگونه مى شود به حق رسيد فصل خصومات كرد و حقوق رااحياء نمود.
شايسته است : نظام سازماندهى كند تاافراد پس از مدتى كه مسووليت اجرايى داشتند و موفق بودند به مراكز تحصيل (حوزه يا دانشگاه ) برگردند و بنيه تئورى و علمى خودشان را نيز تقويت كنند.
مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى با علامه حلى(ره) رابطه خيلى جالبى داشته اند. خواجه فقه رااز علامه فرا مى گيرد و علامه فلسفه و حكمت و كلام رااز خواجه ياد مى گيرد.
حوزه علميه مسائل اجرايى و مديريتى راازاهلش فرا بگيرد و مجريان نيز معلومات لازم رااز حوزه كسب نمايند.اگراين تبادل اطلاعات انجام پذيرد در نوع برخوردها واستنباطها اثر مى گذارد.
از جمله : پيشنهاد مى كنم كه برادران روحانى كه نماينده مجلس هستند ارتباطشان را با حوزه و حوزويان قطع نكنند و به صورت منظم و حداقل هفته و يا دو هفته اى يك بار جلسه بگذارند و جريانات سياسى (داخلى و خارجى ) را به برادران روحانى مستقر در حوزه علميه بگويند تنگناهاى اجرايى كه در قانونگذارى دارند به آنان منتقل كنند كه اين باعث مى شود: روحانيت در سير مطالعاتى و تحصيل خود
تجديد نظر كند و برنامه هاى جديد و متناسب با نيازها را پى ريزى نمايد.
براى آشنايى حوزه با مسائل و مشكلات اجتماعى به صورت ديگرى نيز مى توان عمل كرد و آن اين كه : حوزه برنامه ريزى كند و گروه هايى روانه روانه مجلس و كميسيونهاى مختلف نمايد تا با كيفيت كار قانونگذارى آشنا شوند و كمبودها را ببينند. به نظر من اگراين كار انجام بگيرد بسيار موثر و در نگرش طلاب و فضلاء نقش بسزايى دارد.
در پايان اين بخش عرض مى كنم : شما مقايسه كنيد: بين آن اساتيد بزرگوارى كه از حوزه به دانشگاه آمده و آشنايى پيدا كرده اند با آنان كه چنين نيستند چقدر فاصله است ؟ ديد و برنامه مطالعاتى اين دو گروه چقدر متفاوت و كارآيى هر يك محسوس و ملموس است .
حوزه : براى ماندگار شدن و روشنتر شدن انديشه هاى امام خمينى(ره) چه رسالتى را بر عهده حوزه ها مى دانيد؟
استاد:امام(ره) وانديشه ايشان يك استثنا در قرن بود.اگر به تبيين و تنظيم افكارامام(ره) نپردازيم ممكن است آن انديشه ها در هجوم گوناگون مسائل فرهنگى و سياسى تبديل به يك تاريخ شود.اگرامام وانديشه هاى او به تاريخ سپرده شد ديگرامام نخواهد بود. فكرامام بايد در صحنه هاى گوناگون زندگى و نظام ما حضور داشته باشد.
يكى از كارهايى كه بايدانجام بگيرد سيستم دادن به آثارامام(ره) است . فلسفه وجودى موسسه حفظ آثار وانديشه هاى امام(ره) براى همين است . تنها وظيفه اش اين نيست كه جلو تحريفات را بگيرد بلكه بايد افكار وانديشه هاى حضرت امام را تبيين نموده و به گونه اى كليدى و موضوعى به ديگران ارائه دهد.
اگر چنين كارى نسبت به آثار حضرت امام(ره) انجام گيرد و هر گروهى از ديدگاه و پايگاه علمى و رشته تخصصى اش به تبيين آن بپردازد پاسخ بسيارى از
نيازها روشن خواهد شد.
مجلس شوراى اسلامى در محدوده كار خودش قدمى برداشت و آن اين بود كه : دانشگاهها و آموزش و پرورش را موظف كرد كه : با توجه به افكار حضرت امام(ره) كتابهاى متناسبى تهيه كنند و به عنوان كتابهاى درسى منتشر سازند.
اين چنين زمينه هايى براى عرضه مطالب هست ولى حوزه بايد قدمى اساسى بردارد.اكنون كتابهاى تاريخى اجتماعى و... براى دانش آموزان نوشته مى شود و برخى از آنها كه بيش از يك ميليون به چاپ مى رسد مع الاسف حوزه نقشى موثرى ندارد. شما ملاحظه كنيد: شهيد مطهرى با توجه به زحمات فراوانى كه كشيد كتابهايش منشاء خيرات و بركات است .
حوزه بايد تعاليم امام(ره) بويژه منشورهاى اخير آن حضرت را به عنوان منبع استنباط بررسى كند و با گروههاى تحقيقاتى خود در حفظ و نشر و تفسير و تحليل انديشه امام(ره) راه حلهاى مناسب راارائه دهد.
اگر حوزويان و دانشگاهيان متعهد اين كار راانجام ندهند انديشه هاى امام(ره) را كسانى ديگر مورد توجه قرار خواهند داد كه مطمئن نيستم آنان بتوانند به تنهايى از عهده اين كار مهم برآيند.
اكنون در دانشگاه به بخشى از كاراقدام شده و من هم در بعضى از جلسات حضور مى يابيم . نظريات امام(ره) راجع به دانشگاه و آينده و برنامه ريزى و وظايف آن را گردآورى نموده و گروهها مختلف روى آن كار مى كنند.
