نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٩

سيرى در تاليفات اخلاقى عرفانى حضرت امام


جهاداكبر با مبارزه با نفس
اين كتاب در سال ١٣٩٢ ه.ق . در ٩٠ صفحه در نجف چاپ و منتشر شده است .

كتاب داراى مقدمه اى است كه نويسنده آن (نامش ذكر نشده است ) به معرفى چهره انقلابى و سياسى امام پرداخته است و پس از آن مساله جهاد و مبارزه با ظلم و ستم و مبارزه با نفس را مورد بحث قرار داده است .

اصل اين كتاب مجموعه آموزشهاى اخلاقى امام خمينى[ ره] در حوزه علميه نجف است . آنچه دراين مجموعه بيش از همه جلب نظر مى كند سيماى مردى الهى و عارفى روشن ضمير و معلم فرزانه اى است كه خود در ميدان مبارزه با نفس (جهاداكبر) و در صحنه پيكار با ستمگران (جهاد اصغر)از پيشتازان بوده و با موفقيت ازاين دو ميدان بيرون آمده است .

اين كتاب ضمن بر شمردن مسووليتهاى سنگين علماء و طلاب و دعوت به تهذيب و خودسازى و ضرورت همپايى علم واخلاق و آموزش و پرورش و نيز خطر جدايى تعليم و تزكيه به رسالت حوزويان در مقابل توطئه هاى شمنان دين واستعمارگران نيزاشاراتى دارد.

بر روى هم كتاب بر آن است كه[ آدم] بسازد زيرااستعمارگران و ايادى آنان هميشه ازانسان و آدم تربيت يافته مى ترسيده اند.

اينك نگاهى گذرا به سر خط مباحث آن مى كنيم تا گفته فوق روشن گردد.

١. حوزه هاى علميه و ضرورت آموختن معارف و علوم معنوى در كنار ساير علوم . در همين راستاست اهميت درسهاى اخلاق و معلمان اخلاق و ضرورت آن .

٢. مسووليتهاى خطير روحانيت وانتظار مردم از آنان به عنوان الگوهاى ارزشى مكتب .

٣. خطر دين سازان حرفه اى در كسوت روحانيت و نقش عالم صالح و فاسد در صلاح فساد جامعه .

٤. جديت در تحصيل به عنوان مقدمه و ضرورت همپايى آموزش و پرورش و تقدم تهذيب و تزكيه بر تعليم و تعلم واصلاح خويش پيش از پذيرفتن مسووليت و پيدا كردن موقعيت دراجتماع .

٥. شكستن سنت غلط و تبيلغات سوئى كه[ منبر] رفتن و موعظه نمودن شخصيتهاى علمى حوزه را مغاير با مقام آنان جلوه داده و آن را ننگ و عار مى دانست . غافل ازاينكه على[ ع] و ساير

ائمه[ ع] منبر مى رفته و مردم راارشاد و هدايت مى كرده اند.

٦. خطر دنياگرايى واقبال به ماديات از سوى حوزويان و روش ساده زيستى و بى آلايشى آنان .

٧. هشدار به حوزه ها درباره اختلافات و خصومتها و ريشه يابى آن كه از حب نفس و خودخواهى ها بر مى خيزد.

٨. توجه به دعا و نيايش و نقش سازندگى آن بويژه[ مناجات شعبانيه] و تاكيدامام[ ره] براين كه با توجه به دنيا و مظاهر آن[ كمال انقطاع] حاصل نمى گردد.

١٠. نصحيت به جوانان واين كه آنان به ملكوت نزديكترند و بالاخره بانگ بيدارباش به همگان در برابر هجوم دشمنان اسلام بر ارزشهاى دينى .

اربعين حديث ٢ جلد
اين كتاب در ٢ جلد ٦٤١ صفحه به همت انتشارات[ طه] در سال ١٣٦٦ چاپ و نشر شده است .

كتاب داراى دو فهرست :اصلى و موضوعى است .

همانگونه كه از نام اين كتاب پيداست چهل حديث از احاديث اخلاقى و غير آن عنوان شده كه از منابع درجه اول با ذكر سلسله سند نقل گرديده است .

