نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨ - كتابنامه امام
سيرى در تأليفات
فقهى و اصولى حضرت امام
از بركات و ثمرات عمر پر بار حضرت امام قدس سرّه آثار مكتوب بسيارى است كه اينك مورد استفاده عموم جامعه بويژه دانش پژوهان قرار گرفته است .
حضرت امام در عين برخوردارى از بيان و تقرير روشن و جالب در تدريس و خطابه در نوشته و كتاب نيز داراى قلمى روان و شيوا بودند.
امام در رشته هاى بسيارى از جمله : فقه تفسير كلام و عرفان تبحّر داشتند. سياست و روش كشور دارى برخاسته از آن دانش قوى بود كه در بسيارى از علوم اسلامى بهره مند بودند. قبل از پرداختن به يك يك تأليفات حضرت امام و تبيين هر يك برخى از ويژگيهاى كلى آثار مكتوب آن عزيز را بر مى شماريم به اميد آن كه دستور العملى باشد براى مشتاقان .
بر اساس نياز انسان
با مطالعه آثار حضرت امام به اين نكته پى مى بريم كه آن حضرت بر اساس ذوق و تفريح چيزى نمى نوشته اند بلكه آثار مكتوب ايشان برخاسته از نياز جامعه و مردم بوده است . بدين جهت اكثر تأليفات عرفانى و علمى حضرت امام به اصرار طلاب و مشتاقان صورت گرفته است كه نمونه اى از آن را در نامه اخير حضرت امام به فاطمه طباطبايى ديديم . ؟
اخلاص و تقوى
در سطر سطر نوشته هاى امام خلوص و تقوى جريان دارد. شهرت طلبى و فضل نمايى كه در بسيارى از نوشته ها و مقالات به عيان مى شود ديد در نوشته هاى امام راحل جايى ندارد كه بر اين مدعا دلايل بسيار داريم از جمله : چاپ برخى از آثار امام است بى نام و نشان .
اما راضى نمى شدند كه در آثار شان نام مؤلف بيايد و مى گفتند: لزومى ندارد. در چاپهاى اوليه (كشف الاسرار ) امام راضى نمى شدند كه نامى از ايشان برده شود و در اين باره مى گفتند: من اين كتاب را براى رضاى خدا نوشته ام نه براى نام آورى خودم . و؟
و يا منع شديد ايشان از اين كه : القاب و عناوين كذايى روى رساله نوشته شود.
سادگى و روانى
امام مطالب مشكلو معضلات علمى را ساده و روان نوشته اند و كمتر از كلمات مغلق و اصطلاحات پيچيده استفاده كرده اند.
اگر در موردى عبارت و يا نوشته هايى موهم اين معناست از روى ناچارى بوده است مانند: اصطلاحات خاص علم مورد نظر كه بدون آن مقصود حاصل نمى شده است و يا قصد بر اخفا و ذخيره كردن آن علم براى دستيابى اهلش بوده است و در واقع جنبه رمز داشته است .اين مطلب را در برخى از كتب عرفانى امام مثل :
حاشيه بر مصباح الانس مى توان مشاهده كرد.
حضرتش دربارهء اين گونه تصنيفات فرموده اند:
اينها را براى كسانى نوشته ام كه در راه هستند.
مختصر و پر بار
تأليفات امام در عين پر بارى و اتقان مختصر است و از عبارت پردازى و تكرار جملات و واژه ها به دور است . معانى بلند و عميق را در عباراتى كوتاه بيان كرده اند مگر در مواردى كه مطلب از پيچيدگى بر خوردار بوده و نياز به توضيح بيشتر داشته است .
تنقيح و تفكيك
از خصوصيات ديگر مكتوبات حضرت امام تفكيك مطالب و به دور بودن از خلط و درهم آميختن مباحث و علوم است .٨ مسلم است كه براى شخصيتى جامع و فقهيى مسلط بر اصول و فلسفه تفكيك مباحث هم مرز امرى است مشكل وبسيارى از مؤلفين داراى اين ويژگيهاى فوق ولى امام اين مطلب را رعايت فرموده و هر مبحث را در جاى خود بدون اختلاط با مبحث ديگر نوشته و يا تقرير كرده اند.
نظم
نظم و همآهنگى حاكم بر زندگى حضرت امام در نوشته هاى ايشان نيز حاكم است . مطالعه
مكتوبات و كتب مفصل ايشان از آغاز تا پايان اين مطلب را به ثبوت مى رساند كه نويسنده هدفى واحد را تعقيب مى كرده است . معمولاً كتاب را به فصول مختلف تقسيم مى كنند و با نتيجه گيرى در پايان هر فصل وارد بحث جديد مى شوند.
صراحت و قاطعيت :
امام همانطور كه در سخن از صراحت قاطعيت برخودار بودند در نوشته نيز از مسامحه به دور بودند و مخاطبين خود را صريحاً مورد خطاب قرار مى دهند:
افسوس كه ما از معارف الهيه و از مقامات معنويهء اهل الله و مدارج عاليه اصحاب قلوب محروميم .
