نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - رهنمودهاى امام در جهت خودكفايى
سپيده آزادى آنگاه طلوع خورشيد ملتى را نويد مى دهد كه آن ملت به خودكفايى برسد و متكى به خويش باشد: نان از عمل خويش خورد و منت از ديگران نبرد. چه انسانهايى كه فقر و نادارى آنان را به دامن فساد سوق داده شخصيت و هويت نان را در پيشگاه ثروت و قدرت قربانى نموده است و چه بسيار دولتهاى فقيرى كه دست نياز به سوى قدرتهاى اقتصادى دراز كرده و راه تسلط همه جانبه آنان را بر خود گشوده اند.
از آنجا كه ثروت قدرت مى آفريند و فقر ضعف و سستى قدرت اقتصادى توانگران از ديرباز حربه اى بوده است براى نفوذ در ممالك زير سلطه و وسيله اى براى ترويج فرهنگى و مكتب دولت حاكم و قدرتمند بر ملل فقير و ضعيف و در مواردى براى به زانو درآوردن آنان و وضعيت كشورهاى مختلف جهان معاصر شاهدى است براين مدعا.
تحليل گران سياسى تنگناهاى اقتصادى به وجود آمده از جانب دولت مستكبر آمريكا رااز مهمترين علل سقوط دولت ساندنيسيت قلمداد كرده اند. روزنامه[ وال استريت] با درج مقاله اى در رابطه با انتخابات نيكاراگوئه نوشت :
[ درانتخابات رياست جمهورى ... دموكراسى پيروز نشد بلكه تروريستهاى مورد حمايت كاخ سيد به پيروزى دست يافتند... جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا در ماه نوابر گذشته با خانم جامورو در كاخ سفيد ديدار كرد و قول داد كه در صورت پيروزى او درانتخابات رياست جمهورى تحريم اقتصادى عليه نيكاراگوئه را لغو خواهد كرد. مخالفان بااين شعار تبليغاتى براى پيروزى درانتخابات وارد ميدان شدند: [عليه ساندنيستيها راى دهيد] يا[ شاهد مرگ كودكانتان باشيد] تحريم اقتصادى نيكاراگوئه به منظور فشار به سانديستيها و ساقط كردن رژيم ماناگوا وضع شده بود] ١ .
بنابراين وابستگى اقتصادى از عوامل مهم واساسى نفوذ استعمارگران در ممالك جهان سوم است . هر ملتى كه بخواهد خود رااز سلطه اجانب نجات بخشد مى بايست بر توان خويش تكيه كند و دست حاجت به سوى ديگران دراز نكند. تجربه ثابت كرده است كه : ملتهااگر بخواهند مستقل باشند خواهند توانست . بهبود وضع نابسامان اقتصادى آبادانى شهرهاى ويران ترميم خسارتهاى عظيم جنگى و تلاش در راه زندگى عزتمند راهى است كه بسيارى از كشورها و ملتهاى بااراده طى كرده اند.
اسلام و خودكفايى
در مكتب اسلام به مسئله حفظ هويت واستقلال اقتصادى ارزش بسيار داده شده است .
مسلمانان از هرگونه ركون و وابستگى به ظالمين كه قطبهاى اقتصادى امروز مصداق بارز آنند به شدت نهى شده اند : [ ولا تركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار] ٢ .
بدون ترديد وابستگى اقتصادى مى تواند راهى باشد براى ركون و تكيه مالى به دشمنان اسلام كه فرجامى جز شكست و آتش در بر نخواهد داشت .
در روايات اسلامى به كار و فعاليت در جهت بى نيازى از ديگران ارزش بسيار داده شده تحمل و زحمت و رنج براى رسيدن به غنا و بى نيازى عبادت به شمار آمده است .
امام باقر[ ع] در هواى بسيار گرم نامناسب در مزرعه خويش به كار مشغول بود. و در پاسخ معترض كه كار كردن در سن پيرى را بر آن حضرت خرده مى گيرد و قصد موعظه آن حضرت را دارد مى فرمايد:
[من به قصد بى نيازى از تو و مردم كار مى كنم واين عبادت است و اگر دراين حالت بميرم در حال طاعت خداونداز دنيا رفته ام] ٣ .
و ياامام صادق[ ع] در حال كشاورزى و كار در جواب كسى كه مى گويد:
اين بيل را به من بدهيد تا من كار راانجام دهم . مى فرمايد:
[نه من اساسا دوست دارم كه مرد براى تحصيل روزى رنج بكشد و آفتاب بخورد] ٤ .
علاوه بر رواياتى كه كار را عبادت دانسته اند رواياتى داريم كه از تنبلى و سستى به شدت نكوهش كرده اند.
امام امت از ديرباز به مساله خودكفايى توجه داشته است واز وابستگى اقتصادى كشورهاى اسلامى وايران زمين به دشمنان اسلام رنج مى برده و همواره خواستار قطع وابستگى و سلطه اقتصادى اجانب و رسيدن به خودكفايى ملت اسلام بوده است :
[...من اعتقادم اين است كه انسان اگر با هر زحمت و مرارتى زندگى كند و زندگيش مال خودش باشد مستقل باشد... و نان جو خودش را بخورد...ارزشش صدها مقابل اين است كه انسان در آپارتمانهاى عظيم بنشيند و دستش پيش ديگران دراز باشد] ٦ .
[آيا براى مسلمانان جهان ننگ نيست كه بااين همه سرمايه هاى انسانى و مادى و معنوى با داشتن مكتب مترقى و پشتوانه الهى تن به سلطه قدرتمندانه مستكبر و دزدان دريايى و زمينى قرن مى دهند] ٧ .
مسلمين نبايد تحت سلطه كفار باشند خداى تبارك و تعالى براى هيچ يك
از كفار سلطه بر مسلمين قرار نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه كفار را قبول كنند. ٨
پس از ذكراين مقدمه اينك به اجمال رهنمودهاى امام خمينى را در راستاى رسيدن به خودكفايى مورد مطالعه قرار مى دهيم .
محورهايى كه ما دراين نوشته بحث مى كنيم عبارتنداز:
١ شرائط خودكفايى .
٢ موانع .
٣ موجبات .
شرائط خودكفايى
امام راحل براى رسيدن به خودكفايى شرايطى را برشمرده اند كه اهم آنها به قرار ذيل است :
١. تبيين نظرى اقتصاداسلامى .
٢. حفظ اصول وارزشها.
١. تبيين نظرى اقتصاداسلامى
براى رسيدن به خودكفايى شرط اول ترسيم تئورى نظام اقتصادى اسلام است و تنها در سايه يك فقه مدون و محكم ناظر بر زمان است كه مى توانيم به خودكفايى برسيم .
فقه اسلام در بردارنده همه مسائل اخروى و دنيوى انسان بوده و هست و توانايى گشودن گره از همه مشكلات اقتصادى جامعه را دارد اما به خاطر دور شدن فقها از
صحنه زندگى و عمل فقه از متن جامعه كنار رفت واز حل مسائل گوناگون اجتماعى از جمله :اقتصادى بازمانداين سرنوشت تلخ موجب گرديد كه در صده هاى اخير اين انديشه برذهنها راه يابد كه اسلام براى اداره جامعه برنامه اى ندارد واين سبب گرديد كه جوانان به التقاط و مكتب مادى روى آوردند.
حضرت امام در برابراين تفكر مى ايستد و مى فرمايد:
[تمام چيزهايى كه دراداره يك كشوراحتياج به آن هست دراسلام هست .اسلام رااگر كسى تعهد به آن داشته باشد امكان ندارد كه ... زيربار وابستگى برود زيربار وابستگى به كفار برود] ٩ ..