مولف بزرگوار بعداز ترجمه حديث به شرح بعضى از واژه هاى مشكل آن پرداخته و آنگاه به تعريف عنوان بحث مى پردازد و گاهى نيز به قول بزرگان اشاره كرده و نظر آنان را تاييد و يا رد مى نمايد و سرانجام وارد بحث و تفسير موضوع مى شود واستادانه و موشكافانه به نكته هاى موضوع مورد بحث مى پردازد و آن را با قلمى روان و پرمغز ارائه مى دهد.

دراين كتاب خواننده با نويسنده اى روبروست كه از معارف اسلامى كاملا آگاه است و مدارج عالى را فلسفه عرفان فقه و تفسير و... طى كرده و در نقطه اوج آن قرار دارد و در سير و سلوك و تربيت نفس تجربه ها دارد و پس از سير آفاقى وانفسى قلم برگرفته تا براساس اسلام ناب محمدى[ ص] خوانندگان را به فلاح رهنمون شود.

اين كتاب از قلم مردى تراويده كه انديشه بلند و ذهنى باريك و نكته سنج دارد. بر روى هم اربعين كتابى است كه در هدايت واخلاق و تربيت سرشاراز نكته هاى سودمنداست . تنوع موضوعات اخلاقى در زمينه هاى گوناگون جلوه خاصى به اين كتاب بخشيده است . نويسنده بزرگوار بر آن است كه در خواننده شورى و تحولى پديد آورد واو را دگرگون سازد. هشدارهاى دلسوزانه وى كه با جمله : هان اى عزيز ... آغاز مى گردد بسيار نكته آموز و دلنشين است .

امام[ ره] ضمن بررسى تحليلى امراض روحى و علل و موجبات آن به درمان و علاج دردهاى روحى نيز مى پردازند و خواننده را با شيوه علمى و عملى براى ريشه كن كردن رذيلتهاى اخلاقى و روحى آگاه مى سازد.

در مجموع مولف بزرگواراين اثر مايه ور مى خواهد آدمى رااز صفات رذيله اى مانند ريا عجب كبر حسد حب دنيا غضب عصبيت و نخوت نفاق آرزوهاى طولانى غيبت هواى نفس و... برهاند واو را با خصلتهاى شايسته اى مانند:

توكل صبر توبه اخلاص شكر رضا يقين و... آشنا سازد.

البته در شرح بعضى ازاحاديث و در لابلاى برخى از مباحث مسائل عقلى و فلسفى نيز به چشم مى خورد.

از مقدمه كوتاهى كه امام[ ره] بر آن نگاشته اند پيداست كه اين اثر در راستاى سنت حسنه سلف صالح يعنى گردآورى[ چهل حديث] به عنوان حفظ آثار پيامبر[ص] واهل البيت[ ع] و به اميد شمول عنايت خداوندى طبق حديث :[ من حفظ اربعين حديثا]... بوده است .

ازاظهارات برخى از شاگردان ايشان چنين بر مى آيد كه بعضى از مباحث اين كتاب همان درسهاى اخلاقى است كه حضرت امام[ ره] در مدرسه فيضيه و ملاصادق داشته اند. واين خود نكته آموزنده و جالبى است كه امام[ ره] به آموزشهاى اخلاقى همچون : ديگر درسهااهميت مى داده اند و آن را در متن كارهاى علمى خود مى دانسته ازاين روى قبل از درس به تفكر و تتبع در آيات و روايات مى پرداخته اند تا درس گرانبار و سودمندى ارائه دهند و حاصل آن درسهااين مجموعه پرارزش است .

حجه الاسلام والمسلمين فهرى چهار حديث نخستين اين كتاب را در ٢٤٦ صحفه شرح و تفسير كرده اند و پاورقيهاى سودمندى بدان افزوده اند واين شرح به وسيله انتشارات[ اطلاعات] منتشر شده و در دسترس همگان قرار گرفته است .