يك طايفه از ما و آنها شايد اكثريت را تشكيل دهند به كلى مقامات را منكر و اهل آن را به خطا و باطل مى دانند و كسى كه ذكرى از آنها كند يا دعوتى او را شطح محسوب دارند.
...نمى دانم اين گروه با فقرات مناجات شعبانيه چه مى كنند...
يك طايفه ديگر آنانند كه : مقامات اهل معرفت را منكر نيستند و عناد با اهل الله ندارند ولى اشتغال به دنيا و تحصيل آن و اخلاد به لذات فانيه آنها را از كسب علمى و عملى و ذوقى و حالى بازداشته . اينها مريضانى را مانند كه تصديق مرض خويش را دارند ولى شكم آنها را نمى گذارد كه به پرهيز و خوردن دواى تلخ اقدام كنند...
يك طايفه ديگر آنانند كه : به كسب علمى پيدا كردند ولى از حقايق معارف و مقامات اهل الله به اصطلاحات و الفاظ و به زرق و برق عبارات اكتفا نموده اند...
در اينان يك دسته پيدا شود كه خود را مى شناسد ولى براى ترأس بر يك دستهء بيچاره اين اصطلاحات بى مغز را مايه كسب معيشت قرار داده اند...
اينها شياطينى هستند: انسى كه خطرشان از ابليس لعين كمتر نيست ...
علامت اين طايفه آن است كه : به ارشاد اغنيا و بزرگان بيشتر توجه دارند تا ارشاد فقرا و درويشان بيشتر مريد اينها از صاحبان جاه و مال است و خود آنها نيز به زى اغنيا و صاحبان جاه و مال هستند... ٠
تتبع و تحقيق
در آثار امام تفكر و تعمق جايگاه بلندى دارد و نقل اقوال و مطالب ديگران كه متأسفانه در حوزه هاى علميه و كتب نويسندگان رواج تام دارد جايگاهى ندارد.
امام هر موضوعى را به دقت و وسواس تام تحقيق كرده و خواننده را به سوى تفكر و تعمق و ابتكار هدايت مى كنند.
حال كه به اجمال با خصوصيات كلى نوشته هاى حضرت امام آشنا شديم مى پردازيم به ويژگى برخى از موضوعاتى كه امام
مورد بحث قرار داده اند:
اصول و فقه
علم اصول و فقه اصلى ترين علوم حوزه و سرچشمه استنباط و درك قوانين اسلام مى باشد كه بدون تفحّص و بررسى آن ابعاد گوناگون اسلام ناشناخته خواهد ماند بدين جهت اين دو رشته همواره مورد توجه عالمان دين بوده است . حضرت امام در اصول و فقه از تبحر خاص برخودرار بودند و صاحب ديدگاههاى بلند و عميقى در آن دو مى باشند. سالهاى بسيارى از عمر خود را در تعمق و بررسى زواياى اصول و فقه و تدريس آن سپرى كردند وكتب بسيارى را در زمنيه مسائل اساسى فقهى از خود به يادگار گذاشته اند.
اصول از نظر امام
از خصوصيات اصول حضرت امام اين است كه : نه به دنبال قيل و قال و افزودن مسائل غير ضرورى است و نه در پى اقناع اذهان با مجادله هاى فلسفى و كشف مناقشه در كلمات ديگران بلكه در پى كشف واقع و سيراب كردن عطش روانها و دستيابى به حقاق مى باشد.
از اين روى مسائل اصولى را ريشه اى و از اساس آن را مورد بررسى قرار مى دادند تا به ريشه هاى اصلى اين علم دست يافته و مشتاقان را به سرچشمه هاى اصلى رهنمون باشند. اصول امام بيشتر ناظر به فقه باشد; همان روشى كه شيخ انصارى در كتاب رسائل دنبال مى كنند كه در هر مسأله اصولى به فقه پايان مى پذيرد و طالب كاربرد آن را در فقه مشاهده مى كند. امام طالبان را از افراط و تفريط در اصول بر حذر داشته و تنها علم به مهارت مسائل اصول فقه را دخيل در اجتهاد مى شمارد.
طالبان اين دانش را به ترك مسائل كم ثمر و تدقيقات متداول ذهنى تشويق مى كنند و آنان را به مسائل اهم توجه مى دهند:
انسان عاقلى كه در فكر كه در فكر بهره گرفتن از عمر خويش است ناچار است كه : عمر خويش را در امورى كه محتاج به آنهاست : ( معاش و معاد ) صرف كند.
از جمله : مسائل فقه ; زيرا مسائل فقه در بردارندهء قانون معاد و معاش و راه نزديك شدن به پروردگار ( بعد از علم به معارف ) است از اين روى طالب علم و معارف ناچار است كه به علم اصول به مقدارى كه در استنباط مسائل فقه محتاج به اوست بپردازد و از بحثهاى زايد اجتناب كند .
فقه از نظر امام
آنچه در سرتا سر مباحث فقهى حضرت امام مشهود است بررسى يك يك احكام فردى بدون توجه به ساير مسائل ومبانى كلى نيست ;
بلكه نگرشى است كلى بر همهء ابعاد و جوانب شريعت . در بررسى يك يك مسائل توجه به مسائل : اعتقادى اقتصادى عدالت اجتماعى و ساير اصول داشته است . هر جا مسأله اى كوچكترين بر خوردى با اصول و مبانى داشته است آن را صريحاً رد كرده اند.