حضرت امام در راه تحقق و تبيين صحيح سيستم اقتصادى اسلام به دو مطلب بسيار تاكيد مى كنند و آن را شرط اساسى طرح دوباره اسلام در صحنه اقتصادى مى شمارد:
پويايى اجتهاد.
استفاده از كارشناسان .
پويايى اجتهاد
نيازمنديهاى اقتصادى و مادى انسانها در بستر زمان در حال تنوع و گسترش است و هر چندگاه موضوعات جديدى پديد مى آيدازاين روى اسلام اجتهاد مداوم را براى همه زمانها و جوامع گوناگون ضرورى مى داند.
امام امت براين نكته تاكيد كرده واز علماء و فقها و متخصصين اين فن مى خواهد كه در مجامع قانون گذارى حضور يافته و با در نظر داشتن نقش زمان و مكان به استنباط و تبيين احكام شريعت و مسائل اقتصادى آن بپردازند:
[به عهده علماءاسلام و محققين و كارشناسان اسلامى است كه براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام طرحها و برنامه هاى سازنده و در برگيرنده منافع محرومين پابرهنه هاى راارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين رااز تنگناها و فقر معيشت در آوردند] ١٠ .
و براى تبيين درست نظام مستقل اقتصادى اسلام دخالت دادن عناصرى مانند :
[ مصلحت نظام] [ زمان و مكان] [ حكومت] و... را دراجتهاد واستنباط نظريات فقهى ضرورى دانسته و مى فرمايند:
[تذكرى پدرانه به اعضاء عزيز شوراى نگهبان مى دهم كه خودشان قبل ازاين گيرها مصلحت نظام را در نظر بگيرند چرا كه يكى از مسائل بسيار مهم در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان دراجتهاد و نوع تصميم گيريهاست . حكومت فلسفه عملى برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلى و خارجى را تعيين مى كند و بااين بحثهاى طلبگى مدارس كه در چهارچوب تئوريهاست نه تنها قابل حل نيست كه ما را به بن بستها مى كشاند كه منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مى گردد. شما در عين اين كه بايد تمام توان خودتان را بگذاريد كه خلاف شرعى صورت نگيرد (و خدا آنروز را نياورد) بايد تمام سعى خودتان را بنماييد كه خداى ناكرده اسلام در پيچ و خم هاى اقتصادى نظامى اجتماعى و سياسى متهم به عدم قدرت اداره جامعه نگردد] ١١ .
افزون براين مجتهدى را شايسته اظهارنظر در مسائل اقتصادى واحكام مالى اسلام معرفى مى كند كه بر مسائل پيچيده اقتصادى و رمز و رموز آن آشنايى داشته و آگاه به زمان خويش باشد:
[... آشنايى به روش برخورد با حيله ها و تزويرها فرهنگ حاكم بر جهان داشتن بصيرت و ديداقتصادى اطلاع از كيفيت برخورد بااقتصاد حاكم بر جهان شناخت سياستها و حتى سياسيون و فرمولهاى ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمايه دارى و كمونيزم كه در حقيقت استراتژى حكومت بر جهان را ترسيم مى كنداز ويژگيهاى يك مجتهد جامع است] ١٢ .
استفاده از كارشناس
امام در تبيين خط قانون گذارى خصوصا قوانين اقتصادى به مسؤولان توصيه مى كند كه -از به كارگيرى كارشناسان فن و متخصص متعهد غافل نباشند.ايشان مشورت با كارشناس را در فهم موضوعات عرفيه حجت شرعى مى دانند:
[مجلس محترم شوراى اسلامى كه در راس همه نهادهاست در عين حالى كه ازاشخاص عال متفكر و تحصيل كرده برخورداراست . خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحب نظر خود در كميسيونها دعوت كنند كه با برخوردها نظرها وافكار كارها سريعتر و محكم ترانجام گيرد و از كارشناسان متعهد و متدين در تشخيص موضوعات براى احكام ثانويه اسلام نظرخواهى شود.... واين نكته لازم است كه : رداحكام ثانويه پس از تشخيص موضوع به وسيله عرف كارشناس با رداحكام اوليه فرقى ندارد چون هر دو حكم الله مى باشد و نيزاحكام ثانويه ربطى به اعمال ولايت فقيه ندارد... در موضوعات عرفيه كه تشخيص آن با عرف است با مشورت كارشناسان حجت شرعى است كه مخالفت با آن بدون حجت قوى تر خلاف طريقه عقلاءاست] ١٣ .
٢. حفظ اصول وارزشها
ياين پرسش بايد پاسخ گفته شود كه آيااز ديدگاه حضرت امام رسيدن به خودكفايى ارزش ذاتى دارد و مى بايست آن را به هر قيمت بدست آورد؟ گرچه با قربانى كردن اهداف واصول باشد؟
آيا مى توان عدالت اقتصادى واجتماعى را فداى خودكفايى مالى نمود؟ آيا مى توان از تكاثر ثروت و سلطه مترفين و يا دو قطبى شدن جامعه در راه رسيدن به اين مقصود چشم پوشيد و آيا مى توان در راه غناى معيشتى از آزادى مطلقه مالكيت و... صرف نظر نمود و يا بايداهداف انقلاب اسلامى را كنار گذاشت ؟ با نگاهى كوتاه به گفته ها و سيره حضرت امام مى بينيم كه پاسخ همه سوالات منفى است و حضرت امام در عين تكيه بر خودكفايى هموراه بر حفظ اصول وارزشهاى اسلامى وانقلابى تكيه كرده و حفظ آنها را در راس همه برنامه هاى خود قرار داده است .
دراينجا برخى از اصول كلى را كه حراست و حفاظت از آنها در راه رسيدن به
خودكفايى لازم است بدين شرح ذكر مى كنيم :
معنويت
حفظ ارزشهاى انقلاب .
عدالت اقتصادى .
دفاع از محرومان و مستضعفان .
معنويت
از مسائل اساسى در ديدگاه حضرت امام توجه به معنويت و نقش زيربنايى آن در رابطه با همه مسائل اقتصادى و دنيوى است . در ديدگاه حضرتش آنچه كه هدف اصلى بعثت پيامبران را تشكيل مى دهد توجه دادن انسان به مساله آخرت و خدا و معنويات است و فقط در سايه آن است كه انسان را به آرامش رسيده و كمال مطلوب را درمى يابد.اگراسلام به مساله ماديات توجه فرموده از جهت مقدميت وابزار بودن آن در راه رسيدن به كمالات معنوى است . دراين راستا حضرت امام مرتب هشدار داده اند كه پرداختن به مساله اقتصاد و ماديات بدون توجه به معنويات جامعه انحراف بوده و ما را به همان گردابى دچاى خواهد كرد كه امروز غير مسلمانان با آن دست به گريبانند و در جستجوى راه چاره براى فرار و گريز! و در نهايت سرنوشت و بقاى نهضت اسلام به حفظ معنويات و گسترش آن بستگى دارد.