و نيز دو حديث[ ريا] و[ عجب] از كتاب اربعين در جزوه اى تحت عنوان : [ريا و عجب] توسط آقاى فهرى با توضيح و تفصيل بيشترى به چاپ رسيده است .

در پايان يادآورى مى كنيم كه : كتاب[ اربعين] داراى اشتباهات چاپى فراوانى است .اميد مى روداز سوى مسوولين محترم چاپ و نشر آثار حضرت امام[ ره] با چاپى دلپذير و چشم نواز و برخورداراز فهرست اعلام و موضوعات و ساير فهرستهاى فنى به امت عاشق امام عرضه گردد.

تفسير سوره حمد
اين كتاب در ١٣١ صفحه با تنظيم : جناب آقاى على اصغر ربانى خلخالى و مقدمه آقاى حسينى لاجوردى چاپ و منتشر شده است .

تفسير سوره حمد مجموعه بيانات حضرت امام خمينى است كه از طريق صدا و سيما زير عنوان (قرآن در صحنه ) پخش شده است . اين مجموعه از نواراستخراج و تاكنون به چاپهاى گوناگون منتشر شده است .

عالمان و حافظان فرهنگ اسلامى از دير باز قرآن را به عنوان سنگ زيرين بناى تفكر خود مى دانسته واز سرچشمه زلال آن سيراب مى گشته اند. در تاريخ حوزه هاى علميه همپاى رشد و شكوفايى ساير علوم حوزوى علم تفسير نيز از رونق و جلوه خاصى برخوردار بوده است و همواره كتاب خدا مورد توجه پژوهشگران اسلامى قرار مى گرفته است .البته بايد توجه داشت كه سبك و روش مفسرين در ورود به مباحث تفسيرى و قرآنى متفاوت بوده و هر كسى از زاويه ديد خود به اين درياى بيكران نگريسته است . برخى با آوردن احاديث و روايات در ذيل آيات بسنده كرده و گروهى آن را با مباحث عقلى و فلسفى آميخته اند و بعضى نيز با ذوق عرفانى قرآن را تفسير كرده اند اما متاسفانه عده اى نيز با نداشتن ابزار لازم و مقدمات ضرورى براى فهم معارف قرآن در ورطه[ تفسير به راى] افتادند و آيات قرآن را طبق پيشداوريهاى خود معنى كرده و به انحراف كشيده شدند .
امام[ ره] در آغازاين تفسير به اهميت تفسير و روشهاى تفسيرى اشاره مى كنند و ضمن هشدار به كسانى كه لياقت تفسير قرآن را ندارند و به سراغ قرآن مى روند برداشتهاى خود را به عنوان[ احتمال] نه تفسير جزمى ارائه مى دهند و آياتى چندازاول سوره[ حمد] را تفسير و تحليل مى كنند. با كمال تاسف بنا بر عللى (كه براهلش پوشيده نيست ) پس از پنج جلسه اين درياى مواج فرو نشست و براى هميشه همگان رااز منبع پرفيض تفسيرشان محروم ساخت .

آنچه دراين مجموعه جلب نظر مى كند ديدگاه بلند عرفانى حضرت امام[ ره] است او همه عالم را جلوه حق مى ديد و همه را در محضر خدا ازاين روى جانمايه كلامش دراين چند جلسه تفسيرى آن است كه : خودشناسى اساس خداشناسى است . تااحساس نكنى كه[ نيستى] [ هستى] مطلق را نتوانى شناخت . تا حجابهاى ظلمانى[ انيت] و[ انانيت] را پاره نكنى و به تزكيه و تهذيب خود نپردازى به جمال و جلال حق واسماء و صفات او نظر نتوان كرد:

