آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩ - منشور محبّت و معرفت
طبق روايتى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با اشاره به اميرمؤمنان (عليه السلام) فرموده است:
يا على! اگر نمى ترسيدم كه گروهى از امّت من درباره تو چيزى مانند ادّعاى مسيحيان درباره عيسى ابن مريم(عليه السلام) بگويند، مراتب و مقامات تو را چنان بيان مىكردم كه بر هيچ گروهى از مردم نگذرى، مگر آنكه خاك زير پاى تو را براى تبرّك برگيرند؛[١]
يعنى مقام اميرمؤمنان(عليه السلام) و ديگر امامان(عليهم السلام) به حدّى بالا بوده است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مىترسيدند اگر آن فضايل را بيان كنند، مردم متوجّه نشوند و گمان كنند كه على(عليه السلام) خدا است؛ همانطور كه مسيحيان درباره حضرت مسيح(عليه السلام) چنين گمان مىكنند.
چنين عقايدى، انحرافى اند و با توحيد، هيچگونه سازگارى ندارند. وقتى ما مىگوييم معرفتمان به امامان معصوم(عليهم السلام)، بسيار ضعيف است و هرگز به مرتبه شناخت واقعى ايشان نمى رسيم، معنايش اين نيست كه آنان خدا هستند يا خدا شده اند يا خدا در آنها حلول كرده است. آنها نيز مانند ما مخلوق خدا هستند؛ ولى نزد خدا مراتبى دارند كه انسان عادى از آنها بى بهره است. من و شما چقدر توان خيره شدن به خورشيد را داريم؟! ما به جهت فاصله هزاران كيلومترى كه با خورشيد داريم مىتوانيم آن را نگاه كنيم؛ ولى مشاهده ما در حدّ چند لحظه است و پس از چند لحظه بايد چشمانمان را ببنديم تا اذيت نشود. مشاهدههاى معنوى نيز چنين است. مقامها و درجههاى معنوى اولياى خدا آن قدر بسيار است كه حتّى افراد داراى چشم باطنى و معنوى نيز نمى توانند آنها را ببينند و فقط به اندازه ظرفيتشان، مقدارى از آن مقامها را درك مىكنند. در هر حال بايد توجّه داشته باشيم كه هيچ گاه پيامبر و امام، خدا نمى شوند و خدا در آنها حلول نمى كند. اين از نادانى و كوتهانديشى انسان است كه چنين تصوّرهايى را در ذهن خود مىپروراند.
[١] قال رسولُ اللّه٩: «وَ لَولاَ مخافة أن تَقُولَ فِيكَ طَوائِفُ مِن أُمَّتِى مَا قَالَت النَّصَارَى فِى عِيسَى بن مَريَمَ لَقُلتُ فيِكَ اليَومَ مَقالاً لاَتَمُرُّ بِمَلأ مِنَ النَّاسِ إِلاّ أَخَذُوا مِن تَحتِ قَدَمَيكَ التُّرابَ يَبتَغُونَ بِهِ البَرَكَةَ...». (علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٣٥، ص ٣١٥، باب ١٠، ح ٤)