امام قدس سره دراين راستا با كسانى كه به تحريف اسلام پرداخته و با تاثيراز مكاتب مادى شرق و غرب گرفتارالتقاط گرديده و با تفسيراحكام اسلام به ماديت در واقع به اقتصاد بيش ازارزش واقعى آن بها داده و آن را زيربنا فرض كرده اند به مبارزه برخاسته و به افشاى خطر و پيامدهاى اين تفكر مى پردازد:
[ اخيرا ما مبتلا شديم به يك عده اى كه ... تمام معنويات را به ماديات برمى گردانند. مى گويند: مسلميم لكن نه توحيدشان توحيداسلامى است و نه بعثت شان اسلامى است و نه نبوت شان نبوت اسلامى است و نه
امامت شان و نه معادشان همه اش بر خلاف اسلام است ...اينها هم به اسم اسلام مى خواهند به كلى اسلام را كنار بگذارند و يك چيز مادى جاى او بگذارند كه همه چيزش مادى باشد. به اسم ترويج اسلام ماديت مى كنند. ١٤ ]
وامام با طرح درست اسلام و ترسيم جايگاه معونيت و ماديت در مسائل اقتصادى اسلام به تشويق منحرفين براى بازگشت درست به اسلام مى پردازند.
ايشان سر شكست طرحهاى اقتصادى دنيا و به بن بست رسيدن قدرتهاى بزرگ مالى را دورماندن آنان از معنويات معرفى كرده واحتياج به معنويات رااز علل اساسى وجود جنبشهاى مردمى در جوامع صنعتى و پيشرفته معرفى مى كند.
امام جواب سئوال خبرنگار شبكه تلويزيون آلمان غربى كه مى پرسد: دراروپا تحرك جديد به چشم مى خورد و آن يك تحرك مذهبى است ...اين تحول را چگونه ارزيابى مى كنيد مى فرمايد:
[ ان تحرك مذهبى ازاين است كه : مردم ازاين پيشروى مادى سر خورده اند و ديدند كه تمام اين پيشرفتهايى كه شداست چيزهايى نيست كه براى بشر ضرر بشر بوده تا به نفع بشر. و آن چيزى كه بشر طالب است ] اين است كه به روحش آرامش بدهد و آن چيزى كه آرامش مى دهد مذهب است .
١٥ همين روى كرد به مذهب و معويت را به گورباچف هم توصيه مى كند ١٦ .
حضرت امام معنويات را رمز بقاى اسلام و نهضت معرفى مى كند و هشدار مى دهد كه در غيراين صورت حتى در فرض استقلال اقتصادى راه انحطاط و شكست باز خواهد بود:
[آن روزى كه مجلسيان خوى كاخ نشينى پيدا كنند... وازاين خوى ارزنده كوخ نشينى بيرون بروند آن روزاست كه ما براى كشور بايد فاتح بخوانيم ... مادامى كه اين ملت ...اين جوانهاى ما توجه به معنويات دارند...جمهورى محفوظ است و هيچ كس نمى تواند به او تعدى كند. آن روزى كه زرق و برق دنيا پيدا بشود و شيطان در بين ما راه پيدا كند و راهنماى ما شيطان باشد آن
روز است كه ابرقدرتها مى توانند در ما تاثير كنند] ١٧ .
حفظ ارزشهاى انقلاب
توجه به ارزشهاى اسلامى وانقلابى در برنامه ريزيهاى اقتصادى از مسائلى است كآه حضرت امام به آن اهميت فراوان داده است و همواره بر لزوم حفظ و تدوم آونها به مسؤولان و مردم هشدار داده اند. در ديدگاه حضرتش ارزشهاى اسلامى وانقلابى تنها چيزهايى هستند كه ملت به خاطر دست يابى به آنهاانقلاب كرده و در راه آن تا مرز شهادت به پيش رفته اند و هيچ توسعه پيشرفت نمى بايست ما را به عقب نشينى ازاصول اساسى باز دارد. در همه برنامه ريزيهاى سياسى واقتصادى بايد عزت شرف مومنين و ذلت منافقين و دنياطلبان شعار حمايت او مظلومين عالم مبارزه با ستم دفاع ازاسلام و در يك كلمه ديانت ما محفوظ بماند. تكيه يك جانبه بر برنامه هاى اقتصادى مى تواند به نفى آرمانهاى انقلاب بى توجهى به اسلام و نهضت هاى اسلامى رو آمدن سرمايه داران بى درد و پيامدهاى تلخ ناشى از آن بيانجامد. تنها باقى ماندن براصول اساسى است كه مى تواند عزت و كرامت مومنين را تضمين كرده و ما را بر تداوم انقلاب ياور باشد چه بسيارى از دولتهاى انقلابى واسلامى كه با شعار آزادى و كرامت انسانها قيام كردند ولى سرانجام مشكلات اقتصادى و رسيدن به رفاه بيشتر موجب گرديد كه آنان از شعارهاى انقلابى خود دست بردارند و براى رسيدن به زندگى بهتر و حل مسائل اقتصادى خود هويت و شرافت اسلامى و ملى خود را در پيشگاه ثروت و رفاه قربانى كنند. بدين جهت امام امت همواره بر حفظ شعائر و آرمانهاى انقلاب تكيه كرده و آن را را در راس همه امور مى شمارد .
مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه اى مسوولين رااز وظيفه اى كه برر عهده دارند منصرف كنند خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين است . بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را دراداره هر چه بهتر مردم بنمايد
ولى اين بدان معنى نيست كه آنها راازاهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كنند. مردم عزيز ايران كه حقاجهره منور تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند بايد سعى كنند كه سختى ها و فشارها را براى خدا پذيرا گردند تا مسؤولان بالاى كشور به وظيفه اساسيشان كه نشراسلام در جهان است برسند ١٨ .
حفظ آرمانها واصول در راس همه فعاليتهاى حضرت امام قرار داشت . در قضيه سلمان رشدى شاهد بوديم كه :استكبار جهانى پنداشت با محاصره اقتصادى خواهد توانست امام رااز نظرش برگرداند واو را واردار به عقب نشينى كند ولى امام با شجاعت واستقامت در مقابل همه توطئه هاايستاد و ثابت كرد كه آرمانها وارزشهاى اسلامى بسيار والاست وايران اسلامى به هيچ وجه از آن عدول نخواهد كرد. بدين جهت امام در بيانيه اى به كسانى كه ممكن است در آينده صدور فتواى ارتداد سلمان رشدى را موقتى بدانند و وسوسه هاى پيشرفت اقتصادى آنان را به سوى پيوند با غرب و فراموش كردن ارزشهاى اسلامى وانقلابى بكشاند هشدار مى دهد ١٩ . همچنين آن بزرگوار نظيراين حساسيت و غيرت دينى را (پيش ازاين ) در رابطه با ملى گرايان و متخصصان بى تعهد داشتند ٢١ .
عدالت اقتصادى
واژه عدالت كه عدالت اقتصادى از بارزترين شاخه هاى آن است ريشه در فطرت انسانها داشته و بشر همواره به عنوان يك آرمان و كمال مطلوب به جستجوى آن پرداخته و در رسيدن به آن از بذل جان و مال دريغ نداشته است .اگر بگوئيم كه بيشتر جنگها و منازعات برخاسته از مسائل اقتصادى پيش از آن كه ناشى از فقر و تنگدستى باشد از بى عدالتى و تبعيض اجتماعى سرچشمه گرفته است سخنى به گزاف نگفته ايم . بدين جهت شعار عدالت اجتماعى واقتصادى همواره در سرلوحه همه مكاتب و مذاهب و نهضتها قرار داشته است واز پرشورترين شعارهاى انقلابها بوده
است . در شريعت اسلام عدالت از جايگاه ويژه اى برخورداراست . عدالت اجتماعى واقتصادى دراسلام در جهان بينى توحيدى اسلام و طرز نگرش اسلام به انسان و كرامت او دارد.از ميان صفات بى شمار خداوند عدل و عدالت جزءاصول و شعائر قرار گرفته است .اين نمايانگر عدالت خداوند در جهان هستى و لزوم و ضرورت استفاده عادلانه بشراز مواهب خدادادى مى باشد.انسانها در راه تقرب به او مى بايست عدالت را پيشه خود سازند.