ماننداين كار را درابعاد ديگرى حوزه ها بايدانجام دهند. آفاتى مانند: تحجر و خشكه مقدسى نبايد آينده حوزه ها را تهديد كند. با كار مدام روى انديشه امام و پيام گرفتن از آن انديشه هاى بلند بايد زمينه نفوذافرادى كه به مشى وانديشه ايشان اعتقادى ندارد از بين برود.
بنابراين بايد هسته هايى تشكيل شود و تقسيم كار گردد مبانى فقهى حديثى تاريخى و ...امام(ره) روشن گردد.
حوزه : حضرت عالى كه درباره وصيتنامه الهى - سياسى حضرت امام(ره) تحقيقاتى داشته ايد به نظر شما حساسيت امام(ره) دراين مجموعه جاويد روى چه مسائلى بيشتراست ؟
استاد:امام(ره) در مجموع بيش از همه چيز به مساله حفظ نظام حساسيت نشان داده اندازاين روى وقتى كه به تحليل آفات و خطرات انقلاب مى رسند روى مساله نظام تكيه مى كنند. هنگامى كه عوامل پيروزى انقلاب را يادآورى مى نمايند نيز به مساله حفظ نظام تكيه مى كنند. به مجلس و نهادهاى انقلابى كه مى رسند مى فرمايند: مواظب باشيدافراد ليبرال وافراد غير معتقد به انقلاب اسلامى رخنه نكنند كه آينده ممكن است انقلاب را مورد آسيب قرار بدهند. به شوراى نگهبان توصيه مى كنند كه : مواظب باشيد:اسلام تنها عناوين واحكام اوليه نيست بلكه مجموعه احكام اوليه و ثانويه است واگر به اين توجه نكنيد نظام نمى ماند. دانشجويان و دانشگاهيان را به حفظ انقلاب وارتباط دائم با حوزه دعوت مى كنند.
براى امام(ره) اسلام اصل است واسلام را هم در سايه حفظ انقلاب اسلامى مى داند. روى ارزشهاى انقلاب و عوامل آن توصيه آن توصيه اكيد دارد لذا مى فرمايد :[بايد همه توجه داشته باشند كه انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان نيفتد]. در همين رابطه لازم مى دانم نسبت به حوزه علميه عرض كنم كه :
اگراين انقلاب باقى بماند (كه مى ماند ان شاءالله ) در گرو زحمات حوزه علميه است . و خداى ناكرده اگر آسيبى هم به اين انقلاب وارد بشود از حوزه علميه است .
در درجه اول مسووليت از آن طلاب جوان است . در گذشته لبيك گوى امام طلاب جوان بودند. گر چه بزرگانى بودند كه : طلاب جوان و پرشور را هدايت مى كردند و نقش بسيار خوبى داشتنداما حماسه و شور مال طلاب جوان بود.امروز نيز در درجه اول طلابند كه رسالت حفظ افكار و انديشه هاى امام را دارند. حوزه بايد
فقيهانى تربيت كند امام گونه كه : هم داراى فقه و هم داراى عرفان قوى و هم مديريت بالا و هم كفايت تام و هم داراى بينش قوى و عميق سياسى باشند. در حوزه روابط بين افراد همانطور كه امام فرمودند بر محوراصول انقلاب بايد باشد. طلاب واساتيد براين محور حركت كنند. طلاب بايد بكوشند كه : سير معنوى و ملكوتى امام به صورت يك درس دائر و رايج در بيايد و همه بعدى امام را تابلو تحصيلى خود قرار دهند.او يك عمر نمازاول وقتش تاخير نيفتاد. حتى در آخرين لحظه هاى عمر نظم بسيار دقيق و شگفت امام نيز درس آموزاست .ايشان همواره مراقب اوضاع واطلاعات اجتماعى و سياسى بود. سالها زيارت حضرت معصومه[ ع] در قم و حضرت امير[ ع] در نجف و زيارت عاشورايش ترك نشد. پيوسته نوافل راانجام مى داد. حوزويان بايد با دقت و جديت مواظب فرصتها و نظم زندگى باشند زمان مطالعه و عبادت استراحت و... با دقت برنامه ريزى شود. در كنار آن مراقب جريانهاى قشرى و تحجرى در حوزه باشند و نگذارنداين آفات نهال بار و با طراوت حوزه را بى نشاط و پژمرده سازد.
در پايان لازم است كه از برادران بسيار فاضل و خوبمان در مجله حوزه تشكر و قدردانى كنم . من به قم و طلاب قم و به حوزه بويژه به برادرانى كه عشق به امام و راه او دارند ارادت واخلاص مى ورزم .از خداوند متعال مى خواهم كه توفيق دهد تا بيشتر در خدمت عزيزان باشيم .
--------------------------------------------------------------------------------
به مجلس و دولت و دست اندركاران توصيه مى نمايم كه قدراين ملت را بدانيد و در خدمتگزارى به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشمان ما واولياء نعم همه هستند و جمهورى اسلامى ره آورد و با فداكاريهاى آنان تحقق پيدا كرد و بقاء آن نيز مرهون خدمات آنان است فروگزار نكنيد و خود رااز مردم و آنان رااز خود بدانيد.
وصيت نامه سياسى الهى امام خمينى رضوان الله تعالى عليه