اين نگرش امام به فقه منشأ بركات و دستاوردهاى بسيارى شده است كه به چند نكته آن اشاره مى كنيم :
١- احياى احكام متروك
دور بودن فقه از صحنهء عمل موجب شده بود كه بسيارى از احكام فقهى اسلام متروك گردند و از صحنه عمل خارج گردند تا جايى كه فقهاى عظام طرح آن را بى فايده مى دانستند.
ولى امام قدم به ميدان گذاشتند و با طرح و كتابت مسائلى همچون : امر به معروف نهى از منكر تقيه دفاع از اسلام ولايت فقيه و... فقه را به صحنه زندگى آوردند.
٢- طرح مسائل مستحدثه
از خصوصيات كتب فقهى امام طرح مسائل مستحدثه و مورد نياز جامعه است . ايشان طرح اين گونه مباحث را از بزرگترين فلسفه وجودى اجتهاد و مجتهد معرفى كرده اند و با طرح مسائل نو و مورد نياز جامعه همچون : ديه در زمان حاضر پيوند اعضاء خون گرفتن مسائل حكومتى احكام مورد ابتلا در فضا مسائل سر قفلى و انتقال حقوق بانك و... باب جديدى دراين راه گشودند.
٣- نقش زمان و مكان در فقه
دخالت دادن عنصر زمان و مكان در استنباط را مى توان از ابتكارات فقهى امام برشمرد. امام زمان و مكان و شرايط مختلف را در اجتهاد وفتوى دخالت داده و شناخت زمان و مكان و آگاهى از جامعه و مكاتب و مذاهب مختلف را از شرايط اجتهاد و مجتهد مى دانندو بر اين نظرند كه : مجتهد بدون دخالت عنصر زمان و مكان و ديگر عناصر دخيل حق فتوى ندارد.
٤- دخالت عرف
از ويژگيهاى فقهى امام توجه به عرف و كارشناسى در فتوى و فقه است . ايشان براى مجتهدين و متخصصين در فقه در موقع فتوا در عامور اقتصادى اجتماعى و... مراجعه به متخصص وكارشناس را ضرورى مى دانند و عمل بر طبق آن را حكم الله مفروض داشته اند. ٨
و در واقع امام اين مسأله را كه : فهم موضوعات كار فقيه نيست و فقيه را با خارج چه كار؟ نا صحيح دانسته و در موارد بسيارى از احكام رجوع به كارشناس را لازم دانسته اند.
٥- تكيه بر روايات
در طرح مباحث و تحقيقات امام توجه بسيار
به روايات داشته و آن را به عنوان اصلى مهم مورد توجه قرار داده اند و نگريستن به روايات نه به عنوان تأييدى بر مستنبطات عقلى و نه هم به عنوان تبرك بلكه به عنوان اصلى مهم در استنباطات مورد توجه قرار مى گيرد .
٦- آزادگى در عين احترام به آراى قدما.
امام در عين توجه به آراى قدما و فقهاى گذشته در بررسى مباحث فقه از آزادگى و حريت مخصوص به خود برخوردار است و اين روش را دركتب ايشان مشاهده مى كنيم . به گفته محققان امام فقه را از صورت نقلى خارج كرد و به آن رنگ تتبع و تحقيق داد. تا قبل از ورود امام به نجف مباحث فقهى در آنجا اساس نقل اقوال ديگران و بدون بررسى انجام مى گرفت . امام اين روش را تغيير داد و با نقد و بررسى دقيق اقوال گذشتگان به فقه تحوّل داد.
الرسائل ٢ جلد
امام خمينى مع تذييلات لمجتبى الطهرانى انتشارات اسماعيليان ٢١٢صفحه .
اين كتاب شامل چند رساله است بدين شرح : ( لا ضرر ) ( استصحاب ) تعادل و تراجيح اجتهاد و تقليد و تقيه .
امام امت مفصلاً به بررسى عناوين فوق الذكر پرداخته و آن را تنقيح كرده اند:
رساله لاضرر
ايشان پس از نقل اقوال فقها در اين مسأله بررسى مفردات حديث به تبيين مختار خود در مسأله مى پردازند. حضرت بعد از نقد اقوال ديگران مسألهء لا ضرر را جزء احكام ( ثانوى و حكومتى ) قرار داده اند.
بعد از مقدماتى د رذكر شؤونات مختلف پيامبر و امامان از جمله : شأن سلطنت و حكومت و وجود احكام سلطانيه براى آنان مى فرمايد:
تأمل در صدور ذيل شأن صدور حديث براى انسان قطع آور است كه : لا ضرر و لا ضرار حكمى است كه صادر شده است به نحو: امر و حاكميت از ناحيه سلطان به جهت دفع ظلم از رعيت خويش . انصارى چون مورد ظلم واقع شده بود و با ورود بدون اجازه سمرة بن جندب بر اهلش متضرر مى گشت از اين روى شكايت به پيش پيامبر به عنوان سلطان برد تا از وى دفع ظلم كند. پيامبر سمرة بن جندب را خواست و به وى گفت : مراعات اهل خانه بكن .