در بعد نبوت و رسالت : عدالت ازاهداف اصلى انبيا اعلام گرديده است . براى تحقق آن به پيامبران رئوف خود دستور داده است كه دست به سلاح ببرند ٢١ .
على[ ع] در شيوه حكومت براجراى عدالت تاكيد كرده واز آغاز حكومت خويش واژگونى جامعه غيراسلامى و دو قطبى رااعلام مى كند و در عمل نيز با به زير كشيدن مستكبران و زالوهاى اقتصادى و غارتگران بيت المال به نفع محرومان و مظلومان عدالت اقتصادى واجتماعى را جلوه گر مى كند.
بااشاره به اوضاع نابسامان اجتماعى واقتصادى و رشد سرمايه هاى بادآورده مى فرمايد:
الا وان بليتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيه صلى الله عليه و سلم . والذى بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله و لتساطن سوط القدر حتى يعوداسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسقلكم ٢٢ ...
آگاه باشيد! تيره روزيها درست همانند زمان بعث پيامبر[ص] را ديگر به شما روى آورده است . سوگند به كسى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد به سختى مورد آزمايش قرار مى گيريد و غربال مى شويد و همانند محتويات ديگر هنگام جوشش زير و رو خواهيد شد آنچنان كه بالا پايين و پايين بالا قرار خواهد گرفت .
در مورد برگرداندن اموالى كه به دست حكام پيشين از بيت المال غارت شده بود مى فرمايد:
والله لو وجدته قد تزوج له النساء و ملك به الاماء لردوته ٢٣ .
به خدا سوگند آنچه از عطاياى عثمان اگر بيابم به صاحبش بر مى گردانم گر چه زنانى را بر آن كابين بسته و يا كنيزانى را با آن خريده باشند.
پس از پيروزى انقلاب حضرت امام قدم به قدم با در نظر گرفتن شرايط لازم به شعارها واصول عدالت خواهانه انقلاب جامعه عمل پوشاند. با مصادره اموال طاغوتيان غارتگر به نفع مستضعفان و توزيع عادلانه امكانات در بين مردم واجراى برنامه هاى اقتصادى عادلانه درراستاى عدالت اقتصادى حركت كردند. حضرت امام مكررا براين اصل تاكيد داشتند كه : عدالت زيربناى همه مصالح واصلاحات و ظلم و بى عدالتى سرمنشا همه تباهى ها به شما مى رود كه در همه برنامه ريزيهاى اقتصادى و تنظيم نظام اقتصادى بايد رعايت گردد .
استقلال اقتصادى كشور و رفاه بدون اجراى عدالت بى ثمر خواهد بود زيرا جامعه به دو قطب تقسيم خواهد شد:اقليت ثرتمند و ممتاز و اكثريت فقير. دراين صورت واضح است كه :اقليت ثروتمنداست كه زمام امور را در دست خواهد گرفت .
دفاع از محرومان و مستضعفان
ازامور مهمى كه امام امت در سرلوحه برنامه ريزيهاى اقتصادى و سياسى كشور بدان تكيه كرده است دفاع همه جانبه از محرومان مستضعفان جامعه اسلامى بلكه همه محرومان جهان مى باشد.
اين مساله روشن است كه محرومان و مستضعفان در جوامع مختلف كمتر مورد توجه قرار گرفته و مى گيرند و عقربه اقتصادى جوامع بشرى و حكومتها هميشه به سود حاكمان و سرمايه داران در حركت بوده است . مستكبرين همواره با شيوه هاى مختلف و بااستفاده از زور و زر و تزوير قدرت سياسى جوامع را به نفع خود رقم زده اند. چه بسياراز نهضتهايى كه در جهان با عنوان دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان قيام كردند و با دست و بازوى محرومان به پيروزى رسيد. ولى به تدريج به انحراف دچار آمده و دوباره مستكبرين از راهى ديگر خود را بر مردم تحميل كردند.
تنها حركتهاى الهى است كه محروم زدايى هميشه سرلوحه كارشان است ازاين روى بيشتر پيروان پيامبران الهى و مصلحان از طبقه محروم و زجر كشيده است .
برنامه اساسى اسلام ايجاد جامعه اى آباد و سالم و بدوراز نكبت فقر و تهى دستى مى باشد. پيامبران وائمه هدى(ع) عملا براين راه رفته اند. واين نمايانگر حمايت همه جانبه آنان از مستضعفان و محرومان جامعه مى باشد. و در حكومت على بن ابيطالب (ع) توجه به فقر و طبقات مستضعف جامعه در راس برنامه هاى حكومتى آن حضرت قرار داشت . در نامه حكومتى به مالك مى نويسد:
ثم الله الله فى الطبقه السفلى من الذين لاحيله لهم من المساكين والمحتاجين واهل البوسى والزمنى ٢٣ ...
پيروزى و تدام نهضت اسلامى ما نيز بيش از همه گروهها مديون فداكارى وايثار طبقه محروم جامعه بوده و هست يعنى كسانى كه در رژيم ستمشاهى به استضعاف كشانيده شده بودند و همه عرصه هاى پيشرفت و ترقى و رسيدن به حقوق شرعى وانسانى بر آنان بسته شده بود.اين طبقه هميشه مورد عنايت خاص حضرت امام بودند و هميشه آن بزرگوار از حقوق اين گروه دفاع كردند.
پر واضح است كه حمايت و دلسوزى حضرت امام نه برخاسته ازاضطرار و ناچارى و نه از نوع كمكهاى دولتهاى ديگر براى جلوگيرى از خطر طغيان فقرا عليه حكومت كه نشات گرفته از دين و فطرت انسان دوستى آن عزيز بود:
[خدا مى داند كه من مطلعم و رنج مى برم . من مطلعم ازاين دهات و شهرستانهاى دورافتاده ... من مطلعم از گرسنگى مردم واز وضع نابسامان زراعت و فلاحت . خدا مى داند كه من گاهى به فكر مى افتم كه اين زمستان آينده چه خواهد شد؟ خيلى ناراحت مى شوم .اين بيچارها آيا نان دارند يا ندارند؟ چه خواهد گذشت دراين زمستان سياه به اين ملت فقير بدبخت] ٢٤ .
اين دلسوزى براى فقرا در طول عمر پر بركت امام مشاهده مى شود:
قبل ازانقلاب در فرياد عليه نابسامانيها و ظلم به طبقه ضعيف به و به استضعاف كشاندن آنان جلوه كرد و پس ازانقلاب با برنامه هاى جدى درصدد رفع محروميتها بودند و گامهاى بسيار مثبتى هم دراين راه برداشتند.
اساسا درانديشه حضرت امام توده مردم و طبقات زجر كشيده جايگاه بلندى داشتند.ايشان جنگهاى پيامبران بويژه پيامبراسلام را جنگ بين فقر و غنى جنگ بين زورمند و ضعيف و ... مى دانستند ٢٥ .
درانديشه امام صاحبان اصلى انقلاب كه در تمام جبهه ها حضور فعال و ايثارگرانه دارند محرومان و طبقات پايين جامعه اند ٢٦ .
