آفتاب ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٧
نمى گويند ما خدا را قبول نداريم تا امام زمان(عليه السلام) برايشان دليل بياورد و خدا را اثبات كند. نمى گويند ما پيامبر را قبول نداريم تا دليل بياورد كه محمّد بن عبداللّه(صلى الله عليه وآله) پيامبر بر حقّى بود كه از طرف خداوند بر انگيخته شده بود. نمىگويند قرآن، كلام خدا نيست تا دليل بياورد قرآن از طرف خدا است؛ بلكه مىگويند: قرآن كلام خدا است؛ امّا ما فقط تأويل و قرائت خويش را قبول مىكنيم و بس. امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف با اين مسلمان نُمايان چگونه برخورد كند؟! اگر هزار دليل بياورد كه دست دزد را بايد بريد: وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما؛[١] دست مرد و زنِ سارق را قطع كنيد، مىگويند منظور آيه اين است كه اگر هيچ راهى براى جلوگيرى از دزدى وجود نداشت، آن گاه دست دزد را بايد بريد اين آيه در مقام بيان ابراز است و اگر با ابراز بهترى چون زندانى كردن بتوان جلو دزدى را گرفت، نبايد به خشونت و قطع دست متوسّل شد.
اگر بگويد: قرآن درباره مرد و زن زناكار مىفرمايد: الزّانِيَةُ وَ الزّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِد مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَة وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّهِ.[٢] زن و مرد زناكار را پيش چشم مردم صد تازيانه بزنيد! مبادا تحت تأثير عواطف، از اجراى احكام دين خدا خوددارى كنيد! مبادا بگوييد بيچارهها جوانند و آبرويشان مىريزد! آبروى دو جوان ريخته شود بهتر است يا آن كه تمام شهر به لجن كشانده شود؟! روشنفكران دينى در مقابل خواهند گفت: اين قرائت شما است. اين قرائت، بوى خشونت مىدهد و ويژه خشونت طلبان است. اسلام، دين رأفت و مهربانى است و هيچگاه اجازه نمى دهد آبروى دو جوان به سبب يك اشتباه ريخته شود. اگر پرسيده شود كه به جاى اجراى اين احكام اسلامى چه بايد كرد؟ مىگويند: نبايد چيزى را بر مردم تحميل كرد. بايد به پسند و خواست مردم گردن نهيم! اگر گفته شود: پيام قرآن، خدامحورى است، نه مردممحورى، مىگويند: اين فهم و قرائت شما است؛ ما به گونه ديگرى مىفهميم.
با وجود اينان، امام زمان(عليه السلام) چقدر بايد خون دل بخورد؟! اگر بخواهد شمشير بكشد،
[١] مائده (٥): ٣٨. [٢] نور (٢٤)، ٢.