آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - ٣ برقرارى رابطه عاشقانه
واقعيت دارد. روح آدمى مىتواند با روح والاى معصومان(عليهم السلام) ارتباط يابد. اين رابطه خيلى مهمتر از رابطه برقرار كردن با شخصى است كه در امريكا يا در مريخ زندگى مىكند؛ امّا چقدر مهم است كه انسان بتواند از همين جا كه نشسته است، با امام زمان ارواحنافداه ارتباط يابد؛ با كسى كه همچون اجداد پاكش(عليهم السلام) به ساحت قدس الاهى متّصل است؛ همان گونه كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) محو و فانى در ذات خدا بود: فإِنَّهُ مَمسُوسٌ فِى ذَاتِ اللّهِ.[١]
بعضىها گمان مىكنند چنين رابطهاى، يك ارتباط شاعرانه است. مسأله از اينها خيلى بالاتر است. براى برقرارى اين ارتباط، شما نياز نداريد با شبكه رايانهاى ارتباط داشته باشيد. كليدش دست خود شما است. همين كه توجّه پيدا كنيد، كليد دل را زده ايد و ارتباط برقرار مىشود. حالا آيا مىارزد كه اين ارتباط را داشته باشيد يا نه؟! امروز ولى اللّه الاعظم، حضرت صاحب الامر عَجَّل اللّه تَعالى فَرَجَهُ الشَّريفْ، امام و مولاى همه ما است. شما هرجا و در هر حالى كه باشيد مىتوانيد اين رابطه را برقرار كنيد. آيا مىارزد يا نمى ارزد؟!
ببينيد چه گنجى در اختيار ما است و آن را نشناخته ايم و قدرش را نمى دانيم. ببينيد چه ستمى مىكنند كسانى كه مىخواهند اين معرفتها را از ما بگيرند و هستى را در روابط محض اين جهانى محصور كنند. انبيا و اوليا چه خون دلى خوردند تا اين معارف را در دلهاى مؤمنان تقويت كرده، كاشتند، و آبيارى كردند و به ثمر رساندند؛ امّا بعضى با يك سخنرانى، با يك القاى شبهه، با يك مقاله مىخواهند همه اين معارف را بر باد دهند. آيا جنايتى بالاتر از اين مىشود؟! اين جنايت بالاتر است يا قتل نفس؟! خون هزاران انبيا و اولياى خدا ريخته شد تا اين ايمانها در دل مردم پديد آمد. اين ايمانها ارزشش از خون بيشتر است. آن خونها ريخته شد تا اين ايمانها پديد بيايد. آن وقت اين معرفتها و ايمانها را با يك سخنرانى ساده و با يك شبهه معرفت شناسانه بگيرند و بدزدند. بايد در زمينههاى گوناگون بكوشيم تا بتوانيم در برابر اين امواج گمراهى مقاومت كنيم. اوّل بايد ايمان خودمان را حفظ كنيم و بعد دست ديگران را بگيريم و از گمراهىها برهانيم. كليد اين را هم به ما داده اند. گنجهايى در اختيار ما است كه بايد بكوشيم و از آنها بهره بگيريم.
[١] علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٣٩، ص ٣١٢، باب ٨٨، ح ٥.