سمرة بن جندب سر بر يافت .
آنگاه پيامبر دستور به كندن درخت و دفع فساد داد. نبايد در حوزهء سلطنت و حكومت من مظلومى مورد ستم واقع شود. پس مقام مقام بيان حكم الله و اين كه در احكام واقعى ضررى نيست و خداوند هست تعدى ظالمى است بر مظلومى و تخلف و سركشى از فرمان سلطان خويش كه در هنگام تخلف سلطان با كندن درخت از رعيت دفع ظلم و ستم نمود.
رساله استصحاى
اين رساله در بردارندهء مباحث مفيدى است از جمله : تعريف استصحاب شك در مقتضى و رافع
اخبار استصحاب استصحاب احكام وضعى استصحاب كلى استصحاب عدم تزكيه استصحاب در زمانيات استصحاب حكم فعلى اصل مثبت مراد از عرف تعارض استصحابين تعارض اصول و امارات تعارض استصحاب با قاعدهء يد و تجاوز و فراغ اصالة الصحة.
رسالهء تعادل و تراجيح
در اين رساله بحث از: علل اختلاف بين عامه و خاصه در احاديث و تأخير بيان مخصص دوران بين نسخ و تخصيص بررسى اخبار ترجيح و ديگر مسائل مى باشد.
رسالهء اجتهاد و تقليد
اين رساله در بردارندهء شؤونات فقيه شرايط اجتهاد مناصب قضيه و اجتهاد و تقليد مى باشد.
امام در شرايط اجتهاد مسائلى را ذكر مى كنند كه ذكر خلاصه آن براى طلاب و رهروان اين راه فوايد بسيارى را در بر دارد: اجتهاد حاصل نمى آيد مگر با تحصيل مقدمات بسيارى كه عبارتند از:
١ آگاهى به فنون عربيّت و ادبيات عرب به مقدارى كه در فهم كتاب و سنّت بدان احتياج هست و خصوصيات كلام عرب در محاورات آنان ...
٢ انس به محاورات عرفى و فهم موضوعات عرفى و خارجى از آنچه دركتاب و سنت بر طبق محاورات عرفيه مشى شده است . بپرهيزيد از مخلوط كردنبين دقتهاى فلسفى و معانى عرفى كه چه بسيار از طلاب و روندگان راه اجتهاد بر اثر خلط بين دقتهاى فلسفى ومعانى عرفى به اشتباه افتاده و اين گرفتارى در اصول امروز به چشم مى خورد.
٣ آگاهى به منطق به مقدار تشخيص قياسها و حدود... امّا تفاصيل قواعد و دقتهايى كه در عرف و محاوره به كار نمى رود مورد احتياج روندگان راه استنباط نخواهد بود.
٤ علم به مهمات اصول فقه به مقدارى كه دخيل در فهم احكام شرعيه هست بدون افراط و تفريط خ .
٥ علم رجال به مقدارى كه در تشخيص روايات احتياج است گر چه با مراجعه به كتبى كه براى اين كار آماده شده است .
٦ معرفت كتاب و سنت و فحص در معانى لغوى آنها و قراين حال نزول و صدور به قدر امكان و رجوع به شأن نزول آيات و كيفيّت استدلال ائمه به آيات و مهم در اين باب انس به اخبار و كيفيّت محاورات ائمه است .
٧ تكرار تفريع فرع به اصل ( به كار بردن اصول در فقه رجوع فرع به اصول ) تا قوهء اجتهاد حاصل شود.
٨ جستجوى كامل از كلمات قوم و روش قدما در فتوى و رجوع به متون خصوصاً كتب شيخ طوسى و صدوق .
٩ جستجو در فتاوى عامه خصوصاً در مورد تعارض اخبار... .
رسالهء تقيه
آخرين رساله اين كتاب رساله تقيه است كه شامل : تعريف تقيه و موارد آن مى باشد. امام تقيه را در يك تقسيم كلى به تقيه از روى خوف و تقيه براى مدارات تقسيم كردند. مورد تقيه خوفى را خوف بر نفس عرض و... قرار داده اند و مورد تقيه مداراتى را تقيه اى شمرده اند كه به خاطر مدارا و همبستگى با اهل سنت مى توان از انجام اعمال مخصوص شيعى چشم پوشيد وبر طبق مذهب آنان عمل كرد گر چه خوف و ترسى در ميان نباشد.
استثنائات تقيه موارد ترخيص در تقيه اجزاء عمل اضطرارى و روايات تقيه مداراتى از بحثهاى پايانى اين رساله است .
امام پس از ذكر رواياتى در مضون تقيه و ترك عمل به خاطر مدارا با عامه مى نويسند:
ظاهرا روايت اوّل ترغيب به عمل بر طبق آرا و اهواى عامه و نمازگزاردن با آنان و شركت با آنان در ساير خيرات مى باشد و اين از عبادات بزرگ شمرده شده است .