دراين راستا توصيه و تاكيدايشان هميشه اين بود كه : مسؤولان به گونه اى برنامه ريزى كنند كه طبقات محروم بتوانند رشد كنند و به مراكز فرهنگى و ساير مديريتها راه يابند. براى تحقق اين امر مهم از علما برنامه ريزان و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى مى خواهند كه طرحهايى ارائه بدهند كه محرومان ازاين وضع نجات پيدا كنند. ٢٧
موانع خودكفايى
حضرت امام قدس سره استعمار رااز موانع اساسى استقلال و خودكفايى به شما آوردند:
[ از جمله نقشه ها كه مع الاسف تاثير بزرگى در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادى به جا مانده بيگانه نمودن كشورهاى استعمار زده از خويش و غربزده و شرق زده نمودن آنان است ... غم انگيزتراين كه : آنان ملتهاى ستم ديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگهداشته و كشورهاى مصرفى بار آوردند و به قدرى ما رااز پيشرفتهاى خود و قدرتهاى شيطانيشان ترسانده اند كه جرات دست زدن به هيچ ابتكارى نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاى خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم] ٢٨ .
دراينجا به نمونه اى از تاثيراين فرهنگ غلط اشاره مى كنيم .
[آقاى شيخ موفق ... روزى بر سر منبر مى فرمودند كه : مردم قدر زندگيتان را
بدانيد و شكراين همه نعمت و راحتى كه خدا به شما ارزانى كرده و شما را به بركت دين وايمانتان در ميان همه ملتها عزيز داشته ... به جا آوريد كه اروپايى ها به مكافات كفر و نكبت شركشان گرفتار شده اند كه خداوند مجبورشان كرده كه دراعماق هولنك چاههاى نفت و معدنهاى زغال و مس و آهن و سرب و غيره كار كنند و با مرگ سياه و آوار و گرد و خاك قرين باشند و يا در كارخانه ها در روغن و دود و بدبختى كار كنند و رنج ببرند و ماشين بسازند و در كاغذ بپيچند و به اينجا بفرستند و ما به بركت اين دين وائمه دست كنيم و قيمتش را بپردازيم و بدون هيچ دردسرى پشتش لم بدهيم واز دست رنج آنها به راحتى استفاده كنيم] ٢٩ .
واين طرز تفكر غلط هم اكنون در ميان سران برخى ممالك اسلامى و عربى كه صاحب منابع عظيم نفت و مواد خام مى باشند بوضوح ديده مى شود. بنابراين براى رسيدن به خودكفايى مبارزه بااستعمار و القائات شوم آنان و مكاتب الحادى در راس برنامه ها مى باشد.
موجبات خودكفايى
عوامل و موجبات رسيدن به خودكفايى در كلمات امام بسيار بوده كه در اين مجال فرصت بررسى همه آنها نيست و فقط به برخى از آنهااشاره مى كنيم .
خودباورى
انسان موجودى است كه خداوند استعدادها و مايه هايى كه براى يك زندگانى شرافتمندانه به كار مى آيد دراو به وديعت نهاده است . در برخوردارى ازاين تواناييها بين انسان شرقى و غربى سياه و سفيد فرقى نيست بلكه آنچه هست در كشف و
بهره بردارى است كه هر ملتى وقتى به تواناييها دست خواهد يازيد و بر طبيعت سيطره خواهد يافت كه به نيكى تواناييهاى خويش را كشف كند وايمان بياورد كه تواناست . حضرت امام قدس در راستاى رسيدن به بى نيازى اقتصادى گام نخست و سنگ زرين را خود باورى و كشف استعدادهاى خدادادى دانسته و خواستار بهره بردارى درست از آنها شده است :
شما اگر چنانچه باورتان باشد كه نمى توانيد صنعت بكنيد و نمى توانيد صنايع بزرگ و كوچك را و چيزهايى كه احتياج به غرب بوده است خودتان آنها را درست كنيد تااين باور هست نمى توانيد كه انجام بدهيد.اول بايد باورتان بيايد كه ما هم انسانيم ما هم قدرت تفكر داريم ما هم قدرت صنعت داريم .اين قدرت در همه افراد بشر به قوه هست .اگراين باورى براى شما پيدا شد... و يك ملت وقتى كه يك مطلب را باور كرد كه مى تواندانجام بدهد انجام خواهد داد.
اساس باور اين دو مطلب است : باور ضعف و سستى و ناتوانى و باور قدرت و قوه و توانايى اگر ملت اين باور را داشته باشيد كه مى توانيم در مقابل قدرتهاى بزرگ بايستيم اين باور اسباب اين مى شود كه توانايى پيدا كند و در مقابل قدرتهاى بزرگ ايستادگى كند.اين پيروزى كه شما به دست آوريد براى اين كه باورتان آمده بود كه مى توانيد ٣٠.
حصراقتصادى
ازامورى كه مى تواند ملتى را به خود آورد واو را به نيازمنديهاى خود متوجه سازد محاصره اقتصادى است . حصراقتصادى انسان را به بهره گيرى از توان واستعدادهاى خود تشويق مى كند و چه بسيار ملتهاى كه در سايه اتكاى به خود در هنگامه جنگ و محاصره اقتصادى به اقتصاد شكوفايى دست يافته اند. كشور عزيز ما نيز ازاين موهبت الهى بى بهره نماند و توانست در سالهاى جنگ و محاصره
اقتصادى به موفقيت هاى چشمگيرى دست يابد بدين جهت امام امت حصراقتصادى را عامل پيشرفت و پيدا كردن شخصيت گم كرده واز دست داده مى دانستند:
[شما ديديد كه دراين جنگ تحميلى كه پيش آمد و محاصره اقتصادى ما شديم خودارتشيها اين قطعات را درست كردند.اگر قبل ازاين بود يكى از آن قطعات را نمى توانستند درست كنند.از بابااين كه شخصيت خود را گم كرده بودند مى گفتند: بايد متخصص بيايد. من اعتقادم است كه :اگر ما در محاصره اقتصادى يك ده سال پانزده سال واقع شويم شخصيت خودمان را پيدا مى كنيم] ٣١ .
قناعت و دورى از رفاه
كنترل مصرف و يا قناعت مى تواند در بهبود زندگى فرد و جامعه نقشى حساس داشته باشد. در روايات اسلامى از قناعت به عنوان وسيله عزت و بى نيازى و گنج فنا ناشدنى ٣٢ ياد شده است و در نقطه مقابل اسراف و تبذير و مصرف گرايى وسيله شكست و ذلت معرفى شده است . واين مطلبى است كه عقلانى كه محتاج به استدلال و برهان نمى باشد. با نگاهى به تاريخ ملتها مى بينيم كه : ملتى توانسته است به خودكفايى اقتصادى و پيروزى در برنامه هاى خويش نائل آيد كه بر خود سخن گرفته واحتياجات زايد بر زندگى و رفاه بيشتر رااز خود دور كند و لذت زودگذر را فداى عزت و سوكت ملى خويش بنمايد. به عنوان نمونه از ژاپن نام مى بريم كه امام امت بارهااز نحوه زندگى سازنده آنان ياد كرده اند ٣٣.
[ اصطلاح[ موتاى ناى] يك روح قناعت و صرف جويى به ژاپنيها داده است و آنان را بر آنن داشته است كه حداكثراستفاده راازامكانات موجود خود بنمايد.