عروس حجله قرآن نقاب آنگه براندازدكه دارالملك ايمان را منزه بينداز غوغا
او دراين مجموعه منشا همه گرفتاريها واختلافات رااز[ حب نفس] مى داند و حب دنيا را نيز مظهرى از مظاهر آن و براى رسيدن سالك به هدف دعا وادعيه را وسيله وابزارى لازم و ضرورى مى داند و هب آنانى كه قرآن و حديث را مى خواهن ازادعيه جدا كنند نهيب مى زند. در آخرين جلسه به عنوان پدرى بزرگوار و مرشدى راه پيموده و سالكى استاد ديده همگان را به كسب و درك معارف دينى فرا مى خواند و براين باور است كه : همه طوايف اهل نظر[ يك چيز مى گويند] لكن اصطلاحات گوناگون است و علت خيلى از مخالفتها عدم درك و فهم اصطلاحات هر فنى است از اين روى از مخالفين مى خواهد كه اگر دسترسى به سرچشمه معارف ندارند لااقل به انكار آن نپردازند چون اسلام همه اش احكام فرعيه نيست و قرآن سفره گسترده الهى است كه انسانهاى مستعد و آنانى كه اشتها دارند به اندازه طرفيت وسعه وجودى خوداز آن بهره مى گيرند.

مقاله لقاءالله
اين مقاله در هفت صفحه در پايان كتاب[ رساله لقاءالله] مرحوم آيه الله ميرزا جواد ملكى تبريزى با تعليق و توضيح احمد فهرى به وسيله انتشارات نهضت زنان مسلمان در تاريخ ١٣٦٠/٠٢/٠٥ به چاپ رسيده است .

از آنجا كه امام خمينى يكى از شركت كنندگان و مشتاقان درس اخلاق مرحوم ملكى تبريزى بوده و در درس اخلاق خصوصى ايشان شركت مى جسته است آقاى سيداحمد فهرى مناسب ديده كه اين مقاله را در پايان كتاب استاداخلاق و فقيه وارسته زمان آيه الله ملكى تبريزى بگنجاند تا به تعبيرايشان[ ختامه مسك] گردد.

دراين مقاله كه بااصل كتاب نيز تناسب موضوعى دارد امام [لقاءالله] رسيده است به معناى مشاهده جلال و جمال حق برگرداند و از توجيهات[ بارده] كسانى كه لقاءالله را حمل بر حور و قصور مى كنند اظهار تاسف نموده و آن را ناهنجار و ناپند مى خواند. و بر اين باوراست كه :[ پس از تقواى تام و تمام واعراض كلى قلب از جميع عولم نشاتين و قدم بر فرق[ انيت] و[ انانيت] گذاشتن و توجه تام و اقبال كلى به حق واسماء و صفات او... يك صفاى قلبى از براى سالك پيدا مى شود كه مورد

تجليات اسماءاسمائيه و صفاتيه مى گردد... و در اين حال بين روح مقدس سالك و حق حجابى جزاسماء و صفات نيست]...

و در پايان ضمن استناد به ادعيه و روايات دراين باره به همگان توصيه مى كند كه : طى در اين باره به همگان توصيه مى كند كه : طى اين طريق بدون مرشد و شيخ و راهنما و بدون رياضيات علمى و عملى نكند كه نتيجه نخواهند گرفت و شايد كه به انحراف نيز كشيده شوند.

شرح دعاى سحر
ترجمه احمد فهرى ٢٨٩ صفحه انتشارات نهضت زنان مسلمان تاريخ نشر ١٣٥٩.

اين كتاب در سال ١٣٤٧ ه.ق . تاليف شده است و ظاهرا نخستين اثرى است كه در بيست و هفتمين بهار زندگى ايشان به رشته تحرير در آمده است .

( دعاى سحر ) نورى است از مشكاه پر فروغ پنجمين اختر تابناك آسمان ولايت وامامت حضرت امام محمد باقر (ع) كه بصورت دعا و در قالب الفاظ بر بستگان زلال معرفت و سالكان طريقت افاضه شده است .اين دعا كه داراى مضامينى بلند و مطالبى عرفانى و معرفتى است توسط فرزند راستين اهل بيت ( ع ) كه بحث وارث آل بتول و حامل علم رسول و مصداق روشن ( رهبان بالليل واسد بالنهار ) است تفسير و توضيح داده شده است . مولف بزرگوار درانگيزه نگارش اين اثر چنين نوشته است :