كتاب البيع امام در ٥مجلد به همت مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان منتشر شده است .
كتاب البيع جلد ١
اين كتاب در ٤٨٤صفحه در بر دارندهء مباحث ذيل است : تعريف بيع بيع معاطاة صدق بيع وجواز معاملهء حقوق شرط شرايط متعاقدين و...
در بخش معاملهء حقوق امام بحث ارزنده اى را مطرح مى كنند كه : آيا حقوق همانند اموال قابل انتقال است يا خير؟ اين بحث كاربرد اجتماعى زيادى دارد از جمله : در مسائل سر قفلى بيع امتيازات حقوقى و انتقال حق اولويت مورد استفاده قرار مى گيرد. امام به طور گسترده اين بحث را مورد بررسى قرار مى دهند. بحث ديگرى كه ايشان در اينجا مطرح مى كنند و در آن باره به كند و كاو مى پردازد موارد حقوقى است كه با مرگ ساقط نمى شود و قابل وراثت است .
كتاب البيع جلد ٢
اين كتاب در ٥٧٥صفحه در بر دارندهء مباحث ذيل است :
# شروط متعاقدين .
# معاملهء اصفال .
# معاملهء مكره .
امام مفصل در اين باره بحث كرده اند كه : آيا اكراه معامله را باطل مى كند يا خير؟ حدود اكراه موارد ظريف آن كه از انظار
مخفى مى ماند فرق اكراه و اضطرار.
# بيع فضولى .
# معامله ربوى .
امام بحث مفصلى در اطراف فتاوى ( فرار از ربا ) و رواياتى كه موهم طريقه ( فرار از ربا ) و به تعبير روز ( كلاه شرعى ) است
دارند. با وجود تأكيد شريعت بر حرمت ربا و بر شمردن آثار شوم آن لكن وجود برخى از روايات كه موهم فرار شرعى از
رباست موجب شده است كه عده از فقهاى بزرگ فرار از معامله ربوى را جايز را بى پروا مرتكب شوند. اما با بررسى مسأله
آن را مخالف اهداف كلى شريعت و دستورهاى اقتصادى آن دانسته و شأن ائمه را منزه دهندو اين فتوى سبب گرديده كه
سود جويان در قالب شريعت اين محرم بزرگ را بى پروا مرتكب شوند. امام با بررسى مسأله آن را مخالف اهداف كلى
شريعت و دستورهاى اقتصادى آن دانسته و شأن ائمه را منزه از اين مى دانند كه به چنين معامله هايى نظر مثبت داشته باشند.
در اين باره مى فرمايند:
اين روايات دلالت بر مدعى ( جواز فرار از ربا ) نمى كند و تعبدى نيز نيست . و با آن همه تشديدها و انكارهايى كه در قرآن و
سنت نسبت به مسأله هست تا جائى كه دگر گناهان پيش حرمت ربا كوچك است چگونه ممكن است آن را با حيله هاى شرعى حل كرده و آن همه مفاسد اقتصادى و اجتماعى مبتنى بر او را ناديده گرفت .
بعد امام مى فرمايند كه :
اين مشكله اى است كه بايد آن را حل كرد.
سپس امام ربا را به رباى در مكيل و موزون و رباى قرض تقسيم مى كند و د ر حدود شمول روايات
بر رباى قرضى مناقشه كرده مى فرمايند:
اگر روايات صحيحى هم در اين باره باشد بايد آنها را توجيه كرد. تغيير عنوان آن را از عنوان ظلم و فساد و تعطيل تجارت
خارج نمى كند و علاوه بر منافات اين گونه روايات با نص قرآن ساحت مقدس معصومين نيز از ارتكاب به چنين اعمالى به دور است .
ولايت فقيه
در فصل ديگر امام به مناسبت بحث تصرف وارد بحث ولايت پدر و جد بر اموال فرزند مى شوند و سرانجام بحث را به ولايت فقيه ختم مى كنند.
با اين مقدمات كه : اسلام داراى حكومت است و در بر دارندهء همه قوانين سياسى و اجتماعى است .
اسلام جامعه را در اهمال رها نكرده و همواره به ادارهء جامعه اقدام ورزيده است و در زمان غيبت نيز احكام و دستورات اسلام زنده و باقى است . و در بحث شرايط حاكم آگاهى و عدالت را دو شرط اساسى براى والى ذكر مى كنند و مى فرمايند:
همهء مناصب و ماقمات حكومتى و سياسى امام در زمان غيبت براى فقيه هست . و سپس به بررسى روايات و آيات مربوط به ولايت فقيه و شؤونات فقيه مى پردازند.
شؤون مالى و اقتصادى اسلام براى ادارهء جامعه لزوم همكارى متخصصين با فقهاء در تدبير و ادارهء جامعه ر جواز تصرف مؤمنان عادل در شؤون حسبيه ( در صورت عدم دسترسى به فقها ) تصرف مؤمنان عادل در اموال ايتام بى سر پرست و سرانجام بحث فروختن قرآن به كفار از بحثهايى است كه امام دقيقاً و محققانه به آن پرداخته اند.