...از موارد خاص صرفه جويى ژاپنيها در مصرف كاغذاست . در ژاپن هيچ وقت كتابها و روزنامه هاى خوانده شده به همراه زباله دور ريخته نمى شود...اين در حالى است كه ژاپن دومين كشور دنيا از نظر توليد كاغذاست و بيشتر كاغذهاى توليديش از طريق توليد مجدد به دست مى آيد... در ژاپن زباله هاى فلزى پس از جمع آورى استفاده مجدد به عمل مى آيد... نكته ديگر كه در زندگى آنان حايزاهميت است صرفه جويى در مصرف انرژى است . آنان سعى مى كنند به جاى گرم كردن محوطه خانه فقط اعضاى بدن افراد داخل خانه را گرم بنمايند تاانرژى حرارتى كمترى مصرف شودازاين روى از سيستم هاى بزرگ و پرخرج تهويه مركزى در خانه هاى مسكونى كمتر ديده مى شود و در همين زمينه مى توان از كيسه هاى شنى كوچك انفرادى كه در جهت گرم نگهداشتن اعضاى بدن در زمستان مورداستفاده قرار مى گيرد نام برد... ژاپنيها راى صرفه جويى در مصرف انرژى هيچ وقت پس از خوابيدن بخارى و يا وسيله گرم كننده داخل خانه خود را ورشن نگه نمى دارند بلكه در شبهاى سرد براى گرم شدن از لحاف و روانداز بيشتراستفاده مى كنند ٣٤ .
در سايه اينگونه اقدامات در سايه اينگونه اقدامات و سخت گيريهاى اقتصادى بود كه ژاپن توانست به مرز خودكفايى برسد و ديگران را محتاج كمكهاى صنعتى واقتصادى خويش بگرداند.
براساس گفته صاحب نظران عاملى كه ژاپنيها را به تلاش واداشته است روح ملى آنان است . كشور ما كه اهداف بلندترى را دنبال مى كند مى بايست رفاه بيشتر و مصرف افزون را فداى كرامت انسانى و عزمت اسلامى خويش كند نه اين كه در عين احتياج و وابستگى شاهد شاخص بالاى اسراف و تبذير و مصرف گرايى و تجمل باشيم و مواد غذايى مااز رقم هاى بالاى حجم زباله تشكيل بدهد.
امام امت نسبت به اين مساله حساسيت بسيار داشتند و مكرراارزش قناعت و ضررهاى اسراف و رفاه زدگى را گوشزد كرده اند:
[مردم در سر دو راهى عزت و ذلت قرار داشته و بايد تصميم بگيرند يا رفاه مصرف گرايى و يا تحمل و سختى واستقلال] ٣٥ .
حضرت بااشاره به نزديكى سال نو ونوروز مى فرمايد:
چون نزديك سال نواست مى خواهم به همه ملت اين نصيحت را بكنم : ...ما در حالى كه جنگ زده هستيم ...اين قدر آواره داريم اين همه بيمار داريم اين همه معلول در بيمارستانها داريم ... بايد يك قدرى راجع به مراسم عيد كوتاه بيايد شما همه اين قشرهايى كه براى اسلام الان دارند زحمت مى كشند... عائله خودتان حساب كنيد. مقدارى كه مى خواهيد تشريفات زايد را عمل كنيد نكنيد و برويداز اينها دلجويى كنيد...اگر بخواهيد يك ملت قوى و آزاد باشيد از تشريفات يك قدرى بكاهيد٣٦ .
در وصيت نامه مردم را به خطرهاى رفاه زدگى واقف كرده و خواستار ممنوعيت ورود كالاهاى لوكس و تجملاتى شده اند.
از ورود كالاهاى مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيرى نماييد. و مردم به آنچه دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند. واز جوانان : دختران پسران مى خواهم كه استقلال و آزادى وارزشهاى انسانى را ولو با تحمل زحمت و رنج فداى تجملات و عشرتها و بى بند و باريها و حضور در مراكز فحشا... كه از طرف غرب و عمال بى وطن به شما عرضه مى شود نكنند كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهى شما واغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن ذخاير شما... و مصرفى نمودن ملت و كشور شما به چيز ديگرى فكر نمى كنند ٣٧ .
سيره و روش زندگى حضرت امام نيز نمونه اعلاى زهد و قناعت و جلوگيرى ازاسراف و تبذير بوده است كه بايد براى همه مردم خصوصا مسوولان و دست اندركاران نظام اسلامى و...الگو باشد. ٣٨
تكيه بر عوامل توليد
بدون ترديد در ميان همه كارهاى مفيد و سودآور عوامل مولد و برطرف كننده نيازهاى اساسى انسان يعنى كشاورزى دامدارى و صنعت ازاهميت ويژه اى
برخوردار است زيرا در حقيقت كشاورزى موجبات حيات بشرى را را فراهم ساخته و براساس آن جوامع استوار مى گردد. صنعت نيز در دنياى كنونى ازاهميت فراوانى برخورداراست به طورى كه زندگى بشر امروز به گونه اى گسترده با آن پيوند خورده و زندگى به صورت مجموعه به هم پيوسته صنعتى در آمده است . بدينسان كشاورزان و كارگران از آن جهت كه زندگى را براى انسانها ممكن و سهل ساخته اند حقوق بسيارى بر عهده انسانها دارند.
افزون براين دست يابى به كشاورزى و صنعت و صحيح پايه هاى استقلال كشور را تشكيل داده و مى تواند سرنوشت سياسى واجتماعى ملتها را دگرگون سازد. چه بسياراز ملتهاى كه امروز در عين گسترش و عظمت براثر كمبود مواد غدايى محتاج دولتهاى استعمارگر گرديده واصلى ترين شريان حيات و زندگى خود را به دست مستكبران سپرده اند. گره خوردگى اين مساله با سياست هاى مريض ضداخلاقى ابرقدرتها براهميت خودكفائى در كشاورزى و صنعت مى افزايد.
دراسلام به اين دو قشر (كشاورز و كارگر)اهميت بسيار داده شده است وانسانهايى كه در راه تهيه معاش خود وانسانهاى ديگر در تلاش اند همانند مجاهدان در راه خدا به حساب آمده اند. ( الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل الله ) و زارعين گنجهاى خداوند و بهره رسان به همه خلاق خداوند و موجودات ديگر معرفى گرديده اند. درارزش كار و كارگر همين بس كه : پيامبراسلام دست كارگر را مى بوسد و بدين وسيله ارزش كار و كارگر را به نمايش مى گذارد.
كشور عزيز ما كه برخورداراز سرزمينهاى بسيار وسيع كشاورزى مى باشد در رژيم ستمشاهى براثر نفوذاستعمارگران و سياستهاى غلط حاكمان كشاورزى از صحنه خارج گرديده بود و سرزمينهاى وسيعى از بهترين زمينهاى حاصل خيز با تبديل به ساختمان ويلا تا جايى كه كشور ما با توان بهره دهى نان چندين كشور خود محتاج بيگانگان گرديد.
امام امت سالهاى پيش از پيروزى خطر نابودى كشاورزى را به ملت تذكر داده و خواستار قطع وابستگى از خارجيان گرديد. بعداز پيروزى نهضت نيز مرتب به
ارزش نيروى مولد كارگر و كشاورز تكيه كرد و خواستار حمايت همه جانبه از كشاورز و كشاورزى و كارگر در راستاى خودكفائى اقتصادى كشور گرديد:
دو قشراز ملت ستون كشور وانقلابند: يك قشر كارگر كه با مجاهدات پى گير خود قبل ازانقلاب و بااعتصابات دامنه دار خود انقلاب را به پيروزى رساند و بعدازانقلاب هم آنها هستند كه با كوشش خود و جهاد خود در راه اسلام اين انقلاب را به پيش مى برند و قشر دوم كشاورزان اند. كشاورزان و كارگران اساس استقلال كشورند ٣٩ .