[....يكى از بزرگترين نعمتها بر بندگان و رحمت گسترده بر بلاد دعاهايى است كه از گنجينه هاى وحى و شريعت و حاملان دانش و حكمت نقل شده است زيرا همين دعاهااست كه رابطه معنوى ميان خالق و مخلوق و رشته پيوند عاشق و معشوق است و وسيله اى است براى درآمدن به اندرون قلعه محكم ... روشن است كه اين غرض نهايى و مقصداعلى نيست مگر آن كه به هراندازه كه ممكن است به معناى دعاهاى توجه يافته و به مقدار توانايى به سر حقيقت آنها پى برده شود. من ديدم ..اين دعااز دعاهايى است كه قدرش جليل تر و منزلتش رفيع تراست زيرا شامل اين صفات حسناى الهى وامثال علياى ربوبى است و تجلى اقدم در آن است پس خواستم آن رااز بعضى جهات به مقدارى كه آمادگى خويش با توان و آگاهى ناچيزى كه دارم شرح كنم]... .

امام دراين اثر شريف و گرانقدر به مباحثى از قبيل : آداب دعاء طريق معرفت شرح اسماء و صفات الهى اخلاص تحقيق در معانى عرفانى حروف اسم اعظم واقسام و مراتب آن سر سر سجود ملائكه بر آدم حققت امر بين الامرين و... پرداخته اند و در ضمن تفسيراين دعاى عاليه المضامين نظرات وافكار بزرگانى را مانند: سيدداماد ملاصدرا محدث كاشانى ميرزا جواد ملكى تبريزى و ... متعرض شده و تحقيقات ناب و عالمان خويش را نيز در معرض انظار واذهان قرار داده اند كه اين خود نشانه نبوغ واستعداد سرشاراين بزرگمردالهى است كه دراوايل عمر و در آغاز جوانى به بررسى افكار بلند مردان بزرگ دست يازديده و توانايى آن را داشته كه آرا وافكار آنان را تحليل و تفسير نموده و به نقد و بررسى آن بپردازد

معراج السالكين و صلاه العارفين
اين كتاب در ماه رمضان ١٣٥٨ ه.ق : (مطابق آبان ١٣١٨ه.ش ) در سن بين سى و چهل از قلم عارفانه و محققانه امام خمينى تراويده است . براى اولين بار در جلداول يادنامه شهيد

مطهرى ، در سال ١٣٦٠ ه.ش . بااجازه واهداء خود ايشان در ٧١ صفحه از سوى انتشارات آموزش انقلاب اسلامى به طبع رسيده است . و سپس تحت عنوان : [ اسرار نماز يا معراج السالكين و صلاه العارفين] در ١٢٠ صفحه بدون ذكر خصوصيات چاپ شده است و براى سومين بار تحت عنوان :[ سرالصلاه يا صلاه العارفين و معراج السالكين] در ١٨٤ صفحه با ترجمه آيات و روايات و تصحيح و مقدمه آقاى سيداحمد فهرى از سوى انتشارات پيام آزادى منتشر شده است . بالاخره براى چهارمين مرتبه همراه با ترجمه آيات و روايات و شرح مطالب در ٣٠٧ صفحه از سوى آقاى سيداحمد فهرى تنظيم و توسطانتشارات نهضت زمان مسلمان چاپ و در دسترس عموم قرار گرفته است .

اين اثر گرانبها مطالب بلند و سنگين عرفانى را در قالب الفاظى رسا و شيوا بيان كرده تا جاهلان به گمراهى نروند و مستعدان از فيض آن محروم نگردند. ظاهرا اين كتاب پيش از كتاب[ آداب الصلاه] تاليف شده است زيرا در مقدمه كتاب[ آداب الصلاه] امام چنين نگاشته اند:

[ ايامى چند پيش ازاين رساله اى را فراهم آوردم كه به قدر ميسور از اسرار صلاه در آن گنجانيدم]...

مولف بزرگوار انگيزه خود رااز نگارش اين كتاب چنين بيان كرده اند.