امام با بررسى ( مستند ) قائلين به عدم جواز فروختن قرآن به كفار مثل : دليل نفى سلطه و امكان نجس شدن قرآن به دست كفار مى فرمايد:
مالكيّت مصحف سبيل و سلطه محسوب نمى شود و مى توان ادعا كرد كه : نشر قرآن و كتب اسلامى در بلاد كفر نشانگر سبيل و تفوق مسلمانان بر كفار است نه عكس و راهى است براى نفوذ در آنان .
چه بسا اين كار موجب هدايت و خروج كفار از خرافات مى گردد. لزوم منع قرآن از رسيدن به دست كفار بر خلاف روش شارع است . احتمال مسّ قرآن مزاحمت نمى كند با مصلحت بالاتر كه هدايت كفار باشد.
كتاب البيع جلد ٣
اين كتاب در ٤٣٨صفحه در بردارندهء مباحث ذيل است :
شرايط عوضين انفال عدم جواز خريد و فروش موقوفات وقوف ائمه بيع زهن و ربا ( در اينجا بحث از مكيل و موزون است كه در باب ربا طريقت دارد يا موضوعيت ).
شك در مكيل و موزون اختلاف بايع و مشترى در تغيير مال مورد معامله بطلان معامله عذرى و ضررى وجوب تعلم احكام و عدمش و احتكار.
امام دربارهء احتكار مى نويسد:
احتكار يعنى نگهداشتن و مخفى كردن مواد غذايى و طعام كه اين عمل به قصد گران شدن حرام است فى الجمله در صورت نبودن طعام به حد كفايت .ايشان بر اين مطلب به فتاوى و روايات ائمه استدلال مى كنند و رواياتى را كه حكايت از فروخته شدن اموال يك محتكر به امر پيامبر مى كند به عنوان شاهد ذكر مى كنند. و مى فرمايند: امر پيامبر به فروختن اموال محتكر اگر مولوى باشد دلالت بر حرمت احتكار مى كند و اگر امر حكومتى نيز باشد. قابل پيروزى و اتباع است و
امير المؤمنين (ع) به مالك دستور داد كه : از احتكار جلوگيرى كن كه پيامبر آن را منع فرموده و هر كس از فرمان تو سر پيچى كرد او را مجازات كن .
مراد از تعبير يكره و كراهت ، كه در روايات وارد شده حرمت است . در صورت اجحاف محتكر د ر قيمت كالاى خويش قيمت گزارى كالا بر عهده حاكم است .
البيع جلد ٤
اين كتاب در ٤٧٨صفحه در بردارندهء مباحث زير است :
اخيارات و مواردى كه يك يا هر دو طرف معامله اختيار دارند كه معامله را به هم بزنند.
مثل : خيار مجلس خيار حيوان خيار شرط خيار غبن خيار رؤيه .
كتاب البيع جلد ٥
اين كتاب در ٤٢صفحه در بر دارندهء مباحث زير است :
ادامه بحث خيارات : د ر خيار عيب مسقطات خيار شروط عقد مثل : قدرت الترام عقلانى بودن شرط عدم مخالفت با
كتاب و سنت عدم منافات با عقد مجهول نبودن مستلزم محال نبودن عقد صحيح و فاسد نقد و نسيه و وجوب قبض .
امام در غربت و دور از ملت و وطن در آخر اين كتاب دعايى را مى نگارند كه نقل مى كنيم :
فراغت حاصل آمد از نوشتن اين اوراق در ٩٦١١٥هـ. ق . در جوار مرقد مولا امير المؤمنين كه سلام خدا بر او و بر فرزندانش باد.
همانا مبتلا شديم به بلاهايى كه اسلام و مسلمين را فرا گرفته است . از خداوند تمنا و اميدوارم كه : در رفع آنها بر ما منت گذارد و بر ما منت گذارد و بر ما نظر لطف و رحمت كند. گر چه ما سزاوار اين بلاها و رنجها هستيم چرا كه در انجام وظيفه اى كه بر عهدها ما بوده كوتاهى كرديم . خدايا با ما با لطف رفتار كن نه با عدالت .
ولايت فقيه يا حكومت اسلامى
اين كتاب در ١٨٤صفحه به همن انتشارات آزادى قم به چاپ رسيده است .
اين كتاب سلسله درسها و تقريرات حضرت امام در نجف اشرف است كه در دورهء طاغوت چاپ گرديد. اين كتاب در سالهاى خفقان و استبداد به عنوان چراغ راه انقلابيون و دستور العمل آنان دست بدست مى گشت .
در اين نوشتار حضرت امام بر ضرورت طرح استدلالى ولايت و حكومت فقيه از ديدگاه اسلام تأكيد كرده اند و اوضاع مسلمانان را عموماً و حوزه هاى عليه را خصوصاً از علل كم رنگ شدن اين مسأله مى دانند وخواستار بررسى مجدد آن به عنوان يك ضرورت هستند.