[كارگران ازارزشمندترين طبقه و سودمندترين گروه در جامعه ها هستند. چرخ عظيم جوامع بشرى با دست تواناى كارگران در حركت و چرخش است . حيات يك ملت مرهون كار و كارگراست] ٤٠ .
[... در هر كشور كارگر و كشاورزاساس آن كشور هستند.اساس اقتصاد كشور بسته به كار و كارگر و كشاورزاست] ٤١ .
استفاده از تجربيات اقوام ديگر
از مسائلى كه امام امت قدس سره در راستاى تشويق امت اسلامى به خودكفائى اقتصادى ياد مى كنند مطالعه اوضاع ملتهاى جهان واستفاده از تجربيات اقوام ديگراست .
مساله مطالعه سرنوشت ديگران از موضوعاتى است كه قرآن كريم آن را به عنوان منبع تفكر مورد تاكيد قرار داده و ما را به سير و سياحت و نظر در آفاق وانفس فرا خوانده است كرارا سرنوشت اقوام مختلف را به تصوير كشيده و در پايان مردم را به درس گرفتن از آنان فراخوانده است . مسلما سنت خداوند حاكم بر همه سرنوشتها و سقوطها و صعودهاست . و در گشت و گذار در ممالك مختلف شناخت و تجربيات ملتها است كه سنت خداوند را مى تواند كشف كرد و مورداستفاده قرار داد [ ان الله لايغير مابقوم حتى يغيروا ما بانفسهم] ٤٢ . بيانگر يك سنت الهى در مورد اراده و
تصميم يك ملت در سرنوشت خويش است . و يا آيه شريفه : اذا اردنا ان نهلك قريه امرنا مترفوها فقسقوا فيها فحق عليها القول قدمرناها تدميرا ٤٣
نقش مستقيم اسراف و رفاه گرايى و لذت طلبى را در سقوط تمدنها و ملتها به تصوير مى كشد. كه مسلمااين قانون اختصاص به ملتى خاص نداشته و همگان مى توانندازاين سنت خداونداستفاده كنند.
امام امت در راستاى خودكفائى در جهت تشويق ملت براى دست يابى به استقلال اقتصادى از ملتهايى نام مى برد كه سرنوشتى مشابه وضعيت ما را داشته و توانسته اند در سايه تكيه بر خوداز نيستى اقتصادى به هستى برسند از جمله : كشورهاى : ژاپن هند و چين كشورهايى هستند كه امام كرارا از آنها نام برده اند.امام امت در وظائف نويسندگان و گويندگان مى فرمايد:
[نويسنده هاى ما بهترين خدمتشان امروزاين است كه :اين ملتى كه ايستاده در مقابل شرق و غرب و نمى خواهد تحت نظام شرق و يا نظام غرب باشد اميد هب آنها بدهند كه مى توانيد تا آخر وابسته به شرق و غرب نباشيد... بفهميداين معنا را كه نژاد ژرمن از نژاد آريا بالاتر نيست و غربيهااز ما بالاتر نيستند زودتر كار راه انداختند. مشغول بشويد و كار راانجام بدهيد] ٤٤ .
[ژاپن همين معنا را مبتلا بود و بعد بيدار شد واراده كرد و شد يك مملكت صنعتى كه الان صنعت او مقابله مى كند با آمريكا.
هندوستان بيدار شد بااينكه از همين نژادهايى بود كه غير غربى بودند] ٤٥ .
و در مورد ديگر امام از كشورى نام مى برد كه در محاصره اقتصادى براى تهيه نان خويش و رسيدن به خودكفائى در پشت بام هايشان گندم مى كاشتند ٤٦ .
نكته مهم اين كه :اين كشورها از نظراقليمى جغرافياى اقتصادى و سياسى سرنوشتى مشابه ما را دارا بوده اند. جنگ همه چيز آنان را نابود كرده بود ولى سرانجام توانستند بر همه مشكلات غلبه كرده و اقتصاد زنده و نوى را در مملكت خود پى افكنند. ما دراينجا در مقام بررسى همه نكات قوت و ضعف اين ملتها نيستيم و فقط برخى از نكاتى كه مى تواند براى مردم ما درس و موجب تلاش بيشتر شود يادآورى مى كنيم كار و تلاش عدم اسراف و تبذير اعتماد به نفس هويت ملى و
روح جمعىو ...
در گزارش مجله نيوزويك نهم مارس ١٩٧٠ درباره ژاپن آمده است :
چگونه ژاپن به معجزه اقتصادى خود موفق شد؟ پاسخ به اين سوال اين است كه بخش عمده اين موفقيت به سبب ظرافتها و پيچيدگيهاى منش ژاپنيان است كه مردمانى پرانضباط و علاقمند به كار و... مى توانند در تعقيب مصالح مشترك خود به وضع خارق العاده بكوشند. يكى از صاحب منصبان ژاپنى در لندن گفت : موسسه همچون پدرى است كه در تمام طول عمر حامى و مراقب فرزندان خوداست و فرزندان هم عاشقانه در راه آن فداكارى مى كنند. براستى ژاپنيان خود رااجتماعى ازافرد منفرد نمى دانند بله خانواده هاى بزرگند٤٧ .
رفتار ژاپنيان بسيار با خوش بينى همراه و بركار خانواده هااستواراست مثلا به آسانى از تعطيلات آخر هفته يا مرخصى در راه مصالح عمومى صرف نظر مى كنند. آنان احساس مى كنند كه با كوشش بسيار در راه پيشبرد كار موسسه در موفقيت كشورشان سهيم اند ٤٨ .
[....از نكات متعددى كه توجه خاص ناظران خارجى را به خود جلب مى كند پنج نكته مهم تراز همه بنظر مى رسد كه عبارتنداز: عادت به پس انداز آميختن شيوه توليد فردى و خصوص قديمى با توليد جديد به مقدار زياد علاقه واصرار به كار و زحمت كه مورد تشويق و تجليل جامعه است و سرانجام اعتقادى محض و كوركورانه به آينده . صاحب نظران متفقا معتقدند كه ژاپنيان بسيار سخت كوشند و ساعتهاى متمادى كار مى كنند و بسيار باانضباط و وظيفه شناس اند... نكته بسيار جالب توجه اين است كه مصرف كنندگان ژاپنى از ١٩٦٠ تا ١٩٦٦ هيچده درصد درآمد خالص خود را پس انداز كرده اند واين درصد بسيار قابل ملاحظه اى است] ٤٩ .
همين روحيه كار و فعاليت و صرفه جويى و قناعت را در مردمان هند هم مشاهده مى كنيم :
مصرف آنان كرباسى هاى دست ساز خودى را بر پارچه هاى زربفت بريتانيا
ترجيح دادند. نهرو از پيدايش روحيه رفاه گرايى و مصرف در جامعه هند احساس وحشت مى كند.