[و بعداين سرگشته وادى حيرت و جهالت و بسته تعلقات وانانيت و سرگرم باده خودى و خودپرستى و بى خبراز مقامات معنويه ملك هستى ارادت خالص كردم كه برخى از مقامات روحيه اولياء عظام را دراين سلوك روحانى و معراج ايمانى - عرفانى به رشته تحرير در آورم و من خود گر چه از همه مدارج و معارج به لفظ و تركيبات آن - قناعت كردم و به حليه هيچ يك از مقامات خلقيه و روحيه اهل قلوب زينت نيافتم ولى به مقتضاى آن كه[ احب الصالحين و لست منهم] از ذكر محبوب اين اوراق را مزين مى كنم شايداين تذكر بى مغز و صورت بى معنى مشفوع به اظهار عجز و نياز شده گوشه چشمى ازارباب نظر واولياى كمل عليهم السلام براين گرفتار آمال وامانى باز شود و جبر نقصان در بقيه عمر گردد].

با نگاهى به سرفصلهاى اين اثر پرمايه به اين عناوين بر مى خوريم :

اسراراذان واقامه فرق بين سالك و واصل حضور قلب و مراتب و مقدمات آن طهارت و سر آن معناى عرفانى وضوء فلسفه ستر عورت ازاله نجاست از ثوبت و بدن وقت و مكان مصلى سراستقبال به كعبه پاره اى ازاسرار قيام نيت تكبير قرائت استعاده تفسير سوره حمد و توحيد و گوشه اى ازاسرار ركوع و سجود تشهد و سلام و در آخراشاره اى به تكبيرهاى پايانى نماز.

به اين اميد كه : در چاپ و سر آثار حضرت امام[ ره] اينگونه تكرارها و دوباره كاريها ديده نشود و با دقت و تامل بيشتر تنظيم و عرضه گردد.

آداب الصلاه
اين كتاب در تاريخ ١٣٦١ هجرى قمرى به دست توانا و قلم شيواى حضرت امام به اتمام رسيده است و به تصريح خودايشان اين اثر را پيش از كتاب[ اسرارالصلاه يا صلاه العارفين و معراج السالكين] نوشته اند. اين مجموعه معنوى و عرفانى به اهتمام و تلاش آقاى سيداحمد فهرى ترجمه و پاورقيهايى بدان افزوده گرديده است و توسط موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى در تاريخ ١٣٦٦ ه.ش . به بازار عرضه و در دسترس

عموم قرار گرفته است .

امام دراين كتاب برآنند كه : مطالب بلند و سير سلوكى و مسائل پيچده عرفانى را متناسب با فهم و درك عموم و درخوراستعداد و ظرفيت آنان بيان كنندازاين روى درانگيزه نگارش اين اثر چنين نگاشته اند:

[ ايامى چند پيش ازاين رساله اى فراهم آوردم كه به قدر ميسور از اسرارالصلاه در آن گنجانيدم و چون آن را با حال عامه تناسبى نيست در نظر گرفتم كه شطرى از آداب قلبيه اين معراج روحانى را در سلك تحرير در آورم شايد برادران ايمانى رااز آن تذكرى و قلب قسى خود را تاثرى حاصل آيد].

با سيرى در كتاب اين عناوين به چشم مى خورد:

حضور قلب و آثار آن حشوع و حقيقت آن اخلاص و مراتب و درجاتش طمانينه و حقيقت نيت راههاى تقرب به خداوند اسرارى از طهارت و ركوع و سجود و به مناسبت مطالب اندرزها و مواعظ حسنه و نيز اشاره اى به تفسير سوره مباركه حمد و توحيد.

لازم به يادآورى ات كه بخشهاى زيادى ازاين كتاب را آقاى سيداحمد فهرى همراه با مباحثى چند برگرفته ازاسرارالصلاه شهيد ثانى اسرارالصلاه قاضى سعيد قمى واسرارالصلاه عارف عامل مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى و ... را در مجموعه اى به نام[ پرواز در ملكوت] در دو جلد گردآورى نموده و توسط انتشارات نهضت زنان مسلمانان چاپ و منتشر گرديده است

مصباح الهدايه الى الخلافه والولايه
ترجمه احمد فهرى ٢٢ صفحه انتشارات پيام آزادى تهران قطع رقعى .