عنوان كرده اند كه :
استعمار گران ويهود براى رسيدن به مطامع استعمارى خود سعى كرده اند كه اسلام را از سر راه خود برداشته و توسط عمال خود به تحريف اسلام دست يازند و توانستند با القاى تفكر: جامع نبودن اسلام و دورى اسلام از سياست و تدبير امور آن را از صحنه زندگى و عمل كنار بگذارند .
حضرت امام در بخش هاى نخست كتاب بر لزوم ايجاد حكومت و به دست آوردن قوه مجريه تأكيد كرده اند. با بررسى پيشينهء حكومت در اسلام به بررسى پيشينهء حكومت در اسلام به بررسى حكومت پيامبر و حكومت امير المؤمنين
پرداخته اند. دربارهء حكومت در اسلام به بحثهاى همچون جامعيت اسلام احكام مالى و اقتصادى احكام دفاع ملى قضا و احقاق حقوق لزوم طرح فقه در جامعه اسلامى حكومت از نظر اخبار امتياز حكومت اسلامى از حكومتهاى ديگر شرائط زمامدار اسلامى طرح حكومت در دورهء غيبت ولايت فقيه در اخبار و مناصب فقيه .
و در فصل آخر به لزوم قيام براى تشكيل حكومت و به برخى از آرمانهاى نهضت اشاره كرده اند:
١- اصلاح وتصفيه حوزه هاى علمى .
٢- كنار گذاشتن كوته بينان و قطع ايادى آنان .
٣- مبارزه با استبداد و خود رأى .
٤- مبارزه با فقر.
و...
مكاسب محرمه جلد ١
اين كتاب در ٣٣صفحه با تزييلات و تصحيحات آقاى تهرانى منتشر شده است .
مباحث اين كتاب : بيع نجاسات فروش شراب بهره بردارى از مردار فروش سگ و خوك فروش اموالى داراى جهت مشترك بين حلال و حرام فروش سلاح به كفار حرمت و يا جواز تصوير گرى غنا و موسيقى و ماهيت آن حرمت غيبت موارد جواز غيبت و...
امام دربارهء مسأله فروش سلاح به كفار و ارتباط نظامى با آنان مى فرمايند:
فروش سلاح به كفار از امور سياسى است و تابع مصالح روز مسلمانان . چه بسا مصالح مسلمانان اقتضاكند كه سلاح به كفار فروخته و يا رايگان به طايفه اى از آنان داده شود. مثل اين كه : به حوزهء اسلام دشمنى قوى هجوم آورد كه جز با مسلح كردن عده اى از كفار دفع آن ميسر نيست و يا دولت مستقل شيعى مورد هجوم مخالفان آن واقع شود و يا مصالح ديگر... و چه بسا مصالح مسلمانان اقتضا كند: عدم فروش سلاح به كفار را در اين مورد فرقى بين زمان جنگ و يا غير جنگ نخواهد بود و اگر احتمالدهيم كه امضاى سلاح موجب آمادگى و توطئه آنان براى هجوم به بلاد اسلام و نفوذ باشد جايز نخواهد بود.
مكاسب محرمه جلد ٢
اين كتاب در ٣صفحه و در بر دارندهء مباحث ذيل است :
قمار و فروعات مربوط به آن آلات قمار. دروغ ماهيّت دروغ موارد جايز بودن دروغ مثل : ضرورت و اصلاح بين مردم كمك به ظالم قبول كردن منصب از جانب ظالمان و موارد جواز پذيرش شغل در حكومت ظالمان . تكسب به واجبات مثل : صلوة و سوم استيجارى و...
كتاب الطهارة ٣جلد
اين كتاب در ٣جلد جلد اوّل به تصحيح آقاى على اكبر مسعودى ٢٣٩صفحه مطبعه الحكمه جلد دوّم ٢٣٨صفحه جلد سوّم صفحه به تصحيح آقاى سيّد هاشم رسولى محلاتى در مطبعه العلميه قم به چاپ رسيده است .
مباحث اين سه جلد عبارتند از: دماء ثلاث تيمم و طهارت و نجاست .
تعليقة على وسيلة النجاه
٢٢٥صفحه در ذيحجه ١٣٨٢هـ. ق . توسط
چاپ علميه قم به طبع رسيده و منتشر شده است
اين تعليقه مفصل ترين حاشيه و تعليقه بر كتاب وسيله النجاة مرحوم آية الله سيد ابوالحسن اصفهانى قدس سره مى باشد. كه تفصيل اين رساله بعداً منجر به نوشتن كتاب شريف تحرير الوسيله گرديد.
تحرير الوسيله ٢ جلد
اين كتاب باز نويسى وسيلة النجاة مرحوم اصفهانى و تلفيق حواشى و شروح حضرت امام بر متن وسيله با اضافات و آوردن مباحث مسائل مورد ابتلاى دنياى اسلام و نيز درج مباحثى كه در وسيله نا تمام مانده است مى باشد.