نهرو پس ازاستقلال هند وحشت خويش راازاين كه دست هندى در خريدها بيشتر باز شوداينگونه ابراز كرد كه : من آرزو نمى كنم كه هر فرد هندى داراى يخچال و تلويزيون واتومبيل و غيره و غيره شود. ٥٠
و نيز سائر كشورهايى كه باانبوه مشكلات روبرو بودند ولى سرانجام توانستند در سايه كار و فعاليت روى پاى خود بايستند و خود رااز ديگران بى نياز سازند مى تواند درس خوبى براى ما باشد در همين زمينه به گزارشى از چين دقت كنيد:
[ با وجود شدت نقصان محصول صنعتى پيشرفت كلى تكنولوژيكى در سراسر زندگى چين منعكس است . گرچه خيلى مانده است تا چين بتواند حجم مصنوعات خود را به آن پايه كه تكافوى احتياجات كشور را بدهد برساند معهذا تقريبا چيزى نيست كه چين لازم داشته باشد و خود نتواند آن را بسازد.از لكوموتيوها ديزل الكتريك براى راه آهن گرفته تا جنگنده هاى جت براى نيروى هوايى تانكهاى سنگين براى ارتش كشتى با حجم ١٦٠٠٠ تن و كامپيوترهاى الكتريكى پيشرفته ...
همه اين تلاشهاى غول آسا به وسيله مغز پى و عضله بزرگترين جمعيت زمين تقويت مى شود. موفقيت و يا شكست كشور به آمادگى مردم چين در پشتيبانى دراز مدت ازاين نقشه عظيم بستگى دارد.
...رشد صنعت تغيير سطح زندگى مدرنيزه كردن هر چيز و همه چيز شاهكارهاى تلاش انسانى ثمره عظيم كارانسانى آنچنان است كه وصف آن در حيطه قدرت ما نيست] ٥١ .
تااينجا برگى از دفتر زندگى چند ملت را ذكر كرديم و عوامل موفقيت آنان را دريافتيم .اينك مناسب است شمه اى از عوامل شكست پيشينيان خود را نيز ذكر كنيم :
به گزارش همه مورخان عامل شكست سلطان حسين صفوى را در برابر سلطان محمودافغان رفاه لذت طلبى و عياشى سلطان حسين ذكر كرده اند:
شاردن درباره تجمل و عاقبت اين تجمل مى گويد:
تجملى كه بر سپاه ايران حكومت مى كند آن را تباه خواهد ساخت
درباره همين سپاه نقل كرده اند.
سه روز و سه شب افاغنه به جمع اسباب واثاثيه سپاهيان گريخته مشغول بودند و معادل يكصدهزار تومان عايد محمود شد و محمود در حيرت بود كه اين اسباب را چرا به همراه آورده اند. بالش نرم و دواج گرم و سامان بزم را به ميدان رزم چه مناسبت ٥٣ .
وضعيت سپاه قزلباش را در برابر سپاه افغان چنين نوشته اند:
تمام سپاه با لباسهاى فاخر واسبان فربه و زين لگام زرين در برابراردوى افغان سراپرده ها و چادرهاى پوش رنگين بر پا كردند. ٥٣
در برابراين سپاه مرفه و تجمل سپاه افغان رااينگونه وصف كرده اند:
[ اكثر با گندم برشته غذاى خود را تكافو مى كردند... كرباسهاى رنگين به تن داشتند و در گل و باران كفشهاى خود را در مى آوردند كه ضايع نشود] ٥٤ .
در پايان اين بخش چند نكته را تذكر مى دهيم :
بيشتر گزارشها مربوط به تجربيات كشورهاى ديگر مربوط به سالهاى آغازين پيروزى و تلاش آنها مى باشد. شايدامروز رفاه و لذت طلبى و... در برخى از آن كشورها راه يافته باشد.
از كشورهاى ديگر سخن گفتن و نوشتن به معناى بى توجهى از كار عظيم و باارزش كارگران كشاورزان مديران و... حزب الله كشور خودمان نيست كه عظمت كار آنان به وصف نيايد.
بلكه هدف ما از نقل اخبار ديگران به منظوراستفاده از تجربيات ديگران است .
نقل پيشرفت ديگران به معناى الگو قراردادن آنان در همه زمينه هاى زندگى نيست كه فرهنگ ما ويژگيهاى خاص خود را دارد كه بايد پاس داشته شود.
آنچه ذكر شد شمه اى بوداز بيانات حضرت امام درباره رسيدن به قله خودكفايى و به هيچ وجه قصد بررسى كامل ابعادانديشه حضرت امام را نداشته ايم
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقىها
١. روزنامه كيهان ٦٨/١٢/١٣.
٢. سوره هود آيه ١١٣.
٣. بحارالانوار ج ٤٦.٢٨٧ طبع بيروت .
٤. بحارالانوار ج ١١.١٣٠.
٥. وسائل الشيعه ج ٢.٥٢٩.
٦. صحيفه نور ج ١٤.٢٨٥.
٧. همان مدرك ج ١٥.١٢٥.
٨. همان مدرك ج ١٦.٣٧.
٩. همان مدرك ج ١٤.١٥٢.
١٠. مجله پاسداراسلام شماره ٦٩.
١١. همان مدرك شماره ٨٦.
١٢. پيام امام به حوزويان مورخه : ٦٧/١٢/٣.
١٣. صحيفه نور ج ١٧.٢٠٢.
١٤. همان مدرك ج ١٢٠.١٢٤.
١٥. همان مدرك ج ١٠.١٧٠.
١٦. مجله پاسداراسلام شماره ٨٦.
١٧. صحيفه نور ج ١٧.٢١٦.
١٨. مجله پاسداراسلام شماه ٨٩.
١٩. پيام حضرت امام به حوزويان .
٢٠. همان مدرك .
٢١. سوره حديد آيه ٢٥.
٢٢. نهج البلاغه فيض خطبه ١٦.
٢٣. همان مدرك خطبه ١٥.
٢٤. مكرر: همان مدرك نامه ٥٣.
٢٤. در جستجوى راه از كلام امام دفتراول .٢٥.
٢٥. همان مدرك .١٤.
٢٦ همان مدرك .٤٤ ٤٥ ٦٤.
٢٧. مجله پاسداراسلام شماره ٦٩. در جستجوى راه از كلام امام دفتراول .٨١.
٢٨.از وصيت نامه حضرت امام .
٢٩بازگشت به خويشتن دكتر شريعتى .١٣٥.
٣٠. صحيفه نور ج ١٤.١٩٤.
٣١. همان مدرك ج ١٤.٧٧.
٣٢. ميزان الحكمه ج ٨.٢٨٠.
٣٣. صحيفه نور ج ١٤.١٧.
٣٤. مجله صف شماره ٣٢.
٣٥. صحيفه نور ج ١٧.٩٨.
٣٦. همان مدرك ج ١٦.٧٥٨٠.
٣٧. از وصيت نامه امام .
٣٨. مجله پاسداراسلام شماره ٩٢ ٩٦.
٣٩. صحيفه نور ج ١٤.٢١١.
٤٠. همان مدرك ١٢.٢١١.
٤١. همان مدرك ٧.٢٠٩.
٤٢. سوره رعد آيه /١١
٤٣. سوره اسراء آيه .١٦.
٤٤. صحيفه نور ج /٠٥/١٤
٤٥. همان مدرك ج ١٤.٧٩.
٤٦. همان مدرك ج ١٤.٧٨.
٤٧. ژاپن .٦٦ نوشته هرمان كان ترجمه سروش حبيبى .
٤٨. همان مدرك .٧٩.
٤٩. همان مدرك .٣٠٢.
٥٠. سياست واقتصاد در عصر صفوى .٤٨٤.
٥١. ديوار دو طرف دارد نوشته فليكس كرين ترجمه اختر شريعت زاده ١٢٩ ١٣٠ ١٣١.
٥٢ ٥٣ ٥٤. سياست واقتاد در عصر صفوى .٤٧٣ ٤٧٧.