اين اثر بسيار ژرف و گرانمايه در ٢٥ شوال المكرم ١٣٤٩ ه.ق . به قلم رسا و تواناى حضرت امام خمينى نگارش يافته است . روح مواجى عرفانى وانديشه غ پرتوان حكمى و سيماى ملكوتى آن حضرت دراين تاليف انعكاس يافته است . دراين كتاب ارزشمند گوشه اى ازاسرار عرفانى و حقايق معارف دينى بيان گشته و در پرتو آيات كلام الله مجيد و روايات شريف مطالب شگرف معنوى به زيورالفاظ در آمده است .

مجموعه كتاب به دو بخش زير عنوان :[ مشكوه] ترتيب يافته است . مشكوه اول شامل ٥٤ فصل و مشكوه دوم با سر فصلهايى مانند :[نور] [مطلع] و[ ميض] مطرح شده است .

در بخش نخست از عيب مطلق كثرت و وحدت خليفه الله و حقيقت اسماء و صفات و خلافت محمديه[ ص] و ولايت علويه[ ع] بحث شده است .

در بخش دوم برخى ازاسرار خلافت و ولايت نبوت سرامانت الهى (كه بر موجودات عرضه شده ) شرح چند حديث صادراول حقيقت عقليه اركان اربعه توحيد واسفاراربعه مطرح شده است .

مباحث كتاب به صورت عرفانى و فلسفى و بگونه اى گزيده و سنگين عرضه شده و شايسته است كه براى راه يابى به عمق كلام امام و ژرفاى حقايق عرفانى قبلا كتابهاى ديگر آن عزيز مانند :[آداب الصلاه] [ سرالصلاه يا معراج السالكين] و[ شرح دعاى سحر] مطالعه شود تا مشام جان با

عطر آن معانى طراوت يابد و آنگاه به مطالعه اين كتاب پرداخته شود زيرا هر يك از علوم بويژه علوم معنوى زبان ويژه به خود را دارند و بااصطلاح مخصوص به خود سخن مى گويند صاضافه بر تفسير بعضى از آيات قرآن و شرح روايات به اقوال برخ از عارفان بزرگ مانند: قاضى سعيد قمى مرحوم شاه آبادى مرحوم قمشه اى محى الدين عربى و...اشاره و نقد و بررسى شده است . ازاين روى اگر كسى در فهم اينگونه مطالب كندى و دشوارى احساس كرد به گفته خودامام : بايد بر توانايى ذهنى خود بدگمان شود نه آن كه به ايراد واتهام بپردازد.اين اثر گرانقدر براى افراد زمينه دار و آشنا با معارف معنوى نوشته شده است .اگر كسى به عمق مفاهيم آن پى ببرد بنابر توصيه اكيدامام در پايان همين كتاب اينگونه معارف بلند را نبايد هر جا براى هر كس بازگو نمايد.

يادآورى اين نكته لازم است كه : ترجمه اى رساتر و گوياتر و تحقيق و تعليقاتى پردامنه تر همراه با چاپى خالى ازاغلاط براى اين اثرارزشمند لازم است

تعليقات على شرح فصوص الحكم
اين اثر در سال ١٤٠٦ ه.ق . با مقدمه اى از محمدحسن رحيميان به وسيله موسسه پاسداراسلام چاپ و منتشر شده است .

براى پى بردن به عظمت واهميت اين نوشته حضرت امام ذكر مقدمه اى ضرورى است :

عرفان اسلامى در طول تاريخ تكامل و پيشرفتهايى داشته است كه در قرن هفتم به دست محى الدين عربى با حركتى سريع به نهايت كمال خود رسيده است . محى الدين عرفان را وارد مرحله جديدى كرد و او پايه گذار عرفان نظرى و علمى به شمار مى آيداين عارف بزرگ بيش از دويست تاليف دارد كه مهمترين كتاب او [ فصوص الحكم] است .اين كتاب متن درسى عرفان واز دقيقترين و عميقترين متون اين علم است . براين كتاب شروح متعددى نوشته شده كه معروفترين و بهترين آن شرح [قيصرى] است . به گفته شهيد مطهرى :

[ در هر عصرى شايد دو سه نفر بيشتر پيدا نشده باشند كه قادر به فهم اين متن عميق باشند].