امام در مقدمه كتاب مى نويسد: من در گذشته تعليقه اى را بر كتاب وسيلة النجاة مرحوم اصفهانى قدس سره نوشته بودم چون به خاطر اتفاق حوادث حزن انگيز براى اسلام و مسلمين در تاريخ اواخر ماه جمادى الاخر ١٣٨٤هـ. ق . از شهر قم به شهر بورساى تركيه منتقل شدم ( كه شايد تايخ آن را در خود نگهدارد ) در آغاز كه فارغ البال بودم و تحت نظر و مراقبت دوست داشتم كه آن حاشيه را به خاطر سهولت استفاده در متن جاى دهم و اگر خداوند ياريم كند مسائل مورد ابتلا را بر آن اضافه خواهم كرد و از خداوند آرزوى توفيق و از ناظرين طلب دعاى خير براى رفع مشكلات از سرزمين اسلامى مخصوصاً مركز شيعه را دارم . ان شاء الله دست اجانب از مملكت اسلامى قطع گردد و حسن عاقبت نيز نصيب اينجانب گردد .
تحرير الوسيله جلد ١
مباحث اين جلد عبارتند از مطهرات نجاسات نماز و مقدمات و شرايط آن غسل مسائل دفن فروغ علم اجمال نماز جمعه و عيدين نماز مسافر روزه و مسائل مربوط به آن زكات و مسائل مربوط به آن خمس و مسائل مربوط به آن انفال حج و امر به معروف و نهى از منكر.
امام درباره امر به معروف و نهى از منكر مى نويسند:
اين دو از بالاترين فرائض و اشرف آن است وبه وسيله اين دو واجبات بر پا داشته مى شوند. وجوب اين دو از ضروريات دين است و هر كس آن را با التزام به لوازم آن انكار كند كافر است . در قرآن كريم و روايات ائمه با تعابير گوناگون مردم به اقامه ء اين دو تحريص شده اند. خداوند مى فرمايد:
بايد از شما گروهى باشند كه مردم را به سوى خير دعوت كنند وامر به معروف و نهى از منكر كنند.
اينان رستگارانند ( آل عمران ١٤).
و از پيامبر روايت شده است : امت من در خير و بركتند اگر امر به معروف و نهى از منكر كنند و يكديگر را در نيكيها كمك كنند. اگر امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند بركات از آنان گرفته مى شود و بعضى از آنان بر بعضى ديگر مسلط مى شوند و ياورى نه در زمين و نه در آسمان براى آنان نخوهد بود ق س
سپس بحث را در زمينهء مسائلى همچون : دفاع از مركز اسلام وحدود آن مكاسب و متأجر ربا صلح جعاله وديعة مضاربة شركت مزارعة مساقاة و... ادامه مى دهند.
تحرير الوسيله جلد ٢
اين جلد در ٦٤١صفحه شامل مباحث زير است :
رهن حجر ضمان وكالة حوالة هبة وقف
وصية نذر كفارات صيد و ذباحة و غضب اطمعه و اشربه طلاق لعان ايلا ارث . قضا حدود قصاص ديات و بحث هايى در مسائل جديد همچون : سفته سر قفلى بانكها بخت آزمايى تلقيح مصنوعى تشريح تغيير جنسيّت و...
ايشان دربارهء تشريح مى نويسد:
اگر حفظ حيات مسلمانان متوقف باشد بر تشريح بدن ميت و تشريح غير مسلمان ممكن نباشد جايز است بدن ميت مسلمان را به منظور پى بردن هب راههاى پيشگيرى و معالجه و حفظ حيات مسلمانان تشريح كنند ولى اگر تشريح فقط به خاطر آموزش باشد جايز نيست . اگر به خاطر آموزش اين تشريح صورت گرفت پرداخت ديهء اعضا واجب است و اگر از روى ضرورت و ناچارى انجام پذيرفت بعيد نيست كه ديه نيز ساقط شود.
--------------------------------------------------------------------------------
١. نامهء عرفانى حضرت امام به فاطمه طباطبايى همسر حج احمد آقا كه به نام ( باده عشق ) منتشر شد.
٢. مجله ( حوزه ) شمارهء ٣٢ ٧٢ مصاحبهء آية الله سيد عز الدين زنجانى .
٣. سيرى در آثار و تأليفات حضرت امام احمدى يزدى ٤٣
٤. آداب الصلوة ١٨٦
٥. الرسائل ج ٢ ٩٧ ٩٨ چاپ اسماعيليان .
٦. پيام حضرت امام به حوزويان ٦٧١٢٣
٧. صحيفه نور ج ١٧ ٢٢
٨. الرسائل تأليف امام خمينى ج ١ ٦
٩. همان مدرك ج ١ ٣٥٨
١٠. همان مدرك ج ١ ٣٥٨
١١. همان مدرك ج ٢ ٩٨ـ ٩٦
١٢. همان مدرك ج ٢ ١٩٥
١٣. البيع ج ٢ ٤٧ـ ٤٩
١٤. همان مدرك ج ٢ ٤٥٩
١٥. همان مدرك ج ٢ ٥٤٣
١٦. همان مدرك ج ٣ ٤١٦
١٧. همان مدرك ج ٥ ٤٠٢
١٨. المكاسب تأليفات امام خمينى ج ١ ١٥٢
١٩. تحرير الوسيله ج ١ ٥٦٢
٢٠. تحرير الوسيله ج ٢ ٦٢٦ مسأله ٣٤