امام خمينى كه به جرات مى توان او رااز نواد روزگار واز حسنات دهر دانست واز مشتاقان و قهرمانان اين وادى است كه درايام جوانى گمشده خويش را در خدمت استادى فرزانه همچون : مرحوم شاه آبادى يافت و مدت شش سال از محضر آن عارف كامل سود جست و خوشه ها بر چيد. در همان ايام بود كه[ شرح فصوص] و مقدارى از[ مصباح الانس] رااز محضر استاد فرا گرفت و بر آن دو تعليقاتى نگاشت كه حاصل آن مجموعه اى است به نام : [تعليقات على شرح فصوص الحكم و مصابح الانس] .

حضرت امام اين اثر را در سال ١٣٥٥ ه.ق . در ٣٥ سالگى تاليف كرده اند و به گفته آگاهان از علوم معنوى و عرفانى :[ تاكنون كس جرات نكرده است كه دراين سنين از عمر براينگونه كتابها تعليقه بزند و دست به قلم گردد].

اما او كه از نبوغ واستعداد ذاتى برخوردار و مويد به فضل و عنايت خداوندى بود توانست با قلمى شيوا و روان بلندترين معانى و مفاهيم عرفانى را در عباراتى زيبا و رسا و به گونه اى دلپذير و گرانبار بيان كند.

امام دراين اثر گرانقدر وارزشمند ضمن توضيح و تفسيرافكار و انديشه هاى محى الدين عربى هيچ گاه مطالب رااز آن جهت كه از بزرگان نقل شده است نمى پذيرد و با فكر وانديشه مستقل و بالنده خود به پاسخگويى عالمانه و موشكافانه مى پردازد و در صفحه ١٩٦ - ١٩٧ به نقد و بررسى

سخن محى الدين مى پردازد. و نيز در عين احترام به نظرات استاد و مراد خود مرحوم شاه آبادى گاه به نظرات ايشان اشكال گرفته و تحليل عميق و جانانه اى ارائه مى دهد (ص ٨٦٩٢) بالاخره او در عرفان ( همانند ساير علومش ) مقلد نيست بلكه مجتهدى است صاحب نظر و مستقل كه اين ويژگى در تمام آثار باقى مانده ازايشان كاملا پيدا و روشن است . سرگذشت اين كتاب كه در مقدمه آن بيان شده جالب و شنيدنى است :

ساواك شاه ضمن هجوم وحشيانه به منزل امام خيلى از كتب و تاليفات واز جمله : همين تعليقات را به يغما مى برد. بعداز پيروزى انقلاب اسلامى در سال ١٣٦٢ ه.ش . در شهر همدان يكى از طلاب مى بيند كه شخصى در داخل مدرسه علميه كتب خطى را براى فروش عرضه كرده است .اين طلبه دو كتاب را به مبلغ ٥٠ تومان خريدارى مى كند. بعداز مطالعه متوجه مى شود كه : در آخراين تعليقه ها نوشته شده است : [ السيد روح الله الخمينى] .اين طلبه با خوشحالى فراوان كتاب را به آيه الله حسين نورى كه در آن زمان امام جمعه همدان بودند تحويل مى دهد وايشان هم كتاب را به حضرت امام تقديم مى دارند.

درباره تعليقات امام به مصباح الانس مرحوم آيه الله فكور يكى از علماى اهل معرفت مى گويد :[آقاى خمينى مطالبى را كه به عنوان حاشيه و تعليقه بر كتاب مصباح الانس كه از متون اصيل كتب عرفانى است مرقوم فرموده اند درك بسيارى از آنها بر محققين فعلى مشكل و يا نامفهوم است واساسا ايشان ازابتداى امر يك سنخ فكر عرفانى خاص به خود داشت].

والسلام عليه يوم ولد و يوم مات و يوم يبعث حيا: